امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1272
غذاي خليفه
روزي هارون الرشيد از خوان طعام خود جهت بهلول غذائي فرستاد، خادم غذا را برداشت و پيش بهلول آورد. بهلول گفت من نمي خورم ببر پيش ‍ سگهاي پشت حمام بينداز، غلام عصباني شد و گفت اي احمق اين طعام ، مخصوص خليفه است اگر براي هر يك از امنا و وزراي دولت ميبردم بمن جايزه هم ميدادند، تو اين حرف را ميزني و گستاخي به غذاي خليفه ميكني ! بهلول گفت آهسته سخن بگو كه اگر سگها هم بفهمند از خليفه است نخواهند خورد.
داستانها و پندها, ج1/ مصطفي زماني وجداني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :