امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
581
شكل ظاهري نماز به گونه اي است كه يك حالت خاصي به ديگران و غير مسلمانان دست مي دهد و وقتي آنها ركوع و سجده رفتن مسلمانان را مي بينند احساس عقب ماندگي در اسلام مي كنند آيا بهتر نبود شكل ظاهري نماز بدون ركوع و سجده مي شد؟
حقيقت عبادت اين است كه انسان در مقابل معبود حقيقي، همه چيز خود را تسليم كند. اشكال بزرگ و مانع اساسي تكامل بسياري از ما اين است كه ما در مقابل خدا براي خودمان نوعي «ربوبيّت» و «صاحب اختياري» قايل هستيم. البتّه اين عيب را به ظاهر و لفظ بيان نمي كنيم، اما حقيقت آن به صورتي مكتوم و مخفي در نهاد ما وجود دارد و اثرش را مي توانيم در اعمال و كردار خود مشاهده كنيم.

فلسفة اساسي نماز اين است كه ما اين «خودپرستي» را كنار بگذاريم و همة وجودمان را تسليم خدا كنيم و از «خود» و هر چيز ديگري رويمان را تنها به سوي «خدا» بگردانيم: «وجّهت وجهي للّذي فطر السّموات والارض حنيفاً و ما أنا من المشركين[1]». من از روي اخلاص، پاك دلانه روي خود را به سوي كسي گردانيدم كه آسمان ها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.

آري، نماز وسيله اي است كه انسان متواضعانه در برابر خداي متعال بايستد و بر آستان او سر بر خاك بگذارد و تسليم محض خدا شدن را تمرين كند.

نماز ميدان تمرين و سكوي پرش است براي آن كه انسان همه چيز خود و زندگي و مرگ خويش را براي خدا قرار دهد و تسليم كند. «قل انّ صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله ربّ العالمين[2]». بگو : «در حقيقت نماز من و ساير عبادات من و زندگي و مرگ من، براي خدا، پروردگار جهانيان است» آري؛ نماز تمرين تسليم است، نماز براي آن است كه حقيقت عبوديّت كه همان تسليم است در انسان پرورش يابد و به آن جا برسد كه نه به زبان بلكه به دل و با تمام وجود بگويد : «اسلمت وجهی لله[3]» من خود را تسليم خدا نموده ام.

اين كه انسان همة هستي خود و متعلّقات خويش را به خدا بازگرداند و اعتراف كند كه هيچ يك از اين ها از آن من نيست و همه متعلق به توست و بايد در اختيار تو باشد و در راه تو صرف شود، حقيقتي است كه در نماز تجسّم و تمثّل پيدا مي كند نماز اين حالت را در انسان تقويت كرد و پرورش مي دهد. نماز براي آن است كه انسان ظاهر و باطن خود را متوجّه خدا كند. و بسياري از حركات ظاهري كه رنگ و بوي بندگي در آنها كاملاً مشهود است، در نماز پيش بيني شده است. ايستادن با احترام عبد در برابر مولا، خم شدن و تعظيم كردن، بر خاك افتادن و سجده كردن، دست ها را براي عرض حاجت بلند كردن «قنوت» و همه چيز را پشت سر انداختن به هنگام گفتن تكبيرة الاحرام[4].

از اين رو افعال و اذكار نماز طوري طراحي شده كه اظهار عبوديت محض و تسليم كامل در برابر خدا باشد و نماز بهترين وسيله اي است كه مي تواند هدف آفرينش، يعني رفع انانيّت و ايجاد روحية بندگي را به منصة ظهور برساند و ركوع و سجود زيباترين كرنش و خضوع عاشقانة بنده در مقابل معبود خويش است و بهترين راه و ابزاري است كه مي تواند اقرار به مالكيت حقيقي خداي متعال و اظهار عبوديت را در وجود انسان متجلّي سازد. و اظهار عبوديّت ظاهري و خاكساري تمام وجود انسان را، از جهات بدني و ظاهري گرفته تا جهات ذهني و قلبي و باطني، همه و همه را در خدمت عبوديت قرار دهد.

ركوع و سجود در نماز براي اين است كه بنده نهايت كوچكي خود را در برابر خداوند اظهار نمايد[5] شخصي از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ سؤال كرد كه علّت دو سجده چيست؟ حضرت فرمود: پيام رفتن به سجدة اول اين است كه من از خاك بودم و پيام سر برداشتن از سجدة اول است كه پروردگارا مرا از خاك آفريده اي و پيام رفتن به سجدة دوم آن است كه مرا دوباره به اين خاك برمي گرداند و پيام سر برداشتن از سجدة دوم آن است كه بار ديگر مرا از همين خاك مبعوث خواهي كرد[6].

سجده انسان را خاكسار و متواضع مي كند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «عليك بطول السجود فأنّ ذاك من سنن الاوّابين[7]» (بر تو باد طول دادن سجده که اين کار جزو سنت‌های توبه کنندگان است.) البته فرموده‌اند نمازهاي عمومي را به طور معمول بخوانيد اما در حالات خاصة خود زود سر از سجده بر نداريد چون اين دشمن دروني، انسان را آرام نمي گذارد تا آخرين لحظه مي كوشد انسان را فريب دهد.

لذا بهترين فرصت در حال نماز، حال سجده است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: أنّ اقرب ما يكون العبد من الرب عزّ وجل و هو ساجدً باك[8]» نزديكترين حالت بنده به خدا وقتي است كه در حال سجده باشد و گريه كند انسان هر چه به خاك نزديك شود به خدا نزديكتر مي شود.

رسول خدا در ضمن خطبة شعبانيه فرمود: « ظهوركم ثقيله من اوزاركم فخفّفو عنها بطول سجودكم[9]» پشتهاي شما از بار گناه سنگين شده است آنها را با سجده هاي طولاني سبك كنيد.

ركوع و سجود زيباترين و خاضعانه ترين كرنش بنده در مقابل معبود خويش است و هيچ حالتي را خاضعانه تر و خاشعانه تر از اين حالات براي اظهار عبوديّت و بندگي نمي توان يافت. لذا اگر كسي به چشم ظاهربين به اين حركات و سكنات و اذكار و اوراد بنگرد و با چشم دل و يقين درون حقيقت اين رمز و رازها را درك نكند و جايگاه خالق و مخلوق را نشناسد چنين قضاوت هاي نابخردانه اي خواهد كرد.

ناگفته نماند كه وقتي تاريخ امرا و پادشاهان گذشته را نيز مطالعه كنيم. همواره كساني كه مي خواستند ارادت و خضوع و خشوع خودشان را نسبت به حاكمان خويش اظهار بدارند، بطور فطري و طبيعي در قالب سر خم فرود آوردن و به خاك افتادن انجام مي دادند. و اين چنين حركات خاضعانه و خاشعانه را خداوند منحصر در ذات ربوبي خويش نموده اند. و اظهار ارادت و عبوديت نسبت به هر مخلوق ديگر روا نداشته اند.

علاوه بر اين كه در تمامي اديان و مذاهب مناسك و عبادات اين چنين يافت مي شود. هر چند كه اشكال و صورت ها و گونه هاي متفاوتي داشته باشد. و فقط منحصر به اسلام نيست. و ما كس يا كساني را در هر مذهب باشند و به هر دين و مكتبي اعتقاد داشته باشند. سراغ نداريم كه چنين موضع گيري هايي نسبت به مناسك مسلمانان از جمله نماز داشته باشند بلکه همواره مراسم عبادي مسلمين از جمله نماز مورد تمجيد دانشمندان غير مسلمان قرار گرفته است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. حكمت عبادات، آيت الله جوادي آملي، نشر اسراء.

2. به سوي او، آيت الله مصباح يزدي، نشر مؤسسه امام خميني.

3. فلسفه و اسرار احكام، محمد وحيدي، انتشارات عصمت.



[1] . انعام/ 79.

[2] . انعام/ 162.

[3] . آل عمران/ 20.

[4] . مصباح يزدي، محمد تقي، به سوي او، نشر مؤسسه آموزش و پژوهش امام خميني، ص 273ـ272.

[5] . علل الشرايح، ج 1، ص 303، به نقل از: وحيدي، محمد، انتشارات عصمت، فلسفة احكام، ص 238.

[6] . همان ص 31، باب 32، ح4، به نقل از همان، ص 239.

[7] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ح 85، ص 162، به نقل از: جوادي آملي، عبدالله، نشر اسراء، حكمت عبادت، ص 107.

[8] . كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ح 2، ص 483، به نقل از همان، ص 107.

[9] . بحار الانوار، ج 93، ص 357، به نقل از همان ، ص 108.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :