امروز:
دوشنبه 30 مرداد 1396
بازدید :
959
التفات به زوّار حسيني
آقاي سيد عبدالرسول خادم در همين سفر اخير تشرف حقير در كربلا (14 رجب 88) نقل كرد از مرحوم سيد عبدالحسين كليددار حضرت سيدالشهداء عليه السّلام پدر كليددار فعلي كه آن مرحوم اهل فضل و از خوبان بود. شبي در حرم مطهر مي بيند عربي پابرهنه خون آلود، پاي خونين و كثيف خود را به ضريح زده وعرض حال مي كند. آن مرحوم او را نهيب مي دهد و بالا خره امر مي كند كه او را از حرم بيرون نمايند، در حال بيرون رفتن گفت يا حسين عليه السّلام من گمان مي كردم اين خانه توست معلوم شد خانه ديگري است . همان شب آن مرحوم در خواب مي بيند آن حضرت روي منبر در صحن مقدس تشريف دارند در حالي كه ارواح مؤ منين در خدمت هستند حضرت از خدام خود شكايت مي كند. كليددار مي ايستد و عرض مي كند يا جداه ! مگر چه خلاف ادبي از ما صادر شده ؟ مي فرمايد امشب عزيزترين مهمان هاي مرا از حرم من با زجر بيرون كردي و من از تو راضي نيستم و خدا هم از تو راضي نيست مگر اينكه او را راضي كني . عرض كرد يا جدا! او را نمي شناسم و نمي دانم كجاست ؟ فرمود الا ن در خان حسن پاشا (نزديك خيمه گاه) خوابيده و به حرم ما هم خواهد آمد و او را با ما كاري بود كه انجام داديم وآن شفاي فرزند مفلوج اوست و فردا با قبيله اش مي آيند آنها را استقبال كن . چون بيدار مي شود با چند نفر از خدام مي رود و آن غريب را در همانجايي كه فرموده بودند مي يابد، دستش را مي بوسد و با احترام به خانه خود مي آورد و از او به خوبي پذيرايي مي نمايد. فردا هم به اتفاق سي نفر از خدام به استقبال مي رود چون مقداري راه مي رود مي بيند جمعي شادي كنان مي آيند و آن بچه مفولجي كه شفا يافته همراه آورده اند و به اتفاق به حرم مطهر مشرف مي شوند.
داستانهاي شگفت/آيت الله دستغيب
مطالب مرتبط :
تکصدا (شنبه 29 شهريور 1393)
پاسخ
فدای لب تشنه ات یا ابا عبدالله منم حاجت دارم من به کرمت و به اجابت کننده ی حاجت شکی ندارم اما تمام نا امیدی من از خودمه نه کرم شما و رحمانیت خدا امابا تمام وجود میخوام بیام در خونت حاجتمو بگیرم
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :