امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
380
آيات ولايت و خلافت در قرآن (2)

2- آيه ليله المبيت
(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ)[1].
«برخي از مردم جان خود را براي تحصيل رضاي خداوند مي فروشند خداوند به بندگان خود رووف و مهربان است».
جانبازي و فداكاري از نشانه هاي افراد با ايمان است، اعمال و رفتار هر فردي زائيده طرز تفكر و عقيده اوست و اگر انسان در راه عقيده خود از جان و مال بگذرد -اين كار- حاكي از آن است كه ايمان وي به هدف، در درجه بسيار بالا است.
قرآن مجيد اين حقيقت را در آيه اي منعكس كرده و مي فرمايد:
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ)[2].
«افراد با ايمان كساني هستند كه خدا و پيامبر او را باور نموده و در آن ترديد نمي كنند و با مال و جان خود در راه خدا جهاد مي كنند آنان به راستي افراد با ايمان هستند».
پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله -در سال دهم بعثت حامي و مدافع خويش يعني حضرت ابوطالب را از دست داده هنوز داغ عمو را بر دل داشت، حامي ديگر يعني همسر گرامي خود را نيز از دست داد. از اين جهت مشركان قريش تصميم گرفتند به هر قيمتي شده، نداي توحيد را در محيط شرك خاموش سازند و او را زنداني يا تبعيد و يا به قتل برسانند.
خدا رسول گرامي را از نقشه قريش آگاه ساخت و وحي الهي به نحو زير نازل شد: (وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ)[3]. «به ياد آور هنگامي كه كافران از در مكر وارد شده و تصميم گرفتند كه تو را زنداني كنند و يا بكشند و يا تبعيد نمايند، آنان مكر مي ورزند خدا نيز مكر آنان را خنثي مي سازد خداوند از همه چاره جوتر است».
در ميان اين پيشنهادهاي سه گانه، نقشه قتل پيامبر تصويب گشت و قرار شد از هر قبيله اي فردي انتخاب گردد و در نيمه شب وارد خانه پيامبر شوند و او را قطعه قطعه كنند و خون او در ميان قبائل عرب پخش گردد تا خاندان هاشم را ياراي نبرد با قبائل كه در ريختن خون وي شركت كرده اند، نباشد.
فرشته وحي، پيامبر را از نقشه قريش آگاه كرد او از شيوه غافل گيري بهره گرفت و خانه را ترك نمود. ولي براي اين كه اطمينان افراد مسلح را نسبت به ماندن خود در خانه جلب كند، لازم ديد كه كسي در بستر پيامبر بخوابد و اين شخص فداكار جز علي- عليه السلام -نبود واز اين نظر پيامبر رو به علي- عليه السلام -كرد و فرمود: مشركان قريش امشب نقشه قتل مرا كشيده اند و تصميم گرفته اند كه به طور دسته جمعي به خانه من بريزند و مرا در ميان بسترم بكشند، از اين جهت از طرف خدا مأمورم كه مكه را به سوي نقطه اي ترك كنم، هم اكنون لازم است امشب در فراش من بخوابي و آن «برد» سبز را به خود بپيچي تا آنان تصور كنند كه من هنوز در بسترم آرميده ام و مرا تعقيب نكنند.
در چنين شرائط وحي الهي درباره ستايش ايمان علي- عليه السلام -بر قلب پيامبر فرود آمد، و ايمان و وفاي علي را ستود و فرمود: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ).
علي- عليه السلام -از آغاز شب در بستر پيامبر آرميد و چهل نفر تروريست اطراف خانه را محاصره كرده و از شكاف در به داخل خانه مي نگريستند و وضع خانه را عادي مي ديدند و گمان مي كردند كه پيامبر- صلي الله عليه و آله - در بستر خود آرميده است. همه آنان سراپا يك تن، حس و مراقبت بودند دل ها بيدار و چشم ها تيز و سينه ها پر از كينه بود.
و آنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه جنبش موري از نظر آنان مخفي نبود.
 
يورش به خانه وحي
مأموران قريش كه دست هاي آنان روي قبضه شمشير بود، منتظر فرماني بودند كه به خانه وحي يورش ببرند. از شكاف در به خوابگاه پيامبر مي نگريسته اند و تصور مي كردند وي در بستر خود آرميده و روانداز سبز رنگي را به روي خود افكنده است، ولي نمي دانستند او علي- عليه السلام -است كه با قلبي مطمئن و آرام در خوابگاه پيامبر آرميده است.
فرمان يورش صادر شد مأموران با شمشيرهاي برهنه به طور دسته جمعي به خانه پيامبر هجوم آوردند، و ناگهان ديدند كه تير آنان به سنگ خورده و پيامبر مكه را ترك گفته است. و علي- عليه السلام -در خوابگاه او خوابيده است. و آيه ياد شده در آغاز در اين سبب فرود آمد.
 
3- آيه مودت و دوستي اهل بيت عليهم السلام
(ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ)[4].
«اين همان چيزي است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده و عمل صالح را انجام داده اند، به آن نويد مي دهد بگو: من هيچ پاداشي از شما درباره رسالتم درخواست نمي كنم جز دوست داشتن نزديكانم و هركس كار نيكي انجام دهد، بر نيكيش مي افزايم چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است».
مفسران عاليقدر و محدثان اسلامي و همچنين شعرا و ادبا همگي اتفاق نظر دارند كه اين آيه درباره اهل بيت پيامبر- صلي الله عليه و آله -نازل شده است و امام شافعي[5] ايمان خود را به مضمون اين آيه در قالب شعر ريخته و مي گويد:
يا اهل بيت رسول الله حبكم فرض من الله في القرآن انزله
كفاكم من عظيم القدر انكم من لم يصل عليكم لا صلاة له [6]
(اي خاندان رسالت، دوستي شما ازواجباتي است كه خدا آن را در قرآن فروفرستاده است، در عظمت مقام شما اين بس كه هركس در نماز بر شما درود نفرستد، نماز اوصحيح نيست».
پيش از امام شافعي شاعر عصر امام صادق- عليه السلام -سفيان بن مصعب عبدي كوفي در قصيده خود چنين مي گويد:
فولائكم فرض من الر حمان في القران انزله [7]
ابن حجر در صواعق مي گويد: شيخ شمس الدين ابن العربي مضمون آيه را در قالب شعر ريخته و چنين مي گويد:
رإيت ولائي آل طه فريضه علي رغم إهل البعد يورثني القربي [8]
فما طلب المبعوث إجرا علي الهدي بتبليغه الا المودة في القربي [9]
«من دوستي اولادطه را واجب مي دانم برخلاف گمان گروهي كه از آنان دوري مي جويند دوستي آنان مايه نزديكي به خدا است».
پيامبر برانگيخته خدا براي كار خود اجر و پاداش نخواست جز مودت در قربي.
و همچنين شعراي ديگر در قصايد خود مضمون آيه را در قالب شعر ريخته و از اين طريق ولاي خود را به اهل بيت عليهم السلام روشن ساخته اند.
ابن صباغ در كتاب فصول مهمه دو شعر ياد شده در زير را نقل مي كند و در اين دو شعر جايگاه آيات نازله درباره اهل بيت عليهم السلام وارد شده است:
هم العروة الوثقي لمعتصم بها مناقبهم جإت بوحي و انزال
مناقب في شوري و سوره هل إتي و في سوره الاحزاب يعرفها التالي [10]
آنان دستگيره هاي محكم و استواري هستند براي كسي كه به آن چنگ بزند و فضائل آنان ازطريق وحي و قرآن به ثبوت رسيده است.
فضائل آنان در سوره هاي سه گانه است:
الف) شوري: مقصود همين آيه مورد بحث است.
ب) هل اتي: آياتي كه مربوط به روزه گرفتن خاندان علي و دادن افطار خود به فقير كه از آيه « يُوفُونَ بِالنَّذْر » شروع مي شود و در آيه 17 به پايان مي رسد.
ج) سوره احزاب: آيه « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا  » مي باشد.
ما به همين مقدار از اشعار بسنده مي كنيم و به تفسير آيه مي پردازيم:
«قربي» بر وزن «زلفي» و «بشري» به معني قرابت و نزديكي است. اهل قربي يعني اهل قرابت است. [11]
بنابراين مقصود از اهل قربي كساني كه با پيامبر پيوند خويشاوندي دارند، نه خويشاوند هركسي نسبت به خود، به گواه فعل متقدم يعني «لا اسإلكم» . اين فعل گواه بر اين است كه مقصود از «خويشاوندان»، اقوام خود سوال كننده است و در آيات ديگري كه اين كلمه وارد شده است، مقصود از آن پيوند خويشاوندي است. ممكن است گفته شود سوره اي كه در اين آيه وارد شده است، از سوره هاي مكي است در آن روز هنوز علي- عليه السلام -با پيامبر گرامي اسلام- صلي الله عليه و آله - وصلت نكرده و فرزندي نداشت، ولي بايد توجه نمود كه سوره «شوري» هرچند در مكه نازل شده، اما اين آيه به تصريح مفسران در مدينه نازل شده است.
برهان الدين بقاعي در كتاب «نظم الدرر و تناسق الايات و السور» مي نويسد: سوره شوري مكي است، مگر آيات شماره 23 و 24 و 25 و 27. [12]
البته مفسران ديگر نيز مانند نيشابوري در تفسير خود مي گويند:
سوره شوري مكي است ولي اين آيه در مدينه نازل شده است. [13]
راه دور نرويم قرآن هايي كه زير نظر محققان دانشگاه «الازهر» چاپ شده است، بالاي سوره مي نويسند:
«سوره شوري مكيه الايات الا 23، 42، 25، 27 فمدنيه».
و اين اختصاص به سوره شوري ندارد بلكه قسمت اعظم سوره هاي مكي آميخته با مدني يا بالعكس مي باشند.
و اما مدرك نزول اين آيه در حق خاندان رسالت كافي است كه مدارك ياد شده در زير را مراجعه بفرمائيد. [14]
 
پاسخ يك سوال
ممكن است گفته شود شعار تمام پيامبران شعار «پاداش نخواهي» است چنان كه مي فرمايد:( وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ)[15].
«من در برابر تبليغ رسالت خويش هيچ نوع پاداش نمي خواهم و اجر من با خداست».
اصولا يكي از نشانه هاي پيامبران اين است كه براي دعوت خود مزد و پاداش نمي طلبند و لذا فردي با ايمان از همين طريق به فرستاده هاي مسيح ايمان آورد، زيرا ديد آنان در تبليغ خود خواهان پاداش نيستند و لذا رو به مردم كرد و گفت: (اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ)[16].
روي اين اساس چگونه پيامبر پاداشي به نام دوستي خاندان خود مي خواهد درحالي كه خود او نيز مانند ديگر پيامبران اين شعار را سر مي داد و مي‏فرمود: (قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ)[17].
پاسخ اجر، پاداشي است كه سود و نفع آن به درخواست كننده برگردد و پيامبر از روز نخست به اين نوع پاداش ها پشت پا زده و هرگز براي خود پاداش نطلبيده، و اصولا مردان الهي بايد چنين باشند، يعني صادقانه و بدون چشم داشت به هدايت گري جامعه بپردازد.
درخواست دوستي خاندانش چيزي نيست كه سود آن عائد پيامبر گردد، بلكه خود مردم از آن منتفع مي شوند، زيرا دوست داشتن گروهي كه جانشين پيامبر و بازگو كنندگان احكام الهي و مربي جامعه اسلامي مي باشند، ما به آگاهي انسان از حقيقت دين و گرايش انسان به فضائل و مناقب است، و در حقيقت خود انسان از اين دوستي منتفع مي گردد.
مضمون آيه شبيه گفتار پزشكي است كه بيماري را به طور رايگان معالجه كند و نسخه بلند و بالائي بنويسد و اظهار دارد كه من از تو چيزي نمي خواهم جز اين كه به اين نسخه عمل كني.
اين پزشك به ظاهر مزد و پاداش خواسته، ولي در باطن چيزي جز خيرخواهي طرف نخواسته است و لذا در آيه ديگر مي فرمايد:
(قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ)[18] «پاداشي كه خواستم به نفع خود شماست».
در آيه سوم پاداش خود را راه جوئي افراد مومن به سوي خدا قرار داده است. چنان كه مي فرمايد:( قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا)[19].
«من از شما اجري نمي خواهم مگر كسي را كه به سوي پروردگار خود راهي اتخاذ كند يعني به شريعت من عمل نمايد».
در هر حال هر سه آيه كه پيرامون مزد رسالت پيامبر- صلي الله عليه و آله -وارد شده، بر يك معني منطبق مي باشند و آن عمل به متن شريعت است گاهي اين مطلب به طور مستقيم درخواست شده و گاهي از طريق درخواست مودت اهل بيت عليهم السلام كه سبب مي شود انسان ظاهرا و باطنا شبيه آنان گردد و در نتيجه به شريعت عمل كنند.
 
پاسخ به سوال ديگر
ممكن است گفته شود كه مقصود دوستي و مودت مسلمانان به يكديگر است يعني مسلمانان همديگر را دوست بدارند و طبرسي نيز اين احتمال را ذكر كرده است اين كه فرموده است:
«لا إسإلكم في تبليغ الرساله إجرا الا التودد و التحابب فيما يقرب الي الله تعالي».
«من در تبليغ رسالت از شما اجري نمي خواهم جز اين كه به چيزي كه انسان را به خدا نزديك كند، دست محبت و مودت بهم بدهيد».
پاسخ: تفسير مودت در آيه به دوستي يكديگر صحيح نيست، زيرا دوست داشتن يكديگر هرچند يك اصل اسلامي است، ولي به حكم اين كه استثنإ، پس از جمله: (قل لا إسإلكم)وارد شده است، بايد كه مقصود قرباي همان سوال كننده باشد و اگر مقصود اين بود كه مسلمانان همديگر را دوست بدارند، ديگر لزومي نداشت اين تعبير را به كار ببرد كافي بود كه بفرمايد:( وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ)[20].
خلاصه: پيرامون آيه برخي از پيش داوران اشكالات غير صحيحي را مطرح كرده اند كه با دقت مختصري پاسخ همه روشن مي گردد. ما در اينجا دامن سخن را درباره بحث امامت به پايان مي رسانيم، اميد است خدا اين خدمت ناچيز را از ما بپذيرد.

پي نوشت ها:
[1] . بقره: ‏207
[2] . حجرات: 15
[3] . انفال: 30
[4] . شوري: 23
[5] . 150 - 204
[6] . صواعق ابن حجر: ص 87.
[7] . الغدير: ج‏1، ص 275.
[8] . صواعق ابن حجر: ص 101.
[9] . صواعق ابن حجر: ص 101.
[10] . فصول مهمه: ص 14.
[11] . كشاف: ج‏3،ص 181.
[12] . تاريخ قرآن: زنجاني، ص 58.
[13] . تفسير نيشابوري، ج‏3، ص 312.
[14] . ذخائر عقبي: 25 - كشاف: 3 / 81 - تفسير نيشابوري: ج‏3، ص 312 - مطالب السوول: 8 - تفسير فخر رازي: 7 / 655 - تفسير ابوحيان: 7 / 516 - تفسير نسفي در حاشيه تفسير خازن: 4 / 99 - مجمع الزوايد، تإليف هيثمي: 9 / 168 - الفصول المهمه: 12 - كفايه گنجي: 13، زرقاني در شرح مواهب: 7 / 3 و 921 - صواعق: ص 101 و 135 - نورالابصار: ص 102- اسعاف الراغبين: ص 105.
[15] . شعرإ: 109
[16] . يس: 21
[17] . انعام: 90
[18] . سبا: 47
[19] . فرقان: 57
[20] . توبه: 71

آيت الله جعفر سبحاني- مكتب اسلام، ش2
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :