امروز:
پنج شنبه 4 خرداد 1396
بازدید :
1183
چهره نفاق
مطّرف پسر مغيرة بن شيعه مي گويد: با پدرم نزد معاويه رفتم ، پدرم ، به حضور معاويه رفت و آمد مي كرد و با او گفتگو مي نمود، و بعد نزد ما مي آمد و از عقل و سياست و هوش معاويه سخناني مي گفت ، و او را مي ستود. ولي يك شب پدرم مغيره ، به خانه آمد، ديدم بسيار غمگين است و در فكر فرو رفته ، پس از ساعتي ، ديدم همچنان غمگين است ، گمان بردم كه اتفاق ناگواري براي او رخ داده است ، گفتم : اي پدر، چه شده كه از آغاز شب تاكنون غمگين هستي و در فكر فرورفته اي ؟ پدرم در پاسخ گفت :پسرم ! از نزد كافرترين و ناپاكترين انسانها نزد تو آمده ام يا بني جئت من عند اكفر النّاس واخبثهم . گفتم : او كيست ؟ گفت : معاويه است .
گفتم : چطور؟ گفت : در حضور معاويه بودم ، مجلس خلوت شد و من بودم و معاويه ، به او گفتم :اي رئيس مؤمنان ! سنّ و سال تو بالا رفته ، اكنون اگر به گسترش عدل و داد بپردازي براي تو بهتر است ، خوب است با برادران خود از بني هاشم ، خوشرفتاري كني ، و صله رحم نمائي ، سوگند به خدا اكنون در نزد آنها هيچ چيز نيست كه از آن بترسي ، و آن چيز براي سلطنت تو خطرناك باشد، بنابراين اگر رابطه نيكي با آنها برقرار سازي ، ذكر و پاداشش براي تو باقي مي ماند، و بعد از مرگ تو، تو را به نيكي ياد مي كنند. معاويه در جواب نصايح من گفت : هيهات !، كدام ذكر است كه باقي مانده و اميد بقاي آن است ؟ آن قدرت و حكومت قبيله تيم و ابوبكر بود كه با مرگ ابوبكر، پايان يافت و جز نامي از ابوبكر (در تاريخ ) باقي نمانده است ، و آن حكومت و قدرت قبيله عدي و عمر بود كه آنهمه شكوه داشت و ده سال ، سر پا بود، ولي با مرگ عمر، فرو ريخت و جز نام عمر (در تاريخ ) چيز ديگري باقي نمانده است . ولي در مورد ابن ابي كبشه (پيامبر (ص) ) نام او هر روز پنج بار در اذان با صداي بلند ذكر مي شود و مردم شب و روز اين جمله را مي شنوند: و اشهد انّ محمدا رسول الله بنابراين اي بي پدر غير از اين مورد، چه عملي باقي مي ماند و چه ذكر دوام مي يابد كه تو مرا نصيحت به ثواب و خوشرفتاري با بني هاشم مي كني لا و الله الا دفنا دفنا: نه به خدا سوگند، از روش خود دست بردار نيستم ، مگر آن وقت فرا رسد كه ياد پيامبر(ص ) را دفن كنم ، و مردم را به فراموش كردن آن ، عادت دهم . اين است باطن خبيث معاويه ، كه نقل كننده آن مغيرة بن شعبه يكي از سرسپردگان دستگاه معاويه مي باشد، آيا با توجه به اين مطلب ، مي توان گفت : كه معاويه ذره اي دين داشته است ؟!
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :