امروز:
يکشنبه 3 بهمن 1395
بازدید :
1011
زاهد نماي كج انديش
نام حسن بصري ، در تاريخ اسلام ، زياد برده مي شود، پدر او بنام يسار از اهالي قريه ميسار (نزديك بصره ) بود. حسن بصري 89 سال عمر كرد، و يكي از زاهدان هشتگانه معروف مي باشد، وي زمان علي (ع ) تا زمان امام باقر(ع ) را درك كرده است . وي از ديدگاه تشيع ، فردي منحرف ، و زاهد نمائي كج انديش و درباري بود، بسياري از منحرفين ، او را احترام مي كردند و روشنفكر وارسته مي دانستند، به هر حال در اينجا به يك داستان از اين فرد زاهدنما توجه كنيد: پس از جنگ جمل و پيروزي سپاه علي (ع ) برسپاه طلحه و زبير، علي (ع ) در محلي عبور مي كرد، ديد حسن بصري در آنجا وضو مي گيرد، فرمود: اي حسن ، درست وضو بگير. حسن در پاسخ گفت : اي امير مؤمنان تو ديروز (در جنگ جمل ) مسلماناني را كشتي كه گواهي به يكتائي خدا و رسالت پيامبر (صلي اللّه عليه و آله ) مي دادند و نماز مي خواندند و وضوي درست مي گرفتند. علي (ع ) فرمود: آنچه ديدي واقع شد، اما چرا ما را برضد دشمن ، ياري نكردي ؟. حسن گفت : در روز اول جنگ ، غسل كردم و خودم را معطر نمودم و اسلحه ام را برداشتم ، ولي در شك بودم كه آيا اين جنگ صحيح است ؟! وقتي به محل خريبه(بر وزن كريمه ) رسيدم شنيدم ندا دهنده اي گفت : اي حسن برگرد، زيرا قاتل و مقتول هر دو در آتشند، از ترس آتش جهنم ، به خانه برگشتم و در جنگ شركت نكردم . در روز دوم نيز براي جنگ حركت كردم و همين جريان پيش آمد. امام علي (ع ) فرمود: راست گفتي ، آيا مي داني آن ندا دهنده چه كسي بود؟. حسن گفت : نه نمي دانم .
امام فرمود: او برادرت ابليس بود، و تو را تصديق كرد كه قاتل و مقتول از دشمن ، در آتش هستند. حسن گفت : اكنون فهميدم كه قوم (دشمن ) به هلاكت رسيدند. آري در هر زماني از اين گونه افراد پيدا مي شوند كه به زهد و وارستگي شهرت دارند، اما از فرمان امام برحق خود سرپيچي مي كنند، و حتي اعتراض مي كنند، و وقتي پاي جهاد به ميان مي آيد، از خونريزي و مسلمان كشي سخن به ميان مي آورند. در نقل ديگر آمده : همين حسن بصري در وضو گرفتن ، وسوسه داشت و آب زياد مي ريخت ، علي (ع ) او را ديد و فرمود: اي حسن ، آب زياد مي ريزي !. او در پاسخ گفت : آن خونهائي كه امير مؤمنان مي ريزد، زيادتر است . علي (ص ) فرمود: از كار من ناراحت شده اي ؟
او گفت : آري . فرمود: هميشه چنين باشي . پس از اين نفرين علي (ع )، حسن بصري هميشه تا آخر عمر، غمگين و عبوس بود تا جان سپرد.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :