امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
559
حضرت عيسي(ع) در قرآن

قرآن حضرت مسيح را با ويژگي‌هاي متعددي معرفي كرده كه برخي از آنها موهبتي و برخي اكتسابي است و داشتن اين ويژگي‌ها حاكي از ولايت تامه‌ي اوست. در اين بخش به اين ويژگي‌ها اشاره مي‌كنيم:
آيات مورد بحث
1ـ «... وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ...» (بقره / 87 و 253).
ما به عيسي بن مريم معجزه‌ها داديم و او را با روح القدس تأييد كرديم.
2ـ «إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ» (آل عمران / 45).
به ياد آر هنگامي كه ملائكه به مريم گفتند: خدا به تو به كلمه‌اي از خويش بشارت مي‌دهد، نام او مسيح عيسي بن مريم است، در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان است.
3ـ «... وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا» (مريم / 21).
او را آيتي براي مردم و مايه‌ي رحمت از جانب خود قرار دهيم.
4ـ «وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحِينَ» (آل عمران / 46).
با مردم در كودكي در مهد و در هنگام بزرگسالي سخن مي‌گويد و از صالحان است.
5ـ «وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ».
به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختيم.
6ـ «وَ رَسُولاً إلي بَني إسْرائيلَ...».
او فرستاده‌ي ما به بني اسرائيل است.
7ـ «وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ...» (آل عمران / 48 ـ 50).
تصديق كننده‌ي تورات موجود پيش از خويش است.
8ـ «إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ....» (نساء / 171).
مسيح، عيسي بن مريم فقط رسول خدا و كلمه‌ي اوست كه او را به مريم القا كرده و روحي از خداست.
9ـ «وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ».
زكريا و يحيي و عيسي و الياس هر يك از صالحانند.
10ـ «....وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» (انعام / 85 ـ 87).
ما اين پيامبران را (كه عيسي هم در بين آنان است) برگزيديم و به صراط مستقيم هدايت كرديم.
11ـ «قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا» (مريم / 19).
روح متمثل به مريم گفت: من فرستاده‌ي پروردگار تو هستم تا به تو فرزند پاكيزه‌اي ببخشم.
12ـ «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا».
عيسي (در مقام معرفي خود) گفت: من بنده‌ي خدا هستم. كتاب به من داده شده و از پيامبران قرار داده شده‌ام.
13ـ «وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ...».
هر كجا باشم مرا انسان با بركتي قرار داده است.
14ـ «وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا» (مريم / 30 ـ 32).
مرا نسبت به مادرم مهربان قرار داده، هرگز مرا گردنكش و سخت دل قرار نداده است.
15ـ «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى...» (شوري / 13).
براي شما از دين آنچه را (خدا) به نوح سفارش كرده بود و به تو (اي پيامبر) وحي نموده‌ايم و آنچه به ابراهيم و موسي سفارش كرديم، تشريع كرده است.

تفسير آيات
از بررسي اين آيات، مقام و منزلت والاي حضرت مسيح روشن مي‌گردد. اينك ويژگي‌هاي او را مطابق تنظيم آيات يادآور مي‌شويم.
1ـ كلمه‌ي خداست
قرآن در دو مورد مسيح را كلمة الله مي‌نامد. مقصود از «كلمه» لفظي نيست كه از دهان خارج مي‌شود، بلكه مقصود وجود خارجي مسيح است كه خود از كلمات تكويني خداست. هر چند همه‌ي جهان كلام خداست، ولي چون وجود او به صورت معجزه آسا به وجود آمده است، كلمه‌ي ممتاز خدا مي‌باشد. و علت اينكه جهان تكويني را كلام خدا مي‌دانند، اين است كه وجود تكويني اشيا بيانگر كمالات آفريننده‌ي آنهاست؛ چنان كه كلام لفظي حاكي از يك رشته معاني ذهني و پنهاني است و در آيات قرآن همه‌ي جهان كلام خدا به شمار آمده است.[1]
2ـ نام او: مسيح و عيسي بن مريم
آيات قرآن حاكي است كه هر دو نام از جانب خدا بوده است چون در بشارت فرشتگان به مريم آمده است: «إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ». علت اينكه به او مسيح مي‌گويند، اين است كه (اين كلمه از مسح به معني كشيده گرفته شده است) اين پيامبر با كشيدن دست بر بدن افراد بيمار، آنان را شفا مي‌داد.
گاهي گفته مي‌شود. مسيح به معناي ممسوح، يعني شستشو شده از گناه، يا فرا گرفته شده به يمن و بركت است. و يا مسيح لغت عبري الأصل و مشتق از مشح است و يهود به موجب تورات، اشياي مقدس را با روغني مخصوص و تشريفاتي خاص مسح مي‌كردند. آنگاه كه يهود به داشتن پادشاهي نيازمند شدند، چون به سلطنت با نظر تقدسي مي‌نگريستند، اولين پادشاه خود را به نام شاوول (طالوت) با همان تشريفات مسح كردند و پس از آن معمول گرديد كه پادشاه بني اسرائيل هنگام جلوس به تخت سلطنت، مسح شود تا بر همه‌ي بني اسرائيل حكومت يابد. پس از آنكه يهود از مسكن خود دور افتادند، بساط سلطنت و حكومت ايشان برچيده شد و همواره در انتظار كسي بودند كه عظمت ديرين را تجديد كند و بني اسرائيل را تحت لواي واحد گرد آورد. اين چنين شخص موعود، مسيح بود كه پيامبران بني اسرائيل ظهور او را خبر مي‌دادند.[2]
احتمال دارد كه عيسي از يشوع به معني نجات دهنده يا به معني يعيش معادل يحيي باشد. كه نوعي تشابه ميان اين دو پيامبر وجود داشته است.
حال اگر تسميه‌ي به دو نام مسيح و عيسي سابقه داشته‌اند،‌كارهايي كه بعداً مسيح انجام مي‌داد نمي‌تواند ملاك تسميه باشد؛ بلكه بايد ملاك آن را چيزي دانست كه در همان زمان وجود داشته است.
3ـ آيت خدا و مظهر رحمت الهي
آفرينش مسيح مانند آفرينش حضرت يحيي ـ عليهم السّلام ـ كاملاً معجزه آسا بود؛ بلكه آفرينش مسيح از آن هم اسرار آميزتر بود. از اين جهت خود مسيح آيتي از آيات الهي شمرده شده است؛ چنانكه مي‌فرمايد: «وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ». و باز مي‌فرمايد: «لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا». و مراد از بخشيدن (لأهب) آفرينش اعجازآميز اوست.
4ـ سخن گفتن در گهواره
يكي از نشانه‌هاي آيت بودن او اين است كه در دوران كودكي مانند بزرگسالي سخن مي‌گفت؛ چنانكه مي‌فرمايد:
«وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً».
5ـ كمالات روحي
قرآن در مقام معرفي كمالات روحي حضرت مسيح، او را با اين تعابير معرفي مي‌كند:
1ـ «غلاماً زكيّاً»، 2ـ «مُبارَكاً»، 3ـ «بَرّاً بوالِدَتي»، 4ـ «لَمْ يَجْعَلني جَبّاراً شَقِيّاً»، 5ـ «و من الصّالِحينَ»، 6ـ وَ اجْتَبَيْناهُمْ» (برگزيدگان)، 7ـ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ القُدُوسِ».
خلاصه‌ي اين صفات اين است كه او فرد منزه از گناه، وجود با بركت، مهربان به پدر و مادر، متواضع و نرم خوي و از صالحان بود و اجتماع اين صفات، نشانه‌ي تعالي روحي اوست و به خاطر همين صفات است كه به مقامات بالاتر رسيد.
6ـ پيامبر صاحب شريعت و كتاب
عيسي در پرتو كمالاتي از پيامبران گرديد و خود صاحب كتاب و شريعت شد. حتي در مكتب غيب، تورات و حكمت نيز به او آموخته بودند؛ چنانكه مي‌فرمايد: «وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ». و نيز مي‌فرمايد: «آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا».
7ـ از پيامبران اولوالعزم
هرگاه پيامبران اولوالعزم را به كساني تفسير كنيم كه علاوه بر كتاب داراي شريعتي بودند، حضرت مسيح يكي از آنان است؛ چنان كه مي‌فرمايد: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى».
8ـ پيامبري به سوي بني اسرائيل
در اين كه آيا رسالت مسيح مخصوص بني اسرائيل بوده يا دايره‌ي آن گسترده‌تر بود، موضوع مستقلي است كه خارج از موضوع اين مقاله است. ولي ظاهر آيات حاكي از قول نخست است؛ چنان كه مي‌فرمايد: «وَ رَسُولاً إلي بَني إسْرائيلَ».
گاهي شهادت بر اعمال نيز يكي از ويژگي‌هاي حضرت مسيح شمرده شده است. نظر به اينكه خدا او را چنين معرفي كرده است: «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً» (نساء / 159).
ولي از آنجا كه شهادت گاهي به سود انسان و گاهي به ضرر اوست و شاهدان بر اعمال از هر ويژگي برخوردارند و در آيه‌ي ياد شده فقط شهادت به بر ضرر (عليه) مطرح شده است، مي‌توان گفت كه مقصود اين است كه مسيح بر خلاف انديشه‌هاي باطل پيروانش گواهي مي‌دهد. مثلاً آنان بر اين عقيده‌اند كه او كشته شده، در حالي كه او كشته نشده و مسأله بر پيروانش مشتبه گرديده است. او روز قيامت بر واقعيت جريان گواهي مي‌دهد و همين گونه است ديگر موارد باطل، اين مطلب با توجه به سياق آيات روشن‌تر مي‌شود.

پي نوشت ها:
[1] . كهف / 90 ؛ لقمان / 27.
[2] . اعلام قرآن، ص445 به نقل از قاموس كتاب مقدس.

آيت الله جعفر سبحاني- با اندكي تلخيص از منشور جاويد، ج 12، ص 365.
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :