امروز:
چهار شنبه 7 تير 1396
بازدید :
903
عنايت حسين (ع) به زوار
بعض از موثقين اهل علم در نجف اشرف نقل كردند از مرحوم عالم زاهد شيخ حسين بن شيخ مشكور كه فرمود در عالم رؤ يا ديدم در حرم مطهر حضرت سيدالشهداء عليه السّلام مشرف هستم و يك نفر جوان عرب معيدي وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام كرد و حضرت هم با لبخند جوابش دادند. فردا شب كه شب جمعه بود، به حرم مطهر مشرف شدم و در گوشه اي از حرم توقف كردم ناگاه همان عرب معيدي را كه در خواب ديده بودم وارد حرم شد و چون مقابل ضريح مقدس رسيد با لبخند به آن حضرت سلام كرد ولي حضرت سيدالشهداء عليه السّلام را نديدم و مراقب آن عرب بودم تا ازحرم خارج شد، عقبش رفتم و سبب لبخندش را با امام عليه السّلام پرسيدم وتفصيل خواب خود را برايش نقل كردم و گفتم چه كرده اي كه امام عليه السّلام با لبخند به تو جواب مي دهد؟ گفت مرا پدر و مادر پيري است و در چند فرسخي كربلا ساكنيم و شبهاي جمعه كه براي زيارت مي آيم يك هفته پدرم را سوار بر الاغ كرده مي آوردم و هفته ديگر مادرم را مي آوردم تا اينكه شب جمعه اي كه نوبت پدرم بود چون او را سوار كردم ، مادرم گريه كرد و گفت مرا هم بايد ببري شايد هفته ديگر زنده نباشم . گفتم باران مي بارد هوا سرد است مشكل است ، نپذيرفت ناچار پدر را سوار كردم و مادرم را به دوش كشيدم و با زحمت بسيار آنها را به حرم رسانيدم و چون در آن حالت با پدر و مادر وارد حرم شدم حضرت سيدالشهداء را ديدم و سلام كردم آن بزرگوار به رويم لبخند زد و جوابم را داد و از آن وقت تا به حال هرشب جمعه كه مشرف مي شوم حضرت را مي بينم و با تبسم جوابم مي دهد. ازاين داستان فهميده مي شود چيزي كه شخص را مورد عنايت بزرگان دين قرار مي دهد ورضايت آنها را جلب مي كند صدق و اخلاص و محبت ورزي و خدمتگزاري به اهل ايمان خصوصا والدين و بالا خص ‍ زوار قبر حضرت ابي عبداللّه صلوات اللّه عليه است.
داستانهاي شگفت/آيت الله دستغيب
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :