امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
851
عنايت فاطميه
جناب حاجي علي اكبر سروري تهراني گفت خاله علويه اي دارم كه عابده و بركتي براي فاميل ماست و در شدايد به او پناهنده مي شويم و از دعاي او گرفتاري هايمان برطرف مي شود.
وقتي آن مخدره به درد دل مبتلا مي گردد و به چند دكتر و بيمارستان مراجعه مي كند فايده نمي كند، مجلس زنانه توسل به حضرت زهرا(س) فراهم مي كند و اهل مجلس را هم طعام مي دهد. همان شب در خواب حضرت صديقه (س) را مي بيند كه به خانه اش ‍ تشريف آورده اند به حضرتش عرضه مي دارد كلبه ما محقر است و اينكه روز گذشته از شما دعوت نكردم چون قابل نبودم . فرمود ما خود آمديم و حاضر بوديم والحال مي خواهيم درد و دوايت را نشان دهيم ، پس كف دست مبارك را محاذي صورتش مي گيرند و مي فرمايند به كف دستم نگاه كن ، پس تمام اندرون خود را در آن كف مبارك مي بيند از آن جمله رحم خود را مي بيند كه چرك زيادي در آن است فرمود درد تو از رحم است وبه فلان دكتر مراجعه كن خوب مي شوي . فردا به همان دكتري كه فرموده بود مراجعه مي كند و دردش را مي گويد و به فاصله كمي درد برطرف مي گردد. ضمنا بايد متوجه بود كه ممكن بود بدون مراجعه به دكتر و استعمال دارو همان لحظه او را شفا بخشد، لكن چون خداوند به حكمت بالغه اش ‍ براي هر دردي دوايي خلق فرموده كه بايد خاصيتي كه خداوند در آن دوا قرار داده ظاهر شود، پس بايد مريض هنگام ضرورت از مراجعه به طبيب و استعمال دوا خودداري نكند و بداند كه شفا از خدا است لكن به وسيله طبيب و دوا مگر در بعض مواردي كه مصلحت الهي اقتضا كند. بالجمله شايد در مورد علويه مذكور چنين مصلحتي نبوده ولذا او را به سنت جاري الهي كه رجوع به طبيب و دواست حواله فرمودند. حضرت صادق (ع) مي فرمايد:پيغمبري از پيغمبران گذشته مريض شد، پس گفت دوا استعمال نمي كنم تا خدايي كه مرا مريض كرد، شفايم دهد، پس خداوند به او وحي فرمود تو را شفا نمي دهم تا دوا استعمال نكني ؛ زيرا شفا از من است هرچند به وسيله دوا باشد.
داستانهاي شگفت/آيت الله دستغيب
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :