امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1394
قناعت
ابو وائل گفت در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتيم . هنگام غذا سلمان گفت اگر رسول خدا صلي الله عليه و آله از تكلف رنج و زحمت انداختن خود نهي نكرده بود براي شما چيزي تهيه مي كردم ، پس از آن مقداري نان و نمك آورد. ابوذر گفت : اگر با اين نمك نعنا همراه مي شد خيلي بهتر بود. سلمان آفتابه ي خود را به گرو گذاشت و مقداري نعنا تهيه نمود، پس از آنكه خورديم ابوذر گفت : (الحمدلله الذي قنعنا) سپاس مر خدائي را است كه ما را قانع ساخت . سلمان گفت : اگر قانع بوديد آفتابه من بگرو نمي رفت.
داستانها و پندها, ج2/ مصطفي زماني وجداني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :