امروز:
دوشنبه 2 مرداد 1396
بازدید :
1412
كفاية الاصول
مؤلف:
محمد كاظم خراساني (م 1329 ق).
زندگينامه و اظهار نظرها:
اين عالم محقق و فاضل مدقق، از اكابر علماي اماميه و مرد دين و سياست بود. وي در مشهد به دنيا آمد و مقدمات علوم را در زادگاهش آموخت. در 22 سالگي به قصد تحصيل در حوزه معقول تهران رهسپار آنجا شد و بر سر راه تهران ـ مشهد به شهر سبزوار رفت و نزديك دو سال از حوزه معقول حكيم سبزواري استفاده كرد. بعد از اين مرحله به تهران رفت و مدتي نيز در اين شهر، كه آن موقع حوزه معقول پر رونقي داشت، در درس فلسفه ميرزا ابوالحسن جلوه حاضر شد. او در سال 1279 ق راهي نجف شد و تا زمان درگذشت شيخ انصاري به سال 1281 ق، به مدت دو سال و چند ماه از درس فقه و اصول او استفاده كرد. او پس از وفات شيخ اعظم، در محضر ميرزا محمدحسن شيرازي به تعلم فقه و اصول پرداخت و از درس استادان ديگري مثل سيد علي شوشتري و شيخ راضي نجفي نيز بهره گرفت. در سال 1292ق كه ميرزاي شيرازي از نجف به سامرا رفت و در آنجا به تدريس پرداخت، آخوند خراساني نيز مثل بسياري از شاگردان وي به سامرا رفت; اما پس از چندي به توصيه ميرزا به نجف بازگشت و كار تدريس را آغاز نمود. ميرزا حسن شيرازي، آخوند را به فضل مي ستود و طلاب را به استفاده از درس او تشويق مي كرد. پس از درگذشت ميرزا، حوزه سامرا از رونق افتاد و همه نظرها به يكباره به سوي نجف و زعيم آن معطوف شد و آخوند در آن زمان به عنوان جانشين ميرزا و بزرگ ترين مرجع شيعه شناخته شد. آخوند در شاگرد پروري و مجتهد پروري بي‌نظير بوده و مراجع و فقهاي زيادي شاگرد وي بوده‌اند.
استادان:
شيخ انصاري، سيد علي شوشتري، شيخ راضي بن مهدي نجفي، سيد مهدي مجتهد قزويني، ميرزاي شيرازي و...
شاگردان:
سيد ابوالحسن اصفهاني، شيخ ابوالقاسم قمي، سيد محمد تقي خوانساري، سيد جمال الدين گلپايگاني، شيخ محمد جواد بلاغي، شهيد سيد حسن مدرس، آقا ضياء الدين عراقي، شيخ عبدالكريم حائري، سيد عبدالله بهبهاني، سيد عبدالهادي شيرازي، و دهها شخصيت و عالم بزرگ ديگر.
تأليفات:
كفاية الاصول، تعليقه بر مكاسب، درر الفوائد في الحاشية علي الفرائد، الفوائد الفقهيه و الاصوليّه، تكملة التبصرة و شرح آن، الاجتهاد و التقليد، حاشيه بر اسفار ملاصدرا، حاشيه بر منظومه. ذخيرة العباد في يوم المعاد، و چندين كتاب و رساله ديگر.
معرفي اجمالي كتاب:
كفاية الاصول آخرين متن درسي علم اصول در دوره سطح حوزه هاي تشيع است كه در آن آخرين يافته هاي آخوند خراساني در علم اصول به سبك كلاسيك و نو مطرح شده است. اين كتاب حاصل مغز متفكري است كه هم به معقول و هم به منقول نظر داشته است. موضوعات اين كتاب به يك مقدمه و دو قسمت عمده تقسيم شده است:
1. مباحث الفاظ; 2. مباحث ادله عقلي. مقدمه شامل سيزده امر است; چون: تعريف و موضوع علم اصول و وضع و اقسام آن، خبر و انشا، علائم مجاز و حقيقت، اطلاق لفظ و اراده نوع يا مثل، حقيقت شرعي، صحيح و اعم، اشتراك لفظي و مشتق و متعلقات. مقصد اول، در اوامر است و مطالب مربوط به اوامر را در طي سيزده فصل بحث و بررسي مي كند. مقصد دوم، در نواهي و داراي سه فصل است. مقصد سوم، در مفاهيم كه در پنج فصل مطالب مربوط به مفاهيم را بحث و بررسي مي نمايد. مقصد چهارم، در عام و خاص كه داراي سيزده فصل است. مقصد پنجم، در چهار فصل تنظيم شده و مباحث الفاظ پايان مي پذيرد. مقصد ششم، شامل مباحث ادله عقلي، احكام قطع، حجّيت آن، ظن و انواع آن است. مقصد هفتم، در اصول عملي (اصل برائت، تخيير، استصحاب، احتياط) است و در چهار فصل از احكام آنها بحث مي كند. مقصد هشتم، در تعارض ادله و امارات است و در ضمن نه فصل به مباحثي همچون: معناي تعارض، اصالت تساقط، تعارض اخبار تعادل و تراجيح و بيان مرجحات مي پردازد. خاتمه، در اجتهاد و تقليد است.
شيخ آقا بزرگ درالذريعه،[1] دهها شرح و حاشيه آن را معرفي کرده است.
وضعيت نشر:
اين كتاب به زبان عربي، به وسيله انتشارات مؤسسه نشر اسلامي قم، دو جزء در يك مجلد در سال 1415 ق چاپ و منتشر شده است.

[1]. ج6، ص 186-188.
محمدرضا ضميري- کتابشناسي تفصيلي مذاهب اسلامي, ص146
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :