امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1288
علامه طباطبائي(ره)
در آخرين روز (26 ذيحجه) سال 1321 ه ق (مطابق با سال 1281 ه ش) خانه سيد محمد قاضي طباطبايي در شاه آباد حادثه اي نويد بخش را به انتظار مي كشيد سرانجام ستاره اي پرفروغ در آسمان سلسله جليل القدر سادات طباطبايي تبريز درخشش در آمد. محل ولادت و نشو و نماي علامه طباطبايي شهر تبريز بود و خاندان وي از قديم نه تنها در اين شهر بلكه در جهان تشيع به فضل و علم مشهور بوده و اجدادش از دانشوران و علماي نامدار تبريز به شمارمي رفتند. پنج بهار از عمر علامه طباطبايي نگذشته بود كه آسمان زندگي اين كودك تيره و تار گرديد و مادر عزيزش را از دست داد. چهار سال بعد اين كودك نه ساله در غم فقدان پدر اندوهگين شد. بر اين اساس نهال وجودش از آغازين دوران زندگي با ناملايمات آشنايي يافت و بار رحلت پدر دشواريهايش دوچندان شد. وقتي كه علامه و برادر كوچكترش (سيد محمد حسن الهي) پدر و مادر خويش را از دست دادند وصي مرحوم پدر براي آنكه زندگي اين دو خرد سال متلاشي نگردد، وضعشان را بر همان روال سابق سامان داد و براي هر كدام يك خادم و خادمه معين و پيوسته در امور ايشان مراقبت و نظارت مي كرد تا اين دو كودك به رشد كافي برسند به خاطر همين ناگواريها، علامه تا سن نه سالگي به مكتب و مدرسه نرفت و از فراگيري علوم دور ماند، با اين وجود با تحمل سختي ها مصمم گرديد تا كسب تحصيل و دانش ‍ اندوزي را پي بگيرد و به مدارس جديد راه يافت . سيد محمد حسين به مدت شش سال پس از آموزش قران كه در روش ‍ درسي آن روزها قبل از هر تدريسي متداول بود آثاري چون گلستان ، بوستان ، نصاب الصبيان و.. را به همراه برادرش تحت تعليم اديبي لايق به نام شيخ محمد علي سرائي فرا گرفت و علاوه بر آموختن ادبيات به يادگيري فنون خوشنويسي زير نظر ميرزا علينقي خطاط پرداخت . چون تحصيلات ابتدايي نتوانست به ذوق سرشار و علاقه وافر ايشان پاسخ گويد از اين جهت به مدرسه طالبيه تبريز وارد شد و به فراگيري ادبيات عرب و علوم عقلي و نقلي و فقه و اصول پرداخت و از سال 1279 تا 1304 ه ش مشغول فراگيري دانشهاي مختلف اسلامي گرديد. علامه طباطبايي در زندگينامه خويش مي گويد در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زيادي به ادامه تحصيل نداشتم و از اين رو هر چه مي خواندم نمي فهميدم و چهار سال را به همين نحو گذراندم پس ‍ از آن يك باره عنايت خدايي 9 دامن گيرم شد و عوضم كرد و در خود يك نوع شيفتگي و بي تابي نسبت به تحصيل كمال حس نمودم به طوري كه از همان روز تا پايان تحصيل كه تقريبا هيجده سال طول كشيد هرگز نسبت به تعليم و تفكر احساس خستگي و دلسردي نكردم و زشت و زيباي جهان را فراموش كردم بساط معاشرت با غير اهل علم را به كلي برچيدم و در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگي به حداقل ضروري قناعت نموده باقي را به مطالعه مي پرداختم بسيار مي شد به ويژه در بهار و تابستان كه شب را تا طلوع آفتاب به مطالعه مي گذراندم و هميشه درس فردا شب را پيش مطالعه مي كردم اگر اشكالي پيش مي آمد با هر خودكشي بود حل مي نمودم وقتي كه به درس حضور مي يافتم از آنچه استاد مي گفت قبلا روشن بودم هرگز اشكال و اشتباه درس را پيش استادم نبرده ام . (1) در نخستين روزهاي ورود به اين ديار مقدس به دليل دوري از وطن و تازگي محيط تغيير زبان مردم و خشونت آب و هوا اوقات را با مشقات زيادي سپري نمود تا اينكه به تدريج با خصوصيات شهر و وضع زندگي و درس و بحث آنجا آشنا شد ليكن آب و هواي گرم و آب خمره كه با مشك از شريعه آورده مي شد محله نامناسب عماره و خانه اي تنگ و كوچك و بدون حتي يك آشنا اين مسافران تازه وارد را در شرايط نامطلوب قرار داده بود تنها دلخوشي و دلگرمي علامه فرزند خردسالش محمد بود كه در آن زمان هيجده ماه داشت اما به دليل گرمي هوا و شرايطي كه بدان اشاره شد اين روشني بخش محفل علامه بيمار شد و خيمه غم را در اين خانواده افكند طبيب مناسبي هم در شهر نجف نبود و والدين ناگريز شدند كودك بيمار را براي معالجه به بغداد ببرند امام تلاش پزشكان به جايي نرسيد و اين طفل خردسال از دنيا رفت . و پدر و خصوصا مادر جوان (علامه در اين زمان 23 سال و همسرش 18 سال داشت) را كه اولين فرزندشان را در يار غرت از دست داده بودند به سوگ نشاند. علامه كه براي تحصيل علم به نجف اشرف آمده بود با تحمل مشكلات و ناگواري ها در جهت كسب معارف و ارتقاي علمي تلاش بسيار نمود. همچنين ايشان در اواخر اقامت در نجف نيز روزگار سختي را گذراند و در سال 1314 ه ق پس از مدتي كه مبلغي براي ايشان حواله گرديد و اداي ديون شد نجف را به قصد اقامت در تبريز ترك نمود. پس از مدتي اقامت در تبريز و به دنبال سپري شدن فصل سرما، به قصد احياي مزرعه و باغ و ملك موروثي عازم روستاي شاد آباد گرديد. فرزند علامه مهندس عبدالباقي مي گويد خود به ياد دارم كه مرحوم پدرم دائما و در تمام طول سال مشغول فعاليت بودند و كاركردن در فصل سرما و در حين ريزش باران و برف هاي موسمي در حالي كه چتر به دست گرفته يا پوستين به دوش داشتند امري عادي تلقي مي گرديد در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه به روستاي شاد آباد و به دنبال فعاليت هاي مستمر ايشان قنات ها لايروبي و باغهاي مخروبه احيا و آباد گرديد و يك ساختمان ييلاقي هم در داخل روستا جهت سكونت تابستاني خانواده ساخته شد و در محل زير زمين خانه حمامي به سبك امروزي بنا نمود در حالي كه در سال 1318 ه ق حمامها عموما خزينه اي بود. در اواخر سال 1324 ه ش علامه طباطبايي به همراه همسر و چهار فرزندش ‍ شهر تبريز را به قصد اقامت در قم ترك نمود آيت الله جعفر سبحاني در اين زمينه مي گويد آذر سال 1324 تا آذر 1325 ه ش منطقه آذربايجان دستخوش ناامني و قتل و غارت بود استاد فقيد علامه طباطبايي تصميم گرفت بساط زندگي را از آن نقطه جمع كند و به يك مركز علمي مانند قم منتقل گردد در اين مورد به قران مجيد تفال زد استخاره نمود و اين آيه آمد: هنالك الولايه لله الحق هو خير ثوابا لله و خير عقبا آن جا ياري كردن خداي حق را سزد پاداش او بهتر و سرانجامش نيكوتر است . و لذا در همان نيمه سال 1325 ه ش زادگاهش را به عزم اقامت در قم ترك كرد. فرزند علامه مهندس عبدالباقي در اين زمينه مي گويد همزمان با آغاز سال 1325 ه ش وارد شهر قم شديم در ابتدا به منزل يكي از بستگان وارد شديم ولي به زودي در كوچه يخچال قاضي در منزل يكي از روحانيون اطاقي دو قسمتي كه با نصب پرده قابل تفكيك بود اجاره كرديم اين دو اتاق قريب بيست متر مربع بود طبقه زير اين اتاق ها انبار آب مشروب بود كه در صورت لزوم بايستي از درب آن به داخل خم شده و ظرف آب را پر كنيم چون خانه فاقد آشپزخانه بود پخت و پز هم در داخل اتاق انجام مي گرفت . اين مرد بزرگ سي و پنج سال تمام در حوزه مقدسه قم به تدريس و تاليف و تربيت و تهذيب نفوس پرداخت و سرانجام در سال 1360 دار فاني را وداع گفت.
درس زندگي/سيد رضا حسيني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :