امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1240
صاحب بن عباد
اسماعيل بن عباد طالقاني معروف به صاحب بن عباد (متوفي 385 ه.ق) از علما و حكما و هوشمندان بزرگ قرن چهارم است ، او چند سال وزير سلاطين آل بويه (كه شيعه بودند) مانند مؤ يد الدّوله و فخرالدّوله ديلمي بود، و مدتي حاكم اصفهان گرديد، و در تشييد و استحكام مباني تشيّع و گسترش آن ، در اصفهان و... نقش مهم داشت ، و او علماء و دانشمندان را به تاءليف ، تشويق مي كرد، مرحوم صدوق ، رئيس محدّثين ، كتاب اخبارالرضا(ع) را به سفارش او نوشت و... صاحب بن عباد خود نيز داراي تاليفاتي بود، از جمله كتاب المحيط في اللّغه در هفت جلد از تاءليفات او است ، و ده هزار شعر در مناقب اهلبيت نبوّت ، و انحرافات معاندين و دشمنان اهل بيت (ع) سرود، قبرش در اصفهان ، مزار شيعيان است . از اخلاق او اينكه : نقل شده ؛ روزي يكي از غلامانش شربتي براي او حاضر كرد و به او داد. صاحب وقتي كه خواست آن را بنوشد، يكي از اصحاب او گفت : اين شربت را ننوش كه زهرآلود است ، غلامي كه آن شربت را داد نيز ايستاده بود، صاحب بن عباد به آن يار كه گفته بود شربت را ننوش ، گفت : دليل بر قول تو چيست كه در اين شربت ، زهر ريخته اند. او گفت : تجربه كن ، آن را به آن غلام كه به تو داد، بده بياشامد، تا معلوم شود. صاحب گفت : من اين كار را روا نمي دانم ، او گفت : پس آن شربت را به مرغي بده و تجربه كن ، صاحب گفت : عقوبت كردن حيوان ، جايز نيست ، سپس امر كرد شربت آن ظرف را بر زمين ريختند، و به غلام گفت : از نزد من بيرون برو، و دستور داد حقوق ماهيانه او را بدهند و قطع نكنند و گفت : انسان نبايد يقين را با شك دفع كند، و عقوبت نمودن شخصي با قطع كردن روزي او، كار ناجوانمردانه است ، و من چنين كاري را انجام نخواهم داد.
داستان دوستان/محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :