امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1300
شاد كردن مؤمن
زمان امام صادق عليه السّلام بود شخصي بنام نجاشي استاندار اهواز و فارس بود، يكي از كشاورزهاي قلمرو حكومت او به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: در دفتر مالياتي نجاشي ، مبلغي را به نام من نوشته اند، نجاشي از شيعيان شما است ، اگر لطف مي فرمائي نامه اي براي او بنويس تا ملاحظه مرا بكند. امام صادق (ع) براي نجاشي نامه اي ، اين گونه نوشت :
بسم اللّه الرحمان الرحيم سّر اخاك يسّرك اللّه . :بنام خداوند بخشنده مهربان ، برادر ديني خود را خوشحال كن ، خداوند ترا خوشحال مي كند. هنگامي كه اين نامه به دست نجاشي رسيد، وقتي دريافت كه نامه امام صادق (ع) است ، گفت : اين ، نامه امام صادق (ع) است ، آن را بوسيد و به چشم كشيد و به حامل نامه گفت : حاجت تو چيست ؟ او گفت : در دفتر مالياتي تو، مبلغي را به نام من نوشته اند. نجاشي گفت : آن مبلغ ، چه اندازه است ؟! او گفت : ده هزار درهم است .
نجاشي ، منشي خود را طلبيد، و جريان را به او گفت و به او دستور داد كه آن ماليات را بپردازد و نام آن كشاورز را در دفتر ماليات ، خط بزند، و سال آينده نيز همين كار را در مورد او انجام دهد. پس از اين دستور، نجاشي به آن كشاورز گفت : آيا تو را خوشحال كردم ؟. او گفت : آري فدايت شوم . سپس نجاشي دستور داد يك كنيز و يك غلام و يك مركب و يك بسته لباس ‍ به او بخشيدند، و در مورد هر يك از آنها كه به او مي داند، نجاشي به او مي گفت :آيا تو را خوشحال كردم ؟. او در پاسخ مي گفت : آري فدايت گردم . تا آنجا كه نجاشي به او گفت : اين فرشي را كه روي آن هنگام دادن نامه مولايم امام صادق (ع) نشسته بودم ، به تو بخشيدم ، برادر و با خود ببر و در نيازهايت مصرف كن . آن كشاورز، خوشحال از نزد نجاشي بيرون آمد و سپس به حضور امام صادق (ع) رسيد و جريان را به عرض آن حضرت رساند، و آن حضرت را خوشحال يافت ، عرض كرد: اي فرزند رسول خدا گويا رفتار نجاشي با من ، شما را خوشحال كرد؟. آن حضرت فرمود: آري سوگند به خدا او خدا و رسولش را خوشحال كرد.
داستان دوستان/محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :