امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
2645
ادامه نسل حضرت آدم چگونه بوده؟

تناسل طبقة اوّل انسان، يعني آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه اش متولد شدن پسران و دختراني و به عبارت ديگر خواهران و برادراني گرديده است و در اين باره بحثي نيست، بحث در اين است كه طبقة دوم بشر يعني همين خواهران و برادران چگونه و با چه كساني ازدواج كرده اند؟ آيا ازدواج در بين خود آنان بوده و يا به طريقي ديگر صورت گرفته است؟ كه در اين رابطه با توجه به روايات و آراء دانشمندان سه نظريه مطرح مي باشد.
1. ازدواج و تناسل فرزندان آدم ـ عليه السّلام ـ به اين نحو بوده است كه خداوند براي هر يك از پسران و دختران، زوجي از فرشتگان و جنّيان آفريد و اولاد آنها با يكديگر به صورت پسر عمو و دختر عمو در آمدند و تكثير نسل صورت گرفت.
«زراره» به نقل از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در ردّ نظر اهل سنّت پيرامون ازدواج برادران و خواهران با يكديگر مي گويد: واي بر اين گروه كه نظرات آنها نه موافق نظرات فقهاي حجاز است و نه مطابق آراء فقيهان عراق. خداوند دو هزار سال قبل از خلقت آدم امر فرمود تا بر لوح محفوظ نقش بندند كه ازدواج برادر و خواهر با يكديگر از محرمات است پس چگونه است اينگونه نظرات در حاليكه ما هيچ اثري از حليّت اين موضوع در كتب آسماني مثل تورات و زبور و فرقان(قرآن) نمي يابيم براستي كه اينگونه برداشتها چيزي نيست مگر تقويت نظرية مجوسيان.»
آنگاه حضرت پيرامون پيدايش نسل آدم و ذريّه او اينگونه فرمودند:«آدم ـ عليه السّلام ـ در هفتاد بار زايمان حوّا ـ عليه السّلام ـ صاحب يكصد و چهل دختر و پسر شد(حضرت حوّا در هر حمل صاحب دو قلو، يكي پسر و ديگري دختر، مي شدند) تا اينكه هابيل به دست برادرش كشته شد. در مرگ او آدم آنقدر بي تابي كرد كه تصميم گرفت پنجاه سال از نزديكي با حوّا دوري گزيند، بعد از اين مدت طولاني خداوند بر آنها عطيه اي بهشتي مرحمت فرمود، عصر روز پنج شنبه حوريه اي سيه چشم بنام« نزلة» از بهشت فرود آمد و به امر خداوند با «شيث» ازدواج نمود و فرداي آن روز به هنگام عصر ديگر كنيزكي بهشتي بنام «منزلة» به امر خداوند از بهشت پايين آمده و به ازدواج فرزند ديگر آدم يعني«يافث» در آمد. از همسر شيث پسري به دنيا آمد و نيز از همسر يافث دختري، و آن هنگام كه آند و به حد بلوغ رسيدند با يكديگر ازدواج نمودند سلف صالح و برگزيدگان از پيامبران يكي پس از ديگري پا به عرصة وجود نهادند.»[1]
در حديث ديگري علاّمه مجلسي به سند معتبر نقل مي كند كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند:«از براي آدم چهار پسر متولد شد، پس خدا به ايشان چهار نفر از حور العين فرستاد، پس هر يك از ايشان را به يكي از پسرهاي خود داد، و چون فرزندان از ايشان به دنيا آمد خدا آن حوريان را به آسمان برد، و به اين چهار نفر، چهار نفر از جنّ تزويج كرد و نسل از ايشان به هم رسيد، پس هر حملي كه در مردم هست از آدم هست، و هر حُسن و جمالي كه هست از حور العين است، و هر بدصورتي و بدخلقي كه هست از جنّ است.[2]
در روايتي ديگر از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه:«... هنگاميكه قابيل به سنّ بلوغ رسيد با دختركي از جنس جنّيان به نام«جهانه» ازدواج نمود، بعد از آن خداوند هابيل را به آدم بخشيد و او با حوريه اي بهشتي به نام«نزله» وصلت نمود»[3]
2. آنها (فرزندان آدم ـ عليه السّلام ـ ) با نسل هاي باقيمانده از نسل هاي پيشين ازدواج كردند. چرا كه آدم ـ عليه السّلام ـ نخستين انساني نبود كه بر اين پهنا گام نهاده، بلكه پيش از او انسانهايي در روي زمين زندگي مي كرده اند و منقرض شده اند چيزي كه هست بقايايي از آنها در روي زمين وجود داشت كه به تكثير نسل كمك مي كرد.[4]
در كتاب«توحيد» صدوق از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايتي آورده شده كه در ضمن آن به راوي فرموده:«شايد شما گمان كنيد كه خداي عزّوجلّ غير از شما هيچ بشر ديگري نيافريده، نه چنين نيست بلكه هزار هزار آدم آفريده كه شما از نسل آخرين آدم از آدم ها هستيد.»[5]
و از امام باقر ـ عليه السّلام ـ و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ نيز حديثي به اين معنا نقل شده است.[6]
3. نظريه سوم ناظر به اينست كه: ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوّز آن، ضرورت آغاز آفرينش و نبودن همسري ديگر بوده است.
از امام سجاد ـ عليه السّلام ـ (در گفتگويي كه با مردي قرشي داشته) نقل شده است كه«... هابيل با«لودا» خواهر هم قولوي قابيل ازدواج كرد و«قابيل» با«اقليما»، همزاد و هم قولوي هابيل.» مرد قرشي گفت اينكه عمل مجوسيان امروز است، حضرت فرمود:«مجوسيان اگر اين كار را مي كنند و ما آن را باطل مي دانيم براي اين است كه بعد از تحريم خدا آن را انجام مي دهند.»[7]
و به سند صحيح از امام رضا ـ عليه السّلام ـ در جواب اينكه:«نسل آدم چگونه به هم رسيد؟ نقل شده كه فرمود:«حوّا حامله شد به هابيل و خواهر او در يك شكم، و در شكم دوم به قابيل و خواهر او، پس هابيل را به خواهر قابيل و قابيل را به خواهر هابيل تزويج نمود، و بعد از آن نكاح خواهران حرام شد.»[8]
در جمع بندي اقوال بايد بگوييم كه علاّمه مجلسي قول اول را قوی تر دانسته ودرباره ی  احاديثي كه موید دیدگاه سوم است ؛گفته:«چون اين احاديث موافق اهل سنّت است، بر تقيّه حمل كرده اند.»[9]
همچنين سيد نعمت الله جزايري صاحب«قصص الانبياء» قول اول را پذيرفته و احاديث قول سوم را حمل بر تقيه مي كند.[10]
آقاي محمد محمدي اشتهاردي صاحب كتاب«قصّه هاي قرآن» قول دوم را بهترين قول دانسته است.[11]
علاّمه طباطبائي در«الميزان» در تفسير آية شريفة«وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً»[12] به شدّت طرفدار قول سوم است .و مي نويسد:«از ظاهر اطلاق آية شريفه بر مي آيد كه در انتشار نسل بشر غير از آدم و همسرش هيچ كس ديگري دخالت نداشته، نه هيچ زني از غير بشر دخالت داشته، و نه هيچ مردي، چون قرآن كريم در انتشار اين نسل تنها آدم و حوّا را مبدأ دانسته و اگر غير آدم و حوّا مردي يا زني از غير بشر دخالت مي داشت، مي فرمود:« و بثَّ منْهُما و مِنْ غيرهما» و يا عبارتي ديگر نظير اين را مي آورد تا بفهماند كه غير از آدم و حوّا موجودي ديگر نيز دخالت داشته.
و اما اينكه چنين ازدواجي در اسلام حرام است و بطوري كه حكايت شده در ساير شرايع نيز حرام و ممنوع بوده است ضرري به اين نظريه نمي زند براي اينكه تحريم حكمي است تشريعي، كه تابع مصالح و مفاسداست، نه حكمي تكويني(نظير مستي آوردن شراب) و غير قابل تغيير، و زمام تشريع هم به دست خداي سبحان است.»[13]
درنتیجهبايد گفت: كه اگر با هم ازدواج كرده باشند قبل از تحريم خداوند بوده است، چرا كه اگر منظور از محرم بودن اين باشدكه همه انسانها(زنان و مردان) نسبت به يكديگر حرام هستند از جهت نكاح و ازدواج، بايد گفت: اين سخن درست نيست چرا كه بعد از ازدواج قابيل و هابيل با خواهران هم قلوي يكديگر(كه ازدواجشان قبل از تحريم بود) فرزندان آنها با يكديگر محرم(به معناي حرمت نكاح با يكديگر) نيستند؛ بلكه رابطة پسر عمو و دختر عمويي دارند. و يا در نهايت رابطة پسر خاله و دختر خاله و يا پسر عمّه دختر عمّه، واضح است كه ازدواج اينها اشكالي نداردو از نوع ازدواج خواهر و برادر نيست.
و امّا اگر منظور از محرم بودن اين است كه پس الان بايد همه با هم خويشاوند باشند اين سخن درستي است چرا كه همة انسانها از يك پدر و مادرند و در حقيقت تمام فرزندان آدم خويشاوندان يكديگرند و اين پيوند و ارتباط ايجاب مي كند كه شما نسبت به همة انسانها از هر نژاد و هر قبيله اي همانند بستگان فاميلي خود محبت بورزيد.»[14]  

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ترجمه ی المیزان ج4
2 تفسیرنمونه ج3

پي نوشت ها:
[1]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، داراحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403 هـ .ق، ج 11، ص 224 و 223، همچنين علامة مجلسي اين روايت را به سند معتبر نقل كرده در كتاب: حيوة القلوب(تاريخ پيامبران)، تحقيق سيد علي اماميان، انتشارات سرور، 1378 هـ .ق، ج 1، ص 194، همچنين: ابن بابويه(صدوق)، علل الشرايع، دارالحجّة للثقافه، 1416 هـ .ق، ج 1، باب علة كيفية بدء النسل، ص 32، 35، حديث 2.
[2] . عيّاشي، تفسير عياشي، تهران، مكتبة العلميه الاسلاميه، ج 1، ص 215.و مجلسي، حياة القلوب، پيشين، ج1، ص 194 و 195.
[3] . مجلسي، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفا، 1403، ج 11، ص 226، به نقل از كتاب«الشفاء و الجلاء».
[4] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ بيست و هشتم، ج 3، ص 282، و سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، موسسه امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، ج 11، ص 111.
[5] . محمد بن علی بن باویه قمی ،شیخ صدوق، ابن بابويه، توحيد، تهران، مكتبة الصدوق، چاپ1378 هـ .ق، ص277، حديث 2.
[6] . حويزي، عبد علي بن جمعه، تفسير نور الثقلين، قم، مطبعة الغلميّه، چاپ دوم، ج1، ص59 و 16 و مجلسي، بحارالانوار، پيشين، ج 54، ص 336.
[7] . طبرسي، احتجاج، نجف، انتشارات نعمان، 1386، هـ .ق، ج 2، ص 44.
[8] . مجلسي، حياة القلوب، پيشين، ج1، ص 198.
[9] . مجلسي،علامه محمد باقر، حياة القلوب، پيشين، ج1، ص 198، و بحارالانوار، ج 11، ص 219.
[10] . جزايري، سيّد نعمت الله، قصص الانبياء، ترجمة يوسف عزيزي، تهران، انتشارات هاد، چاپ پنجم، 1379 هـ .ش، ص 114.
[11] . محمدي اشتهاردي، محمد، قصّه هاي قرآن، تهران، انتشارات نبوي، 1379، ص 24 و 25.
[12] . نساء/1.
[13] . طباطبائي، علامه سید محمد حسين، الميزان، ترجمة محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، ج 4، ص 229.
[14] . مكارم شيرازي، ناصر و جمعي از دانشمندان، تفسير نمونه ،قم :مدرسه امیرالمومنین ، پيشين، ج 3، ص 280.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :