امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1370
اثر زکات بر روزي
جناب حاج مرادخان حسن شاهي ارسنجاني نقل كرده اند در سالي كه بيشتر نواحي فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود به قوام الملك خبر دادند كه مزرعه هاي شما در نواحي فسا تمام به واسطه ملخ از بين رفته . قوام گفت بايد خودم ببينم ، پس به اتفاق ايشان و مرحوم بنان الملك و چند نفر ديگر از شيراز حركت كرديم و چون به مزرعه هاي قوام رسيديم ديديم تماما خوراك ملخ گرديده به طوري كه يك خوشه سالم نديديم همينطوري كه مي رفتيم و تماشا مي كرديم به قطعه زميني رسيديم كه تقريبا وسط مزرعه بود، ديديم محصول آن سالم و يك خوشه اش هم دست نخورده در حالي كه محصول زمينهاي چهار طرف آن بكلي از بين رفته بود، قوام پرسيد اينجا كي بذر پاشيده و متعلق به كيست ؟ گفتند فلان شخصي كه در بازار فسا پاره دوزي مي كند، گفت مي خواهم او را ببينم به من گفتند او را بياور، رفتم او را ديدم و گفتم آقاي قوام تو را طلبيده ، گفت من به آقاي قوام كاري ندارم اگر او به من كاري دارد بيايد اينجا. هرطوري بود با خواهش و التماس او را نزد قوام آورديم . قوام از او پرسيد فلان مزرعه بذرش از تو است و تو كاشته اي ؟ گفت بلي . قوام پرسيد چه شده كه ملخ همه زراعتها را خورده جز مال تو را؟ گفت : اولاً من مال كسي را نخورده ام تا ملخ مال مرا بخورد، ديگر آنكه من هميشه زكات آن را سر خرمن خارج مي كنم و به مستحقين مي رسانم و مابقي را به خانه ام مي برم . قوام الملك او را آفرين گفت و از حالش سخت در شگفت شد.
داستانهاي شگفت/ آيه الله دستغيب
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :