امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1005
صلابت امام
در آن هنگام كه امام خميني (قدّس سرّه ) در فرانسه بود، و در ايران ، شاه پس از تشكيل شوراي سلطنت ، به خارج گريخته بود، رئيس شوراي سلطنت ، شخصي بنام سيد جلال الدّين تهراني بود، سيد جلال الدّين از رجال معروف و منجّمين بود و خط زيبا داشت ، در آن ايّام ايشان به عنوان معالجه بيماري خود به پاريس رفته بود، و فرصت را مغتنم شمرد كه براي پاره اي از مذاكرات به محضر امام خميني (ره ) برسد، به در خانه امام آمده بود و تقاضاي ملاقات كرد، جريان را به امام گزارش دادند. امام فرمود: ملاقات او با من مشروط به اين است كه او استعفاي خود را از شوراي سلطنت ، بنويسد. سخن امام را به او ابلاغ كردند، او با خط زيباي خود، استعفاي خود را نوشت ، آن نوشته را به خدمت امام آوردند. امام پس از ديدن آن ، فرمود: اين كافي نيست ، زيرا ممكن است ايشان كه از اينجا رفت بگويد من مجبور شدم و نوشتم ، بلكه بايد دليل استعفاي خود را نيز بنويسد، جريان را به سيد جلال الدّين گفتند، او اين دست و آن دست كرد و سرانجام به اين مضمون نوشت : طبق فرموده امام ، به دليل مخالفت شوراي سلطنت با قانون اساسي ، استعفا دادم و سپس اجازه ملاقات صادر شد و او به حضور امام رسيد، در خدمت امام در ضمن مذاكرات ، عرض كرد: جريان سخت وخيم است ، از عواقب كار مي ترسم (كوتاه بيائيد). امام به او فرمود: هيچ نترس ، شاه رفت و رفت و ديگر باز نمي گردد!!
داستان دوستان, ج5 / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :