امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1487
از جوانان بياموزيم
آقا سيّد محسن جبل عاملي از علماي بزرگ شيعه و نواده برادر مرحوم آقا سيّد جواد، صاحب مفتاح الكرامه است . ايشان در دمشق ، مدرسه اي تاسيس كرده كه دانش آموزان شيعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصيل مي كنند. حاج سيّد احمد مصطفوي كه يكي از تجّار قم است ، گفت : من از خود سيّد محسن امين شنيدم كه مي گفت يكي از تربيت يافتگان مدرسه ما براي تحصيل علم به آمريكا مسافرت كرد. از آنجا نامه اي براي من نوشت به اين مضمون كه : چند روز پيش شاگردان مدرسه ما را امتحان مي كردند، من هم براي امتحان رفتم . مدتي نشستم تا نوبت به من برسد. خيلي طول كشيد. ديدم اگر بنشينم ، نمازم فوت مي شود. از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم ، آنهايي كه در آنجا بودند پرسيدند: كجا مي روي ؟ چيزي نمانده است كه نوبت تو بشود. گفتم : من يك تكليف ديني دارم كه دارد وقتش ‍ مي گذرد. گفتند: امتحان هم وقتش مي گذرد. اگر اين جلسه برگزار شود ديگر جلسه اي تشكيل نخواهند داد و به خاطر تو هيئت ممتحنه هرگز جلسه خصوصي تشكيل نمي دهد.گفتم : هرچه باداباد! من از تكليف ديني خود صرف نظر نمي كنم بالاخره رفتم . از قضا هيئت ممتحنه متوجّه شده بودند كه من به اندازه اداء يك وظيفه ديني غيبت كرده ام . انصاف داده و اظهار كرده بودند كه چون اين شخص در وظيفه خود جدي است ، روانيست كه او را معطّل بگذاريم . براي قدرداني از اينكه عمل به وظيفه كرده است بايد جلسه اي خصوصي برايش تشكيل دهيم . اين بود كه جلسه ديگري تشكيل دادند. من حاضر شدم و امتحان دادم آقا سيّد محسن امين پس از نقل داستان ، فرمود: من در مدرسه چنين شاگرداني تربيت كرده ام كه اگر به دريا بيفتند، دامنشان تر نمي شود.
چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران/ يدالله بهتاش
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :