امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1653
حبوط اعمال با ريا
مرحوم قطب راوندي (رضوان اللّه تعالي ) روايت كرده است كه :
در بني اسرائيل عابدي بود كه سالها حق تعالي را عبادت مي كرد. روزي دعا كرد كه : پروردگار را مي خواهم حال خودم را نزد تو بدانم ، كدامين عمل هايم را پسنديدي ، تا هميشه آن عمل را انجام دهم ، واِلاّ پيش از مرگم توبه كنم ؟! حضرت حق تعالي ، ملكي را نزد آن عابد فرستاد و فرمود:
تو پيش خدا هيچ عمل خيري ندارد. گفت : خدايا، پس عبادتهاي من چه شد؟! ملك فرمود: هر وقت عمل خيري انجام ميدادي به مردم خبر ميدادي ، و مي خواستي مردم به تو بگويند: چه آدم خوبي هستي و به نيكي از تو ياد كنند. خُب ، حالا ثوابت را گرفتي ، آيا براي عملت راضي شدي ؟ اين حرف براي عابد خيلي گران آمد و محزون و ناراحت شد، و صدايش به ناله بلند گرديد. ملك بار ديگر آمد و فرمود: حق تعالي مي فرمايد:
الحال خود را از من بخر، و هر روز به تعداد رگهاي بدنت تصدق بده . عابد گفت : خدايا چطوري من كه چيزي ندارم ؟!
فرمود: هر روز سيصد و شصت مرتبه ، به تعداد رگهاي بدنت بگو: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لااِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكْبَر وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَةَ اِلاّ بِااللّهِ. عابد گفت : خدايا اگر اين طور است ، زيادتر بفرما؟! فرمود:
اگر زيادتر بگويي ثوابت بيشتر است.
داستانهايي از اذکار و ختوم و ادعيه مجرب, ج1/ علي مير خلف زاده
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :