امروز:
شنبه 9 ارديبهشت 1396
بازدید :
1139
مخالفت با خواست خدا
چون آمنه مادر پيامبر صلي الله عليه و آله ، به حضرت حامله شد كهانت كاهنان مختل شد سطيح كه كاهني بود معروف از طايفه غسان به رزقاء يمامه كه او هم كاهنه بود نامه نوشت كه بايد در خاموش كردن اين نور به هر مكر و خدعه متمسك شد. رزقاء با آرايشگر حضرت آمنه بنام تكنا آشنا بوده و او روزي تكنا را ديد و گفت : چرا ناراحت هستي ؟ او هم جريان تولد مولودي كه باعث شكستن بتها و ذليل شدن كاهنان مي شود را نام برد. پس زرقاء كيسه زري را به تكنا نشان داد كه اگر در اين كار كمك نمائي اين كيسه از آن توست ، او هم قبول كرد. به حيله زرقاء بنا شد تكنا روزي براي آريشگري آمنه برود و وسط كار با كارد زهر آلود به پهلوي او بزند كه مادر و فرزند بميرند! از آن طرف هم زرقاء همه بني هاشم را آن روز موعود دعوت كند تا تكنا آن كار را تنهائي و بدون مزاحمت انجام دهد. روز موعود فرا رسيد بني هاشم بجهت صرف طعام حاضر و تكنا هم در خانه آمنه مشغول آرايشگري شد وسط كار تكنا خنجر زهرآلود را درآورد كه بزند، دستي از غيب بر تكنا زد و او به زمين افتاد و چشمش نمي ديد؛ فرياد آمنه هم بلند شد و زنان بني هاشم دور او اجتماع كردند، و از واقعه پرسيدند، او جريان را نقل كرد. به تكنا گفتند: چه خبر باعث شد اين حيله را انجام دهي ؟ گفت : به دستور زرقاء انجام دادم او را بگيريد. پس خود تكنا بدرك و اصل شد زرقاء هم خود را از مكه با صدمات زياد به وطن اصليش يمامه رساند و مكر او هيچ صدمه اي به آمنه و حملش ‍ نرسيد.
يکصد موضوع 500 داستان / سيد علي اکبر صداقت
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :