امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
896
كار در برابر ديدگان دشمن
مأموريت داشتيم در نقطه‎اي تعداي شيار را پر كنيم. پس از بررسي جوانب، مسير حركت مشخص شد. با تعداي از برادران جهادگر، به همراه چند لودر حركت كرديم. پس از طي مسافتي به يك دو راهي رسيديم كه يكي از آنها خاكي و ديگري آسفالته بود. در مسيري كه من حركت مي‎كردم با مين برخورد نكردم به همين دليل زودتر از ديگران توانستم شيارها را پر كنم جاده آسفالته مين‌گذاري شده بود به دستور فرمانده قرار شد كه كليه مين‎هاي اين جاده را جمع آوري و خنثي كنيم.
كار جمع آوري مين از جاده‎هاي آسفالته به مراتب مشكل‎تر از راههاي خاكي است. به همين دليل با مشكلات زيادي رو به رو بوديم. در ضمن كار صداي مهيب انفجاري توجّهم را جلب كرد. وقتي به عقب برگشتم ديدم كه در دو متري من يك آمبولانس روي مين رفته و رانندة آن به شهادت رسيده است. تا ساعت چهار صبح توانستيم اكثر شيارها را پر كنيم. يكي دو دستگاه از لودرها نيز با مين برخورد كرده و پنچر شدند. در اثر انفجار يك مين چشمانم آسيب ديد و ديگر قادر به ادامه كار نبودم. مرا به اورژانس منتقل كردند و پس از مداوا دوباره به محل كار برگشتم. هنوز دستگاهها با سر و صداي زياد مشغول كار بودند. تا ساعت 7 صبح تمام شيارها پر شدند. نكته جالب در اين عمليات موفقيت آميز اين بود كه، ما در تمام مدت كار درست در برابر ديدگان دشمن فعاليت مي‎كرديم. كليه ديدبانهاي دشمن در نزديكي ما پشت تپه‎ها و داخل شيارها پنهان شده و اعمال ما را زير نظر داشتند. ليكن گويي كه آنها كور و كر شده بودند! نه آن همه سر و صدا و انفجارها را مي‎شنيدند، و نه آن همه ماشين آلات سنگين را مي‎ديدند!، خلاصه ما توانسته بوديم در برابر ديدگان دشمن دست به يك عمليات بزرگ رزمي مهندسي زده و زمينه را براي نبرد محرم كه در همين منطقه و در سه مرحله انجام شد بزنيم. عمليات محرم با پيروزي به پايان رسيد و اسراي زيادي از عراقي‎ها به پشت جبهه منتقل شدند.
وقتي متوجه شديم كه عمليات در ناحيه و حوزة فعاليت ما انجام شده است، خيلي خوشحال شديم. زيرا با تلاش گروهي جهادگران شجاع توانسته بوديم جان پناه خوبي براي رزمندگان عزيز احداث كنيم.
در مرحله سوم اين عمليات نيز ما را براي احداث خاكريز به خط مقدم فرستادند. در اين منطقه درگيري به اوج خود رسيده و دشمن براي نجات خود به شدت مقاومت مي‎كرد، آتش از زمين و آسمان مي‎باريد و هزاران هزار گلوله در آسمان پرواز مي‎كرد. در چنين شرايطي برادران جهادگر كار را شروع كردند و با توكل به خداوند كريم ماشين‎هاي غول پيكر را به حركت در آوردند. در اين جا بود كه امدادهاي خداوند نسبت به بندگان خود آشكار گشت. گروه زيادي از نيروهاي دشمن مأموريت داشتند كه با آرپي‌جي و حتي سلاحهاي سبك، رانندگان جهاد را كشته و دستگاهها را از كار بيندازند. ليكن عليرغم تلاش دشمن، ما موفق شديم خاكريزهاي زيادي براي رزمندگان احداث نماييم. بعد از اين مرحله دشمن در دشت صاف و هموار قرار گرفته و به شدت منهدم گشت. و پيروزي بزرگ محرم با توكل بر خدا و همت رزمندگان بدست آمد.
حديث جبهه/ سلمان زاده
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :