امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
758
يهوديت در قرآن

طبق نص قرآن و شهادت تاريخ يكي از بزرگترين دشمنان اسلام در طول تاريخ 14 قرن گذشته، قوم يهود بوده است و تا زماني كه اين جاه‏طلبي‏ها و نژاد پرستيها وجود داشته باشد اين دشمني نيز تداوم خواهد داشت .[1] خداوند در قرآن كريم مي‏فرمايد:
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا »[2]
ما در اين مقاله براي آشنايي بيشتر خوانندگان محترم ابتدا تاريخچه كوتاهي از يهود را بيان مي‏كنيم سپس به بررسي يهود در قرآن مي‏پردازيم .

وجه تسميه و تاريخچه قوم يهود
بني اسرائيل[3] به خاطر اين كه نسب ايشان به اسرائيل پيغمبر «يعقوب‏» مي‏رسد بني اسرائيل خوانده شدند . سبب نام گذاري ايشان به يهود اين است كه يكي از فرزندان بني اسرائيل به نام «يهودا» بود تا از فرزندان ده گانه‏اي كه اسرائيل نام گذاري مي‏شدند جدا باشد سرانجام فرزندان پراكنده گشتند و مدتي يهودا به حالت اسارت درآمد و از آن پس تمام نسل يعقوب يهودا خوانده شدند . اين شخص جد اين فرزندان و چهارمين فرزند يعقوب به شمار مي‏رفت .

يهود قبل از اسلام
خداوند اين گروه مظلوم و ستمديده را كه جز بردگي، اسارت و ذلت چيزي نداشتند توسط حضرت موسي - عليه السلام - از چنگال گروه ظالم و ستمگر فرعوني نجات داد و آنها را وارثانشان قرار داده و «بر همه جهانيان برتري بخشيد»[4]
اما اين جمعيتي كه به اين نعمت‏بزرگ نايل شدند آيا شكرگزار و قدردان بودند يا اين كه راه كفر، لجاجت و عناد را در پيش گرفتند؟
هر كسي كه اندك آشنايي از اين قوم داشته باشد در مي‏يابد اينان تمام عهد هايي را كه خداوند به وسيله موسي - عليه السلام - از آنها گرفت (پرستش خداوند يگانه، نيكي به پدر، مادر، بستگان، يتيمان و مستمندان، گفتار نيك و خوشرفتاري با مردم، بر پا داشتن نماز و اداي زكات، دوري از اذيت و آزار و خونريزي، قبول رسالت پيامبران الهي[5] ) را زير پا گذاشتند و براي خداوند شريك قائل شدند[6] و سخنان شرك آلود نسبت‏به خداوند گفتند .[7]
از ضعف هاي برجسته يهود، فساد اخلاقي و خوي تبه كاري آنهاست كه به بعضي از آنها اشاره مي‏شود:
وقتي كه خداوند رود بزرگ نيل را براي اين قوم شكافت و نجات پيدا كردند و فرعونيان (در حالي كه بني اسرائيل آنها را تماشا مي‏كردند) غرق شدند و بني اسرائيل اين معجزه بزرگ الهي را با چشمانشان ديدند . باز وقتي موسي - عليه السلام - به خاطر گرفتن فرمان هاي الهي به ميعادگاه رفت اينها گوساله پرستي اختياركردند .[8] و بعد با راهنمايي هاي حضرت موسي - عليه السلام - توبه مي‏كنند و خداوند نيز به فضلش توبه‏شان را مي‏پذيرد ولي گويا چيزي اتفاق نيفتاده، بار ديگر بهانه ديگر مي‏تراشند و مي‏گويند: تا خدا را آشكارا و با چشمان خود نبينيم هرگز به تو ايمان نمي‏آوريم .[9]
اين قوم لجوج با تمام لجاجتي كه داشتند به دستور حضرت موسي به سوي سرزمين مقدس فلسطين حركت كردند تا آنجا را نيز از لوث وجود شرك و بت پرستي پاك كنند، اما وقتي كه به دستور حضرت موسي بايد براي نبرد با دشمن آماده مي‏شدند گفتند: اي موسي در آن سرزمين (جمعيتي) نيرومند و ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمي‏شويم تا آنها از آن خارج نشوند; اگر آنها از آن خارج شدند ما وارد خواهيم شد (ولي) دو نفر از مرداني كه از خدا مي‏ترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: شما وارد دروازه شهر آنان شويد; هنگامي كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد . بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد . (بني اسرائيل) گفتند: اي موسي! تا آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهيم شد، تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همين جا نشسته‏ايم (موسي) گفت: پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيت گنه كار، جدايي بيفكن . خداوند (به موسي) فرمود: اين سرزمين مقدس تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسيد) ; پيوسته در زمين (در اين بيابان) سرگردان خواهند بود و درباره (سرنوشت) اين جمعيت گنه كار، غمگين مباش .[10]
اما براي چندمين بار، خداوند با نظر لطف به آنها نگريست و آنها را مورد لطف و رحمت‏خويش قرار داد و ابر را بر آنها سايبان قرار داد و من (شيره مخصوص و لذيذ درختان) و سلوي (مرغان مخصوص شبيه كبوتر) بر آنها فرستاد و فرمود: از نعمتهاي پاكيزه‏اي كه به شما روزي داده‏ايم بخوريد ولي آنان كفران ورزيدند و گفتند: اي موسي هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفا كنيم از خداي خود بخواه كه از آنچه زمين مي‏روياند از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش براي ما فراهم سازد، موسي گفت: آيا غذاي پست‏تر را جاي غذاي بهتر انتخاب مي‏كنيد؟ (اكنون كه چنين است‏بكوشيد از اين بيابان) در شهري فرود آييد زيرا هر چه خواستيد در آنجا براي شما هست و (مهر) ذلت و نياز بر پيشاني آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايي شدند .[11]
علاوه بر اينها جريان نافرماني بني اسرائيل در روز سبت «شنبه‏» و بهانه‏گيري هايشان در مورد گاو بني اسرائيل و . . . در قرآن آمده است.[12]

يهود هنگام ظهور اسلام
يهود در دنياي قبل از اسلام خود را ملت‏برتر مي‏دانست و سيادت و تقدم بر ساير اقوام را حق مسلم خود مي‏پنداشت، خود را اهل كتاب و ساير اقوام آن روز را امي، بي سواد و وحشي مي‏ناميد و به دنياي آن روز فخر مي‏فروخت .
و خصوصاً «يهود در مدينه معروف ترين جمعيت پيروان اهل كتاب بودند و قبل از ظهور پيامبر - صلي الله عليه و آله - طبق كتب مذهبي خود، انتظار چنين ظهوري را داشتند و ديگران را به آن بشارت مي‏دادند . از نظر اقتصادي نيز وضع آنها بسيار خوب بود و روي هم رفته نفوذ عميقي در مدينه داشتند اما با ظهور اسلام، از آن جهت كه اسلام راه هاي منافع نامشروع آنها را مي‏بست و جلوي انحرافات و خود كامگي آنها را مي‏گرفت نه تنها غالبا دعوت اسلام را نپذيرفتند بلكه در آشكار و نهان بر ضد آن قيام كردند .(همان مبارزه‏اي كه هنوز هم بعد از چهارده قرن ادامه دارد). در نتيجه قرآن آنها را زير شديدترين سرزنشهاي خود گرفت‏» .[13]
بسياري از اهل كتاب مخصوصا يهود تنها به اين قناعت نمي‏كردند كه خود، آيين اسلام را نپذيرند بلكه اصرار داشتند مؤمنان نيز از ايمانشان باز گردند، و انگيزه آنان در اين امر، چيزي جز حسد نبود . قرآن در اين رابطه مي‏فرمايد: بسياري از اهل كتاب به خاطر حسد دوست داشتند شما را بعد از اسلام و ايمان، به كفر باز گردانند با اين كه حق براي آنها كاملا آشكار شده است .[14]
بديهي است كه همه يهود محكوم و مذموم نيستند; بلكه تنها كساني تحت اين حكم قرار مي‏گيرند كه با لجاجت و تعصب نابجا نه تنها خودشان ايمان نمي‏آوردند بلكه سعي در انحراف ديگران نيز داشتند و احيانا در صورتي كه يكي از افراد و علمايشان اسلام را مي‏پذيرفت او را زير شديدترين تيرهاي تهمت و افترا قرار مي‏دادند و از او تبري مي‏جستند . اما آن هايي كه با شناخت ‏حق، آن را نمي‏پذيرفتند و مورد حمايت قرار مي‏دادند نه تنها محكوم نبودند بلكه مورد حمايت و تمجيد قرار مي‏گرفتند .
«قرآن از اين كه نژاد يهود را بكلي محكوم كند و يا خون آنها را كثيف بشمرد خودداري كرده و تنها روي اعمال آنها انگشت مي‏گذارد و با تجليل و احترام از افرادي كه به اكثريت فاسد نپيوستند و در برابر ايمان و حق تسليم شدند به نيكي ياد مي‏كند .»[15]
قرآن كريم مي‏فرمايد: آنها همه يكسان نيستند . از اهل كتاب جمعيتي هستند كه (به حق و ايمان) قيام مي‏كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مي‏خوانند در حالي كه سجده مي‏نمايند، به خدا و روز ديگر ايمان مي‏آورند .[16]
از جمله كساني كه از يهود به دين اسلام گرويده‏اند مخريق يهودي و ابن صوريا مي‏باشند . با توجه به اطلاعات و علايمي كه از كتب آسماني نسبت‏به پيامبر آخرالزمان داشتند و آن را منطبق بر شخص پيامبر حضرت محمد بن عبدالله - صلي الله عليه و آله - يافتند اسلام را پذيرفتند . اما عده‏اي ديگر كه با معصيت و گناه و غوطه‏ور شدن در دنيا، نور فطرت حق‏جويي در آنان خاموش شده بود، نه تنها به اسلام روي نياوردند بلكه براي حفظ منافع خويش و از دست ندادن هواداران نادان، دست‏به تحريف كتاب هاي آسماني زدند همچنان كه پيشينيانشان در مورد تورات و انجيل چنين گناه بزرگي را مرتكب شدند و كتب آسماني را با انواع تحريفات مورد دستبرد قرار مي‏دادند .
در بعضي از موارد، متون كتب آسماني را تفسير به راي و يا الفاظ را حذف مي‏كردند . و در موارد ديگر، الفاظ ديگري كه با مزاج و منافع آنها سازگار باشد جايگزين مي‏كردند و به خاطر همين رفتارهاي زشت و مذموم مورد لعن و غضب خدا و پيامبران - عليهم السلام - قرار گرفته و مهر ذلت و خواري بر آنها نهاده شده است .[17]

تحريف كتب آسماني توسط يهود
از مجموع آياتي كه در قرآن درباره تحريف يهود آمده استفاده مي‏شود آنها به انواعي از تحريف در كتاب آسماني خود دست مي‏زدند . گاهي تحريف آنها تحريف معنوي بود; يعني عبارتي كه در كتاب آسماني آنها نازل شده بود را بر خلاف معني واقعي آن تفسير مي‏كردند; الفاظ را به صورت اصلي حفظ مي‏نمودند و معاني آن را دگرگون مي‏ساختند . و گاهي دست‏به تحريف لفظي مي‏زدند و از روي استهزا به جاي اين كه بگويند سمعنا و اطعنا (شنيديم و اطاعت كرديم) مي‏گفتند سمعنا و عصينا (شنيديم و مخالفت كرديم). گاهي دست‏به مخفي ساختن قسمتي از آيات الهي مي‏زدند . آنچه را موافق ميلشان بود آشكار و آنچه بر خلاف ميلشان بود كتمان مي‏كردند . حتي گاهي با وجود حاضر بودن كتاب آسماني براي اغفال مردم، دست روي قسمتي از آن مي‏گذاشتند كه طرف نتواند آن را بخواند .[18]
خداوند در قرآن مي‏فرمايد: اي فرستاده خدا . . . گروهي از يهوديان خوب به سخنان تو گوش مي‏دهند تا دستاويزي براي تكذيب تو بيابند، آنها جاسوسان گروه ديگري هستند كه خودشان نزد تو نيامده‏اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلي‏اش تحريف مي‏كنند، و (به يكديگر) مي‏گويند: اگر اين (كه ما مي‏خواهيم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوري كرد) بپذيرد و گر نه (از او) دوري كنيد (ولي) كسي را كه خدا (بر اثر گناهان پي در پي او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نيستي، آنها كساني هستند كه خدا نخواسته دل هايشان را پاك كند; در دنيا رسوايي، و در آخرت مجازات بزرگي نصيبشان خواهد شد .[19]

جايگاه عوام يهود
در اين گناه، عوام يهود نيز با علمايشان شريك هستند; زيرا آنها به حكم فطرت خود دريافته بودند علمايي كه حرام مي‏خورند و رشوه مي‏گيرند نمي‏توانند در گفتارشان امين و صادق باشند . پس بايد از آنها دوري مي‏كردند، ولي آنها نيز به اين سخنان بيهوده دامن مي‏زدند بلكه آنها را در كارشان تحريك، تشويق و تقويت مي‏كردند .
مردي از امام صادق - عليه السلام - در مورد عوام يهود سؤال مي‏كند كه آن حضرت - عليه السلام - مي‏فرمايد: «عوام يهود از وضع علماي خود آگاه بودند و مي‏دانستند آنها صريحا دروغ مي‏گويند، حرام و رشوه مي‏خورند، احكام خدا را تغيير مي‏دهند . آنها با فطرت خود اين حقيقت را دريافته بودند كه چنين اشخاصي فاسدند و جايز نيست‏ سخنان آنها را درباره خدا و احكام او بپذيرند و سزاوار نيست‏شهادت آنها را درباره پيامبران قبول كنند .»[20]

جرم و جهالت‏يهوديان
هميشه انسان هاي دنيا طلب و بي ايمان براي برخورداري از مزاياي ايمان و حفظ جانشان از پرده نفاق استفاده مي‏كنند تا به مقاصد اصلي خود نايل شوند .
خداوند در قرآن مي‏فرمايد: «و هنگامي كه مؤمنان را ملاقات مي‏كنند مي‏گويند ايمان آورديم; ولي هنگامي كه با يكديگر خلوت مي‏كنند (بعضي به بعضي ديگر اعتراض كرده) مي‏گويند: چرا مطالبي را كه خداوند (درباره صفات پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - ) براي شما بيان كرد به مسلمانان بازگو مي‏كنيد، تا (روز رستاخيز) در پيشگاه خداوند بر ضد شما به آن استدلال كنند؟ ! آيا نمي‏فهميد؟!»[21]
علامه طباطبايي در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «دو جريمه و جهالت‏يهوديان كه در آيه مورد بحث‏بدان اشاره شده يكي نفاق ايشان است كه در ظاهر اظهار ايمان مي‏كنند تا خود را از اذيت و طعن و قتل حفظ كنند و دوم اين است كه خواستند حقيقت و منويات دروني خود را از خدا بپوشانند، و خيال كردند اگر پرده‏پوشي كنند مي‏توانند امر را بر خدا مشتبه سازند با اين كه خدا به آشكار و نهان ايشان آگاه است . همچنان كه در اين آيه از سخنان محرمانه ايشان خبر داد .
به طوري كه از لحن كلام بر مي‏آيد جريان از اين قرار بود كه عوام ايشان از ساده‏لوحي وقتي به مسلمانان مي‏رسيدند اظهار مسرت مي‏كردند و پاره‏اي از بشارت هاي تورات را به ايشان مي‏گفتند و يا اطلاعاتي در اختيار مسلمانان مي‏گذاشتند كه مسلمانان از آنها براي تصديق نبوت پيامبرشان استفاده مي‏كردند، رؤسايشان از اين كار نهي مي‏كردند و مي‏گفتند اين خود فتحي است كه خدا براي مسلمانان قرار داده است و ما نبايد آن را براي ايشان فاش سازيم، چون با همين بشارت ها كه در كتب ما هست نزد پروردگار عليه ما احتجاج خواهند كرد . گويا خواسته‏اند بگويند: اگر ما اين بشارت ها را در اختيار مسلمانان قرار ندهيم (العياذ بالله) خود خدا اطلاع ندارد كه موسي - عليه السلام - ما را به پيروي پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - سفارش كرده و چون اطلاع ندارد ما را با آن مؤاخذه نمي‏كند! !»[22]
عده‏اي از دشمنان اسلام خصوصا يهود با همين روحيه نفاق و حسد در ظاهر به اسلام گرويدند و چون غالبا از دانشمندان يهود بودند در صف محدثين و راويان قرار گرفتند . اين عده اقدام به جعل احاديث نمودند تا از اين راه بتوانند اسلام را در بين مردم سست و بي مغز جلوه دهند . و دشمنان اسلام با تمسك به اين احاديث جعلي بتوانند عليه مسلمانان اقامه حجت نمايند .[23] اين نوع احاديث جعلي در علم حديث‏به اسرائيليات مشهور است .
عده‏اي نيز در تشكيل مذاهب انحرافي نقش اساسي داشته‏اند . به عنوان نمونه اسامي چند نفر را ذكر مي‏كنيم:
1- كعب الاحبار; 2- وهب بن منبه اليماني; 3- تميم بن اوس الداريي; 4- ابن جريح روحي; 5- عبدالله بن سلام; 6- طاوس بن كيان خولايي; 7- حمداني بالولاء .[24]

ذلت بهوديان
اين سنت الهي است كه هر قومي كفر و سرپيچي از دستورات خدا و انحراف از توحيد به شرك پيشه كند و بي باكانه به كشتن رهبران الهي بپردازد بايد ذليل و سرگردان باشد . چرا كه مهر ذلت و بيچارگي بر آنها زده شده است تا زماني كه توبه كنند و بسوي خدا باز گردند .
خداوند در قرآن مي‏فرمايد: « هر جا يافت‏ شوند مهر ذلت‏بر آنان خورده است; مگر با ارتباط با خدا (و تجديد نظر در روش ناپسند خود) و (يا) با ارتباط با مردم (و وابستگي به اين و آن) و به خشم خدا گرفتار شده‏اند و مهر بيچارگي بر آنها زده شده; چرا كه آنها به آيات خدا كفر مي‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مي‏كشتند . اينها به خاطر آن است كه گناه كردند و (به حقوق ديگران) تجاوز مي‏نمودند.»[25]
و تاريخ نيز گواه روشني بر ذلت آنان مي باشد و نمونه هايي براي آن ذكر كرده است.[26]
اين ذلت و خواري ادامه دارد و تا زماني كه روح تبه كاري و جاه‏طلبي در آنها وجود دارد ادامه خواهد داشت . مي‏بينيم با وجود سرمايه‏هاي هنگفت و حمايت همه جانبه از طرف غول هاي اقتصادي دنيا و با وجود سلاح هاي هسته‏اي در مقابل عده‏اي از جوانان پا برهنه اما مؤمن و استوار و در مقابل مشت هاي گره كرده فولاديشان در نبرد سنگ در مقابل تانك، به ستوه آمده و كاري از پيش نبرده و نخواهند برد .(ان شاء الله).
يهود با خشونت و دشمني باطني و ظاهري كه نسبت‏به اسلام دارند تا آنجا كه خداوند متعال آنها را از سخت‏ترين مردم در دشمني با مؤمنان معرفي مي‏كند، امروزه در چهره‏اي نو به نام صهيونيسم نمايان شده و به عنوان تهديد بزرگي براي اسلام و مسلمانان و كشورهاي اسلامي جلوه نموده است .
سخن روي يهودي كه پيرو واقعي شريعت‏حضرت موسي - عليه السلام - مي‏باشد، نيست چون كه ما دين و شريعت‏حضرت موسي - عليه السلام - را دين و شريعت الهي و حضرت موسي - عليه السلام - را يكي از پيامبران بزرگ الهي و صاحب شريعت (اولوالعزم) مي‏دانيم، بلكه مقصود ما كساني هستند كه با نام صهيونيسم همه نوع فجايع، فساد و جنايات را مرتكب مي‏شوند و از دين يهود، مسلكي به نام صهيونيسم منشعب كردند و با سيستم هاي اطلاعاتي بسيار قوي و سرمايه‏هاي نامشروع توانستند نبض سياست دنيا را در دست گيرند و غالب سياسيون و سردمداران دنيا را كوركورانه به دنبال خود بكشانند .
اينها پيرو كساني هستند كه عهد هايي را كه با خدا بستند، گسستند و در مقابل پيامبران خدا، بهانه‏جويي كرده و از آنها تمرد مي‏نمودند و در يك روز چندين پيامبر الهي را كشتند و قصد جان پيامبر آخرالزمان حضرت محمد - صلي الله عليه و آله - را كردند . و جهت از بين بردن اسلام به هر نوع كاري دست مي‏زدند . اينان نيز همان اهداف را دنبال مي‏كنند; ولي هماهنگ با مقتضيات زمان و با ابزار و وسايل جديد و پيشرفته كه تحقيقا اين خطرناكتر از گذشته است.
اميد است مسلمانان جهان خصوصا سردمدارانشان به خود آيند و بر خداوند توكل كنند و اعتماد به نفسشان را به دست آورند تا بدين وسيله از شر اين جرثومه فساد (اسرائيل و صهيونيسم) رهايي يابند و اين غده سرطاني را از ريشه بخشكانند . به اميد آن روز.

پي نوشت ها:
[1] . ملا فتح الله كاشانى، تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، كتابفروشى اسلامى، تهران، چاپ دوم، 1344، ج 3، ص 291 . «سبب عداوت ايشان با مؤمنان شدت شكيمت (تكبر) و تضاعف كفر ايشان است . وانهماك ايشان در اتباع هوى، و ركون ايشان به تقليد و بعد ايشان از تحقيق و تمرد ايشان بر تكذيب انبياء و معاودات نمودن با ايشان .»
[2] . مائده/82 (به طور مسلم دشمن‏ترين مردم نسبت‏به مؤمنان را يهود و مشركان خواهى يافت).
[3] . دائرة المعارف وجدى به نقل از: سيد على اكبر قرشى، تفسير احسن الحديث، واحد تحقيقات اسلامى بنياد بعثت، چاپ اول، 1366، ج 1، ص 106 . «كلمه اسرائيل‏به نقلى اسم دوم حضرت يعقوب و به نقلى لقب آن حضرت است . گفته‏اند: آن به معناى بنده خدا است . اسر يعنى بنده، ايل يعنى خدا .»
[4] . بقره/47 و 122 .
[5] . بقره/83 و 84 . براى مطالعه بيشتر ر . ك: التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى عليه السلام، مؤسسة الامام المهدى (عج)، قم، چاپ اول، 1409 ق . ، ج 1، ص 326 و ابو الفضل داور پناه، انوار العرفان فى تفسير القرآن، انتشارات صدر، تهران، چاپ اول 1375، ج 2، ص 258 .
[6] . توبه/30 .
[7] . مائده/64 .
[8] . بقره/51 . - 5، در كتابهاى معتبر يهودى اين را به هارون برادر حضرت موسى عليه السلام نسبت مى‏دهند كه اين با عصمت پيامبران سازگار نيست،مى‏توان اين را از تحريفات بارز يهود به حساب آورد.تورات، سفر خروج به نقل از: جان ناس، پيشين، ص 498 .
[9] . بقره/55 .
[10] . مائده/26- 21 .
[11] . بقره 57 و 61 .
[12] . بقره/71- 65 .
[13] . بقره/40 و ناصر مكارم شيرازى و ديگران ، پيشين، ج 1، صص 202- 201 .
[14] . بقره/109 .
[15] . ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، چاپ بيست و دوم، 1373، ج‏3، ص 56; ذيل آيه 113 آل عمران .
[16] . آل عمران/113 . ر . ك: عبد على بن جمعه العروسى الحويزى ، پيشين، ج 1، ص 383 و ملا محسن فيض كاشانى، پيشين ، ج‏1، ص 343 .
[17] . ر . ك: شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن‏صص 602- 601 .
[18] . ناصر مكارم شيرازى وديگران ، پيشين، ج 4، صص 314- 313 .
[19] . مائده/41 .
[20] . ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 1، ص 319; سلطان محمد جنابذى، تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بيروت، ج 1، ص 106 .
[21] . بقره/76 .
[22] . علامه سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين ، ج 1، ص 322، به همين مضمون روايتى از امام صادق عليه السلام در تفسير مجمع البيان ذيل آيه شريفه مذكور نقل شده است .
[23] . همچنان كه اخيرا عده‏اى از وابستگان به صهيونيسم با تمسك به اين احاديث در «اينترنت‏» اقدام به سمپاشى و جسارت به ساحت مقدس پيامبر اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله نموده‏اند .
[24] . براى اطلاع بيشتر ر . ك: شيخ جعفر سبحانى، بحوث فى الملل و النحل، ج 1، صص 99- 82 و علامه سيد مرتضى عسكرى، معالم المدرستين، ج 2، ص 57 به بعد .
[25] . آل عمران/112 .
[26] . دنيا بازيچه يهود، به نقل از سيد مصطفى حسينى دشتى ، معارف و معاريف «ماده يهود» ، موسسه فرهنگى آرايه، تهران ، ج‏1 . به خاطر روحيه نژاد پرستى و تجاوزى كه در قوم يهود موجود است; بارها از جانب ديگران مورد حمله قرار گرفتند از جمله كسانى كه يهود را سركوب كردند عبارتند از: طالوت، پادشاه روم، هيتلر و . . .

عبدالرحيم رضاپور- با تلخيص از مجله رواق انديشه، ش13.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :