امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1347
حاضر جوابي
محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، از علماي برجسته و فقهاء ومتكلمين بزرگ و از زهّاد و وارستگان كم نظير شيعه مي باشد كه سني و شيعه او را به علم و كمال قبول داشتند، وي بسال 336ه.ق يازدهم ذي قعده متولد شد و در سال 413در سن 76 سالگي از دنيا رفت ، جنازه او را هشتاد هزار نفر تشيع كردند و در حرم كاظمين به خاك سپردند. وي از نوابغ تاريخ است كه بيش از دويست كتاب ، تاءليف نمود، و اهل تسنن او را بزرگترين عالم از علماي شيعه مي دانستند. از حكايات مربوط به اين نابغه بزرگ اين كه : روزي قاضي عبدالجبّار در بغداد در مجلس حضور داشتند، در اين هنگام شيخ مفيد وارد مجلس شد، و در پائين مجلس نشست ، و پس از مدتي ، به قاضي رو كرد و گفت :من از تو در حضور اين علماء سؤالي دارم . قاضي گفت : بپرس .
شيخ مفيد گفت : شما در مورد اين حديث چه مي گوئيد كه پيامبر (ص) در غدير فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه كسي كه من رهبر او هستم ، پس ‍ علي (ع) رهبر او است آيا اين حديث ، مسلّم و صحيح است كه پيامبر (ص) در روز غدير فرموده است ؟ قاضي گفت : آري ، حديث صحيح مي باشد.
شيخ مفيد گفت : منظور از كلمه مولي چيست ؟ قاضي گفت : مولي به معني اولي (بهتر) است . شيخ مفيد گفت : پس اين اختلاف و خصومت بين شيعه و سني چيست ؟ با اين كه پيامبر (ص) علي (ع) را بهتر از ديگران معرفي نموده است . قاضي گفت : اين حديث ، روايت است ، ولي خلافت ابوبكر، درايت و از روي اجتهاد و درك مي باشد، و انسان عادل روايت را همتاي درايت قرار نمي دهد يعني درايت مقدّم است . شيخ مفيد گفت : شما درباه اين گفتار پيامبر (ص) چه مي گوييد كه به علي (ع) فرمود: حربك حربي و سلمك سلمي : جنگ تو، جنگ من است ، وصلح تو صلح من است . قاضي گفت : اين گفتار بر اساس حديث صحيح است .
شيخ مفيد گفت : نظر شما درباره اصحاب جمل كه به جنگ علي (ع) آمدند مانند طلحه و زبيرو... چيست ؟ قاضي گفت : اي برادر، آنها توبه كردند.
شيخ مفيد گفت : اي قاضي ! جنگ آنهادرايت (و حتمي) بوده است ولي توبه كردن آنها روايت شده است ، و تو در مورد حديث غدير گفتي ، روايت معادل درايت نيست (و درايت مقدم مي باشد). قاضي از پاسخ به شيخ مفيد، عاجز و درمانده شد، سر درگريبان فرو برد و سپس گفت : تو كيستي ؟ شيخ مفيد جواب داد: من خدمتگزار تو محمدبن محمد بن نعمان حارثي هستم . قاضي از مسند قضاوت برخاست ، و دست شيخ مفيد را گرفت و بر آن مسند نشاند و گفت : انت المفيد حقابراستي كه تو انسان مفيد (سود بخشي) هستي . چهره هاي علماي بزرگ مجلس در هم كشيده شد، وقتي قاضي ، ناراحتي آنها را در يافت به آنها رو كرد و گفت : اي علماء! اين مرد شيخ مفيد مرا مجاب كرد و در پاسخ او عاجز شدم ، اگر كسي از شما قادر به جواب او است ، اعلام كند تا او را بر مسند بنشانم و شيخ مفيد به جاي خود بنشيند، هيچ كس جواب نداد و اين موضوع شايع گرديد، و علت نام گذاري او به مفيد از همين جا سرچشمه گرفت.
داستان دوستان/محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :