امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
953
با آنها تفاوتي ندارم
ما در قرارگاه عملياتي والفجر 10 در خدمت ايشان (مقام معظم رهبري) بوديم. خوب رئيس جمهور مملكت تشريف آوردند به قرارگاه تاكتيكي، و عمليات هم موفقيت آميز بود. همه خوشحال بودند و مي‌خواستند خوشحالي خود را از حضور ايشان اظهار كنند.
براي غذاي ظهر رفته بودند و يك مقدار بيش از آنچه بود تهيه ديده بودند و آوردند، در آن چادري كه براي آقا در نظر گرفته بودند. شش نفر بيشتر نبوديم.
آقا محسن و من و آقاي شمخاني، آقاي رحيم صفوي و به نظرم آقاي غلامپور و همچنين آقاي جعفري.
غذا را كه آوردند آقا فرمودند:
خوب فلاني، من به شما كه داريد تلاش مي‌كنيد، زحمت مي‌كشيد، كار مي‌كنيد و بدن‌تان نياز به انرژي دارد، نمي‌گويم چرا اين غذا را مي‌خوريد. من قبول دارم كه بايد از اين بيشتر را برايتان بياورند ولي آيا بقيه‌ي پرسنل شما هم از اين غذاها استفاده مي‌كنند؟! مانديم ديگر! تا آن كه آقا فرمودند:
حالا من مي‌خورم به خاطر اين كه شما دانسته باشيد كه من مايلم كه شما به خودتان برسيد ولي هر چيز جايي و مكاني دارد و الآن كه شما اين طور كرده‌ايد مي‌گويند حال رئيس جمهور مملكت آمده اين طور برايش تهيه ديده‌اند. براي ما همان غذاي سرباز را بياوريد كه ببينند كه من چه دارم مي‌خورم. من كه رئيس جمهور هستم و آمدم اين جا با آنها هيچ تفاوتي ندارم. چون اگر اين طور نباشد حضور ما تشريفاتي مي‌شود. بعد هم تذكراتي دادند كه در حفظ بيت المال همّت كنيد.[1]

[1] . مجله پاسدار اسلام، شماره 154، مصاحبه با آقاي شوشتري.
حكايت نامه‌ي سلاله‌ي زهرا (س)/ حسن صدري مازندراني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :