امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
929
شهامت ذاتي
يكي از اساتيد نقل مي كرد، دوران جواني امام خميني (قدّس سرّه ) بود، ايشان به قم براي تحصيل و تدريس آمده بودند و هنوز به مقام مرجعّيت نرسيده بودند. روزي يك نفر قلدر به مدرسه فيضّيه آمد و شروع كرد به عربده كشيدن و به طلبه هاي اندك مدرسه فيضيّه بد گفتن ، با توجه به اينكه زمان رضاخان بود و افراد ضدّ آخوند از طرف رضاخان حمايت مي شدند. در اين هنگام كه طلبه ها خود را از گزند آن شخص عربده كش ، كنار مي كشيدند ديدم امام خميني (ره ) نزد او رفت و نهيبي بر سر او كشيد و يك كشيده محكم به صورت او زد به طوري كه برق از چشمان او پريد، شرمنده شد و با كمال خجالت سر به پائين انداخت و از مدرسه بيرون رفت . آري امام در همان دوران جواني ، خصلت شهامت و شجاعت را داشتند و زورگويان را تنبيه مي كردند.
داستان دوستان, ج5 / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :