امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1248
برترين و بدترين
حضرت لقمان كه معاصر حضرت داود بود، در ابتداي كارش بنده يكي از مماليك بني اسرائيل بود. روزي مالكش آن جناب رابه ذبح گوسفندي امر فرمود و گفت: بهترين اعضايش را برايم بياور.
لقمان گوسفندي كشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالك خود آورد. پس ‍ از چند روز ديگر خواجه اش گفت: گوسفندي ذبح كن و بدترين اجزايش را بياور.
لقمان گوسفند كشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالك خود آورد. پس از چند روز ديگر خواجه اش گفت: گوسفندي ذبح كن و بدترين اجزايش را بياور.
لقمان گوسفندي كشت و باز زبان و دل آنرا براي خواجه آورد. خواجه گفت: به حسب ظاهر اين دو نقيض يكديگرند!! لقمان فرمود: اگر دل و زبان با يكديگر موافقت كنند بهترين اعضأ هستند، اگر مخالفت كنند بدترين اجزاست. خواجه را از اين سخن پسنديده افتاد و او را از بندگي آزاد كرد.
يکصد موضوع 500 داستان / سيد علي اکبر صداقت
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :