امروز:
دوشنبه 2 اسفند 1395
بازدید :
585
اصطلاح انتفاضه مردم فلسطين را توضيح دهيد؟

از اين که با مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه مکاتبه نموده ايد صميمانه تشکر مي کنيم، اميد آن که تحقيق و پاسخ ارايه شده رهگشاي انديشه پويشگرتان باشد.
انتفاضه Intifada واژه عربی از ريشه نفض به معنی جنبش و تکان و لرزش که به صورت اسم خاص برای اشاره به قيام همگانی مردم فلسطين به کار می رود که از دسامبر سال 1987يعنی آذر 1366 شروع شد و به انقلاب سنگ نيز معروف است.[1]
جهت آشنايي با ماهيت انتفاضه نگاهي به تاريخچه و پيشينه اين پديده اسلامي و عربي ضروري است لذا در ابتداي پاسخ توجه پرسشگر محترم را به تاريخ مبارزات فلسطين و عواملي که سبب پيدايش انتفاضه شد مي پردازيم و سپس ويژگي هاي انتفاضه مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
امپراتوري عثماني آخرين خلافت اسلامي محسوب مي شد که بر مناطق ترکيه امروزي، بخش وسيعي از بالکان در اروپا، بخش عربي خاورميانه و شمال آفريقا از جمله سرزمين فلسطين استيلا داشت. خلافت عثماني ها در دنياي اسلام (اهل سنت) حدود پنج قرن به طول انجاميد (از 1299 ـ 1918 م). ظهور عثماني ها سبب انتقال خلافت از اعراب به ترکان عثماني شد. وجود رقابت هاي استعماري بين دولت هاي روس، انگليس و فرانسه و نقش استراتژيک عثماني سبب شد تا سرزمين هاي اين امپراتوري مورد طمع قدرت هاي اروپايي قرار گيرد. ورود انديشه هاي ناسيوناليستي به امپراتوري عثماني و تحريک اعراب به دست قدرت هاي اروپايي و از سويي پوسيدگي دروني عثماني و ظهور ترکان جوان، بستر مناسبي براي فروپاشي خلافت اسلامي فراهم ساخت و با تلنگر جنگ جهاني اول، «بيمار اروپا» از پا در آمد.
قبل از پايان جنگ اول، فرانسه و انگليس طي قرار داد «سايکس ـ پيکو» سرزمين هاي امپراتوري عثماني را بين خود تقسيم کردند. بر اين اساس، عراق، اردن، حجاز و فلسطين تحت قيموميت انگليس و لبنان و سوريه تحت اداره فرانسه قرار گرفت. بنابر اين با رفع سايه استبداد عثماني از اعراب، ابرهاي تاريک استعمار غربي بر سر اعراب سايه افکند و چندين دهه آنان را تابع خود ساخت و در اين مدت به تحکيم استيلاي خود بر اين منطقه پرداخت. در اين ميان، فلسطين ويژگي خاصي داشت و آن تصميم قبلي صهيونيسم بين الملل در 1897 در شهر بال سوئيس و همياري انگلستان براي استيلاي يهود بر اين سرزمين بود. در اين راستا يهوديان از سراسر جهان به فلسطين فراخوانده شدند تا ترکيب جمعيتي اين سرزمين به نفع يهوديان تغيير يابد و زمينه سيطره آنان بر فلسطين فراهم شود اين اقدامات در دهه هاي 1920 تا 1940 به شدت ادامه يافت و سرانجام در 1948 دولت اسرائيل اعلام موجوديت کرد که تا کنون بعنوان يک غده مشکل ساز در بدنه جهان اسلام عمل کرده است.
مبارزات مردم فلسطين قبل از تشکيل رژيم صهيونيستي در سال 1948 صبغه و رنگ اسلامي داشت و تحت رهبري علماي مذهبي صورت مي گرفت. پس از استقرار تشکيلات رژيم صهيونيستي در فلسطين و آواره شدن مردم اين کشور، سران کشور هاي عربي تحت تأثير افکار عمومي مسلمانان حملاتي را عليه صهيونيستها سازماندهي کردند. فلسطيني ها ابتدا سازمان يافته نبودند و چشم به کشور هاي عربي دوخته بودند که کشورشان را به آن ها باز گردانند. از اوايل دهه 1960 آنها به تأسيس تعداد زيادي نهادهاي سياسي، نظامي و اجتماعي پرداختند مهمترين اين نهاد ها سازمان آزادي بخش است که در سال 1964 تأسيس شد و هشت سازمان چريکي و تعداد زيادي سازمان هاي غير نظامي مربوط به امور آموزشي و اجتماعي، پزشکي و فرهنگي و مالي را زير چتر خود گرفت.[2] در فاصله بين سال هاي 1967 (شکست حمله اعراب) تا 1982 (حمله اسرائيل به لبنان) سازمان ها و گروه هاي مبارز فلسطيني زيادي تأسيس، متلاشي و ادغام و يا منشعب شدند. اين سازمان ها عمدتا تحت تأثير ناسيوناليسم عربي و سوسياليسم و مارکسيسم قرار داشتند و هر کدام از جانب يکي از دولت هاي عربي پشتيباني مي شدند و به سياست هاي منطقه اي آن دولت وابسته بودند، در نتيجه اين مبارزات، تحت تأثير سياست هاي آن دولت ها در عرصه بين الملل و منطقه، از مسير اصلي خود خارج گرديد و ملت فلسطين از نگاه به بيرون و اعتماد به گروه هاي پر طمطراق و دولت هاي عربي و سياست هاي جهاني و سازمان هاي بين المللي دچار سرخوردگي و نااميدي شد.
ـ سازمان هاي فلسطين قبل از انتفاضه
در کنار جنگ هاي کشور هاي عربي با رژيم اشغالگر قدس، شاهد شکل گيري سازمان هاي مقاومت فلسطيني هستيم. تعداد اين تشکل ها به ده ها حزب و سازمان و گروه مي رسد. مهم ترين اين سازمان ها و گروه ها عبارتند از:
الف) سازمان الفتح        ب) الصاعقه.        ج) جبهه دمکراتيک آزادي بخش فلسطين.
د) جبهه خلق آزادي بخش فلسطين                       و) جبهه خلق آزادي بخش فلسطين ـ فرماندهي کل.
هـ ) جبهه آزادي بخش فلسطين.
علاوه بر گروه هاي فوق، سازمان هاي ديگري هم در فلسطين وجود دارد که فعاليت قابل توجهي ندارند، از جمله آن ها مي توان به «جبهه آزادي بخش عربي» اشاره کرد که طرفدار عراق است.[3]
ـ ارزيابي مبارزات فلسطيني ها قبل از انتفاضه
با نگاهي به تاريخ مبارزات مردم و گروه هاي فلسطيني از زمان تأسيس رژيم صهيونيستي تا قبل از انتفاضه، به خوبي روشن مي گردد که اين گروه ها نتوانسته اند به نتايج اميدوار کننده اي برسند. آنها نه تنها در تشکيل يک حکومت مستقل فلسطين موفق نبوده اند، بلکه سرانجام موجوديت رژيم اشغال گر را به رسميت شناخته و «تصميم بر نابودي آن»: را از اساس نامه آزادي بخش فلسطين (ساف) حذف کردند و مبارزات مسلحانه را مردود شمردند.
برخي از دلايل عمده ناکامي سازمان هاي فلسطيني عبارتند از:
الف) اختلافات ايدئولوژيکي.
ب) اختلاف در خط مشي مبارزه.
ج) نداشتن رهبري واحد.
د) وابستگي گروه هاي مبارز به کشور هاي عربي.
هـ ) مقطعي بودن مبارزات.
با توجه به مشکلات و نابساماني ها و محدود کردن مسأله فلسطين در حد يک مسأله ملي تا قبل از انتفاضه، مبارزات مردم فلسطين نتوانست در جهت تشکيل کشوري واحد و مستقل و يکپارچه رهنمون شود؛ از سويي، تحکيم بنيان هاي رژيم اسرائيل و نيز سازش دولت هاي عربي با اسرائيل، مردم فلسطين را به تدريج از اين نحوه مبارزه نا اميد کرد؛ از طرف ديگر با وقوع انقلاب اسلامي ايران و احياي انديشه ديني و درک توانايي پاسخ گويي به مسائل اجتماعي و سياسي، مبارزان مردم فلسطين به درستي پي بردند که اسلام تنها راه رهايي و آزدي سرزمين فلسطين است.
به منظور شناخت بهتر چگونگي تغيير ماهيت مبارزات فلسطينيان، به بررسي عامل پيدايش انتفاضه به عنوان «اصول گرايي اسلامي» در فلسطين مي پردازيم.
الف) پيروزي انقلاب اسلامي: شکست اعراب از اسرائيل در جنگ 1967 در واقع شکست ناسيوناليسم عربي بود و براي مردم فلسطين که سال ها دل به اين انديشه هاي سکولار بسته بودند نا اميدي از اين انديشه ها را به دنبال داشت. اين زمينه دروني و پيروزي انقلاب اسلامي از سوي ديگر نويد بخش تلاش و مبارزه هاي نو بود. ظهور اسلام به عنوان ايدئولوژي فعال در صحنه سياسي، اجتماعي و بين المللي که در قلب جمهوري اسلامي ايران تجلي يافته بود و نيز دفاع همه جانبه اين نظام از آرمان فلسطين جرقه اي بود بر اين همه يأس و آغازي بر پايان نا اميدي.[4]
ب) جنبش جهاني احياي دين و بيداري جهان اسلام (اصول گرايي اسلامي)
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران بار ديگر دين در عرصه هاي اجتماعي سياسي فعالانه مطرح شده به ويژه در جهان اسلام مسلمانان با هويتي ديني به مبارزه برخاستند.[5]
ج) بن بست مبارزات سازمان ها و گروه هاي فلسطيني
آنها نتوانستند عملکرد مطلوبي در دفاع از حقوق مردم فلسطين از خود به يادگاري بگذارند و يک مبارزه فراگير و گسترده را عليه صهيونيسم به کار برند. همچنين مردم شاهد تثبيت موقعيت صهيونيست ها و گسترش آبادي هاي آنان بودند.
د) قطع اميد از اقدامات ساير کشور ها و مجامع بين المللي
آنها با صدور قطعنامه و بيانيه هاي متعدد نه تنها کاري از پيش نبردند به موجوديت رژيم صهيونيستي رسميت بخشيدند.
هـ) موقعيت نسبي نبرد مقاومت لبنان
پيروزي آنان، مردم فلسطين را به اين باور رساند که براي پيروزي اولا بايد مبارز را اسلامي کنند و شعار هاي اسلامي را بر افرازند و جهاد مقدس عليه اشغالگران اعلام کرد. ثانياً بدون اتکا به کشور هاي ديگر مبارزه کنند. انتفاضه محصول شرايط جديد رواني و فکري و سياسي ـ اجتماعي فلسطينيان در عرصه داخلي و بين المللي به ويژه جهان اسلام است. هسته هاي اصلي مبارزه از درون مساجد و با فکر و انديشه اسلامي شروع و گسترش يافت و مبارزات به شکل مردمي و همه جانبه درآمد. بنابر اين شيوه هاي مبارزاتي به صورت متفاوت با دوره هاي قبلي مطرح شد.
از ويژه گيهاي مهم قيام ملت فلسطين در پايان قرن بيستم (انتفاضه) مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف: اسلامي شدن مبارزات
ملت فلسطين پس از ساليان دراز شعار هاي قومي گرايي و الحاد را به يک سو انداخت و شعاري که استعمار آن را رواج داده بود و شعار اسلام را برافراشت.
ب) نقش مساجد در مبارزات:
مردم در مساجد تجمع مي کردند و در مورد موضوعات مختلف سياسي و اجتماعي و اقتصادي و غيره آگاه مي شوند و در قبال سرنوشت خود تصميم گيري مي کنند و فکر اسلامي آنان را به حرکت و مبارزه وا مي دارد.[6]
به اعتراف تمامي منابع سياسي جهان، انتفاضه از مساجد شروع شد. و صداي الله اکبر از مناره ها و گل دسته ها پخش و اشغالگران را به وحشت انداخت.[7]
ج) انتقال مبارزات از خارج به داخل سرزمين هاي اشغالي:
تا قبل از انتفاضه تصميم گيري براي مبارزه عمدتا خارج از سرزمين هاي اشغالي و به دست گروه ها و سازمان هاي سياسي که خود تحت تأثير کشور هاي ديگر بودند صورت مي گرفت.
د. مردمي شدن و فراگير شدن مبارزه.
هـ ) استمرار و تداوم مبارزات: کليه اقشار و اصناف و طبقات مبارزه با اشغالگران را فريضه اي واجب دانستند. انتفاضه بر خلاف حرکات ديگر که مقطعي بودند حرکتي مستمر و مدام است و توانسته ضربات سياسي و اقتصادي و نظامي مهمي به صهيونيست ها وارد کند.
ز) اتکا به منابع داخلي به جاي وابستگي به کشور هاي خارجي:
بر خلاف حرکت هاي گذشته انتفاضه متکي به نيروهاي داخلي است که جز از طرف توده هاي مردم شهر و روستا حمايت نمي شوند و تصميمات آن ها فقط متکي بر نيازها و روش هايي است که خود تشخيص مي دهند.

پي نوشت ها:
[1]. علی آقابخشی و مينو افشاری راد؛ فرهنگ علوم سياسی،نشر چاپار1383
[2]. آلاسداير درايسل و جرالد اچ . بليک؛ جغرافياي سياسي خاورميانه و شمال آفريقا، ترجمه درّه مير حيدر مهاجرانی (تهران: دفتر مطالعات وزارت خارجه، ص 389.
[3]. مهدي حسني، فلسطين و صهيونيزم (قم: مرکز تحقيقات اسلامي سپاه 1376)، ص 81 ـ 84.
[4]. جميله کديور، رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريکا (تهران: موسسه اطلاعات، چاپ دوم، 1374، ص 108 و 109).
[5]. ر.ک: سيد هادي خسروشاهي، اسرائيل پايگاه امپرياليزم و حرکت هاي اسلامي در فلسطين، تهران، دفتر نشر فرهنگي اسلامي، 1370، ص 143.
[6]. همان، ص 139 و 140.
[7]. سازمان تبليغات اسلامي، مسأله فلسطين و خيزش نسل جديد، ص 26.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :