امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1757
توحيد مفضل
مؤلف:
ابو محمد مفضل بن عمر جعفي كوفي (متوفي قرن دوم هجري).
زندگينامه و اظهار نظرها:
او از چهره هاي سرشناس و از شاگردان ممتاز امام جعفر صادق و امام موسي كاظم و امام رضا - عليهم السلام - به شمار مي آيد. بنابر بعضي روايات، وي امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ را نيز درك كرده است. وي روايات فراواني را از امام جعفرصادق - عليه السلام - و امام موسي كاظم - عليه السلام - نقل كرده و از راويان بزرگ حديث به شمار مي رود. مفضل از مقام و منزلت بزرگي نزد اين دو امام برخوردار بوده و وكيل آن ها در گرفتن اموال و مصرف آن بود كه اين خود دليل بر اعتماد و اطمينان ائمه بزرگوار به وي است. در روايتي آمده كه امام صادق - عليه السلام - به مفضل فرمود: «هرگاه ديدي ميان دو تن از شيعيان ما اختلاف و نزاعي بر سر مالي به وجود آمده، تو خود از اموال من آن را بپرداز». سرانجام مفضل پس از هشتاد سال عمر با بركت و خدمت در راه آيين محمد و آل محمد - صلي الله عليه وآله - در شهر كوفه دارفاني را وداع نمود و به حق پيوست. البته لازم به ذکر است وي از ديدگاه رجاليون توثيق نشده است.
تأليفات:
توحيد مفضل، كتاب الوصية، كتاب اليوم و الليلة، كتاب علل الشرايع.
معرفي اجمالي كتاب:
اين كتاب املاي امام جعفر صادق - عليه السلام - بر مفضل بن عمر جعفي كوفي، يكي از اصحاب سرشناس و بزرگ آن حضرت، مي باشد. امام - عليه السلام - كتاب را در چهار جلسه و در چهار روز، از صبح تا ظهر بر مفضل املا كردند. آن حضرت در اين كتاب با بيان شگفتيهاي آفرينش، به اثبات آفريدگار حكيم و دانا پرداخته اند. توحيد مفضل از كتابهاي ارزشمند و معتبر شيعه در مباحث اعتقادي محسوب مي شود.
مفضل داستان نوشتن كتاب را اين گونه نقل مي كند: «يك روز عصر من در مسجد مدينه در كنار قبر مطهر حضرت رسول خدا - صلي الله عليه وآله -نشسته بودم و در مقام و منزلت آن حضرت فكر مي كردم كه ناگهان ابن ابو العوجاء و يارانش وارد شدند و در كناري نشستند و شروع به صحبت كردند. آنان از حضرت رسول خدا - صلي الله عليه وآله - به عنوان يك فيلسوف، كه با زيركي فراوان نام خود را در جهان زنده نگه داشت، نام بردند و گفتند، اين جهان خدايي ندارد و همه چيز خود به خود به وجود آمده و اين جهان هميشه بوده و خواهد بود. من نتوانستم خشم خود را فرو بنشانم و بر سر آنها فرياد زدم و گفتم: اي دشمنان خدا آيا كافر شده ايد؟! آنان در پاسخ من گفتند: اگر تو از ياران جعفر بن محمد - عليه السلام - هستي، او اين گونه با ما سخن نمي گويد. من از نزد آنها خارج شدم و به نزد امام جعفر صادق - عليه السلام - رفتم و ماجرا را براي آن حضرت تعريف كردم. آن حضرت فرمود: فردا صبح به نزد من بيا و قلم و كاغذي نيز بياور تا براي تو از حكمت خداوند متعال در آفرينش جهان سخن بگويم... . من هم فردا صبح به نزد آن حضرت رفتم و ايشان نيز اين كتاب را به من املا فرمود».
امام - عليه السلام - در آغاز، علت اينكه عده اي وجود خداوند متعال را انكار و يا در او شك مي كنند، ناآگاهي از اسباب و شيوه آفرينش جهان هستي بيان مي فرمايد. سپس به بيان آفرينش جهان و خلقت انسان و اعضاي بدن او، مانند دستگاه گوارش و حواس پنج گانه، مي پردازد و از آنها به حكمت و قدرت و علم خداوند متعال، كه آفريننده آنها است، استدلال مي كند; امام در جلسه دوم به بيان شگفتيهاي جهان حيوانات، مانند خزندگان و چهارپايان مانند اسب، فيل، زرافه، ميمون، سگ و پرندگان مانند مرغ و خفاش و حشراتي مانند زنبور عسل، ملخ، مورچه و ماهي مي پردازد; در جلسه سوم شگفتيهاي آسمان و زمين مانند رنگ آسمان و طلوع و غروب خورشيد، و فصلهاي سال و خورشيد و ماه و ديگر ستارگان و حركت بسيار سريع آنها در آسمان و آفرينش سرما و گرما و باد و هوا و چگونگي ايجاد صدا و كوهها و گياهان و... را بيان مي نمايد; جلسه چهارم هم به بيان حقيقت مرگ و زندگي و علت آفرينش انسان و راه شناخت جهان هستي و بيان فرق ميان حس و عقل در شناخت جهان و حقايق هستي اختصاص يافته است.
وضعيت نشر:
اين كتاب، به همت انتشارات مكتبة الداوري قم، به قطع وزيري چاپ شده است.
همچنين اين کتاب بارها به فارسي وارد و ترجمه شده است که از جمله آن ها ترجمه علامه مجلسي و ترجمه علي اصغر فقيهي مي باشد.
محمد رضا ضميري- کتابشناسي تفصيلي مذاهب اسلامي, ص 267-269
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :