امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
701
شهوت‏پرستي و عفاف در قرآن

«شهوت‏» در لغت داراي مفهوم عامي است كه به هرگونه خواهش نفس و ميل و رغبت‏به لذات مادي اطلاق مي‏شود; گاهي علاقه شديد به يك امر مادي را نيز شهوت مي‏گويند.
مفهوم شهوت، علاوه بر مفهوم عام، در خصوص «شهوت جنسي‏» نيز به كار رفته است. واژه «شهوت‏» در قرآن كريم هم به معني عام كلمه آمده است و هم به معني خاص آن. در اين بحث، نظر ما بيشتر به معناي خاص آن است، زيرا آثار مخرب و زيان بار آن بيش از ساير كشش‏هاي مادي است.
«شهوت‏» نقطه مقابل «عفت‏» است. «عفت‏» نيز داراي مفهوم عام و خاص است. مفهوم عام آن، خويشتن داري در برابر هر گونه تمايل افراطي نفساني است و مفهوم خاص آن، خويشتن داري در برابر تمايلات بي بند و بار جنسي است.
«عفت‏» يكي از فضايل مهم اخلاقي در رشد و پيشرفت و تكامل جوامع انساني است; اما شهوت كه مقابل عفت قرار دارد، موجب سقوط فرد و جامعه مي‏شود.
مطالعات تاريخي نشان مي‏دهد كه اشخاص يا جوامعي كه بهره كافي از عفت داشته‏اند، از نيروهاي خداداد خود، بالاترين استفاده را در راه پيشرفت‏خود و جامعه خويش برده و در سطح بالايي از آرامش و امنيت زيسته‏اند، اما افراد يا جوامعي كه در «شهوت‏پرستي‏» غرق شده‏اند، نيروهاي خود را از دست داده و در معرض سقوط قرار گرفته‏اند.
طبق نظر كارشناسان حقوقي، «شهوت جنسي‏» در ايجاد جرم و جنايت نقش عمده را دارد تا جايي كه گفته شده است: «در هر جنايتي، شهوت جنسي نيز دخيل بوده است‏». شايد اين تعبير، مبالغه‏آميز باشد، ولي به يقين منشا بسياري از جنايات و انحرافات، طغيان «غريزه جنسي‏» و شهوت‏پرستي است. خون‏هاي بسياري در اين راه ريخته شده و اموال فراواني بر باد رفته، اسرار مهم كشورها به وسيله زنان جاسوسي كه سرمايه و ترفند كارشان استفاده از زيبايي و آلودگي‏يشان بوده، افشا شده و آبروي بسياري از آبرومندان در اين راه ريخته شده است.
طبق بيان آيات و روايات در مي‏يابيم كه يكي از ابزارهاي مهم شيطان همين «شهوت جنسي‏» است. در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفت‏» و «شهوت‏پرستي‏» اشاره شده است كه ما در ذيل به بررسي آنها مي‏پردازيم:
1 -  فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا  (سوره‏مريم،آيه‏59و60)
2 -  وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلا عَظِيمًا (سوره نساء،آيه‏27)
3 -  وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ  (سوره‏عنكبوت،آيه‏28و29)
4 -  وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ (٧٧)وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِي فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ (٧٨)قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ (٧٩)قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ (٨٠)قَالُوا يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ (٨١)فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ (٨٢)مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ (٨٣) (سوره‏هود، آيه‏77و83)
5 -  كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ  (سوره‏قمر، آيه‏33و34)
6 -  وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ (٨٠)إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (٨١)وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (٨٢)فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ (٨٣)وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ (٨٤) (سوره‏اعراف،آيه‏80و84)
 
ترجمه :
1 - اما پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اي روي كار آمدند كه نماز را تباه كردند و از شهوات پيروي نمودند و به زودي (مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد!
مگر آنان كه توبه كنند و ايمان بياورند و كار شايسته انجام دهند; چنين كساني داخل بهشت مي‏شوند و كمترين ستمي به آنان نخواهد شد.
2 - خدا مي‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگي پاك نمايد)، اما آنها كه پيرو شهواتند، مي‏خواهند شما به كلي منحرف شويد.
3 - و لوط را فرستاديم، هنگامي كه به قوم خود گفت: «شما عمل بسيار زشتي انجام مي‏دهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است.
آيا شما به سراغ مردان مي‏رويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مي‏كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مي‏دهيد؟!» اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند: اگر راست مي‏گويي، عذاب الهي را براي ما بياور!»
4 - و هنگامي كه رسولان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت‏شد و قلبش پريشان گشت و گفت: «امروز روز سختي است!» (زيرا آنها را نشناخت و ترسيد، قوم تبهكار مزاحم آنها شوند.)
قوم او (به قصد مزاحمت ميهمانان) به سرعت‏سراغ او آمدند - و قبلا كارهاي بد انجام مي‏دادند - گفت:«اي قوم من! اين‏ها دختران منند، براي شما پاكيزه ترند (با آنها ازدواج كنيد و از زشت كاري چشم بپوشيد!)، از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد. آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!»
گفتند: «تو مي‏داني ما تمايلي به دختران تو نداريم و خوب مي‏داني ما چه مي‏خواهيم!»
گفت: «(افسوس!) اي كاش در برابر شما قدرتي داشتم، يا تكيه گاه و پشتيبان محكمي در اختيار من بود! (آن گاه مي‏دانستم با با شما زشت‏سيرتان ددمنش چه كنم!)»
(فرشتگان عذاب)گفتند:«اي لوط! ما فرستادگان پروردگار توييم ; آنها هرگز دسترسي به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت‏ سرش را نگاه نكند، مگر همسرت كه او هم به همان بلايي كه آنها گرفتار مي‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟!
و هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد، آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و باراني از سنگ (گل هاي متحجر) متراكم بر روي هم، بر آنها نازل نموديم.
(سنگ هايي كه) نزد پروردگارت نشاندار بود و آن از (ساير) ستمگران دور نيست!
5 - قوم لوط انذارها (و هشدارهاي پي در پي پيامبرشان) را تكذيب كردند.ما بر آنها تند بادي كه ريگ‏ها را به حركت در مي‏آورد فرستاديم (و همه را هلاك كرديم)، جز خاندان لوط را كه سحرگاهان نجاتشان داديم!
6 - (و به خاطر آوريد) لوط را، هنگامي كه به قوم خود گفت: «آيا عمل بسيار زشتي را انجام مي‏دهيد كه هيچ يك از جهانيان، پيش از شما انجام نداده است؟!
آيا شما از روي شهوت به سراغ مردان مي‏رويد، نه زنان؟! شما گروه اسرافكار (و منحرفي) هستيد»
ولي پاسخ قومش چيزي جز اين نبود كه گفتند: «اين‏ها را از شهرتان بيرون كنيد كه اين‏ها مردمي هستند كه پاكدامني را مي‏طلبند (و با ما هم صدا نيستند!)
(چون كار به اين‏جا رسيد) ما او و خاندانش را رهايي بخشيديم، جز همسرش كه از بازماندگان (در شهر) بود. و (سپس چنان) باراني (از سنگ) بر آنها فرستاديم (كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت.) پس بنگر كه سرانجام كار مجرمان چه شد!
 
تفسير و جمع بندي
بلاي شهوت‏پرستي در طول تاريخ
در نخستين آيه، بعد از ذكر نام گروهي از پيامبران الهي و صفات برجسته و والاي آن بزرگواران، مي‏فرمايد: «ولي بعد از آنها، فرزندان ناشايسته‏اي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوات پيروي نمودند و به زودي (مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد; فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا  »[1]
و بلافاصله بعد از آن - به عنوان يك استثناء - مي‏فرمايد: «مگر آنها كه توبه كردند و ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، چنين كساني داخل بهشت مي‏شوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد; إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا »[2]
شايان توجه اين كه بعد از مساله ضايع كردن نماز، سخن از پيروي «شهوات‏» و به دنبال آن، گمراهي به ميان آمده است. اين تعبير حساب شده از يك سو اشاره به آن است كه نماز، عامل مهمي براي شكستن «شهوات‏» و خود كامگي‏ها و هواپرستي‏هاست ; همان طور كه در آيه 45 سوره عنكبوت آمده: «... إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ » و از سوي ديگر نشان مي‏دهد كه سرانجام «شهوت‏پرستي‏»، گمراهي و ضلالت است، همان گونه كه در آيه 10 سوره روم آمده است: « ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ; سپس سرانجام كار كساني كه اعمال بد مرتكب شدند به اين‏جا رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!»
آري! آنها گمراه مي‏شوند و به كيفر گمراهي خود ; يعني، آتش قهر و غضب الهي گرفتار خواهند شد.
روشن است كه «شهوات‏» در اين‏جا مفهوم وسيعي دارد و منحصر به «شهوت‏جنسي‏»نيست، بلكه هر گونه تمايل افراطي نفساني و هواپرستي را شامل مي‏شود. البته كساني كه توبه كنند و ايمان خود را كه به خاطر گناه ضربه ديده است تجديد نموده و به سراغ اعمال صالح بروند، اهل بهشت‏خواهند بود و آثار تضييع نماز و پيروي شهوات از وجودشان برچيده خواهد شد.
در دومين آيه، ضمن بيان مقابله آشكار ميان «بازگشت‏به سوي خدا» و «پيروي از شهوات‏»، و اشاره به اين كه اين دو موضوع در دو جهت مخالف، حركت مي‏كنند، مي‏فرمايد:«خدا مي‏خواهد توبه شما را بپذيرد و شما را ببخشد و از آلودگي پاك سازد ; اما آنها كه پيرو شهواتند، مي‏خواهند شما به كلي (از راه حق) منحرف شود ; وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلا عَظِيمًا »[3]
آري! آنها كه غرق گناه و شهوتند، مي‏خواهند ديگران را نيز هم‏رنگ خود سازند و از سر تا پا آلوده گناه كنند ; در حالي كه خداوند مي‏خواهد مردم با ترك شهوات به سوي او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاي تقوا و قرين سعادت و خوشبختي شوند.
به گفته مفسران بزرگ، منظور از «ميل عظيم‏»، هتك حدود الهي و آلوده شدن به انواع گناهان است. بعضي نيز آن را به معني ازدواج با محارم و مانند آن - كه در آيات قبل، از آن نهي شده است - تفسير كرده‏اند كه در واقع يكي از مصاديق مفهوم بالاست.
لازم به يادآوري است كه پيروي از شهوات در اين آيه، ممكن است داراي همان مفهوم عام باشد و نيز ممكن است اشاره به «شهوت جنسي‏» باشد ; زيرا اين آيه بعد از آياتي قرار گرفته كه حرمت ازدواج با محارم و زنان شوهردار و كنيزان (آلوده به اعمال منافي عفت) را بيان كرده است. به هر حال اين آيه، گواه روشني است‏به اين كه راه «شهوت‏پرستي‏» از راه «خداپرستي‏» جدا بوده و اين دو در مقابل هم قرار دارند.
آيات سوم، چهارم، پنجم و ششم، از آيات مورد بحث، ناظر به داستان قوم لوط و «شهوت‏پرستي‏» آنهاست ; شهوتي آميخته با انحرافات جنسي كه در تمام تاريخ آمده است. هر بخش از اين آيات، نكته خاصي را تعقيب مي‏كند كه ما به طور اجمال به آنها اشاره مي‏كنيم:
سومين آيه، گفتار حضرت لوط- عليه السلام - را بيان مي‏كند كه قوم خود را مورد سرزنش شديد قرار داد: «لوط را فرستاديم، در آن هنگام كه به قوم خود گفت: شما كار بسيار شنيعي انجام مي‏دهيد كه هيچ كس از جهانيان، قبل از شما آن را انجام نداده است ; وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ ‏»[4]
«فاحشه‏» واژه‏ايست كه به هر كار بسيار زشت اطلاق مي‏شود، هر چند در تعبيرات متعارف بيشتر به «فحشاء جنسي‏» اطلاق مي‏گردد. تعبير آيه فوق، نشان مي‏دهد كه در جامعه بشري «هم جنس گرايي‏» از قوم لوط- عليه السلام - شروع شد و تا آن زمان سابقه نداشت.
در ادامه آمده است: «آيا شما به سراغ مردان مي‏رويد و راه تداوم نسل انسان را قطع مي‏كنيد و در مجلس خود، اعمال زشت (ديگر نيز) انجام مي‏دهيد؟! ; أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنْكَرَ...»[5]
در اين تعبير يكي از علت‏هاي مهم تحريم «هم جنس گرايي‏» را قطع نسل بشر مي‏داند; زيرا هنگامي كه اين عمل زشت اخلاقي به شكل فراگير درآيد، خطر انقطاع نسل بشر، جامعه بشري را تهديد مي‏كند.
بعضي از مفسران، جمله «و تقطعون السبيل‏» آيه فوق را، اشاره به راهزني و دزدي قوم لوط دانسته‏اند و بعضي اشاره به مزاحمت‏هاي جنسي مي‏دانند كه به عمد براي راهگذران به وجود مي‏آوردند!
«نادي‏» از ماده «ندا» به معني مجلس عمومي يا مجلس تفريح است ; زيرا در آن‏جا افراد يكديگر را «ندا» مي‏كنند.
گرچه قرآن كريم، در اين‏جا شرح نداده كه آنها در جلسات تفريحي خود، چه منكرات ديگري را انجام مي‏دادند، ولي پيداست كه اعمالي متناسب با همان عمل شنيعشان بوده است. در روايات آمده است، آنها در حضور جمع بدن‏هاي خود را برهنه مي‏كردند، فحش‏هاي ركيك مي‏دادند و كلمات زشت و بسيار زننده رد و بدل مي‏نمودند و حركات ناشايست ديگري داشتند كه قلم از ذكر آنها شرم دارد.
آنها چنان، غرق در شهوت بودند كه خدا و همه ارزش‏هاي اخلاقي و انساني را به باد مسخره مي‏گرفتند ; به همين دليل، هنگامي كه پيامبرشان حضرت لوط- عليه السلام - از روي تعجب و انكار سؤالي از عمل شنيعشان نمود، «پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند: اگر راست مي‏گويي، عذاب الهي را براي ما بياور! ;... فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ».[6]
و به اين ترتيب عذاب الهي را نيز به سخريه گرفتند.
در چهارمين بخش از اين آيات به گوشه ديگري از داستان قوم لوط اشاره مي‏كند:«وآن زماني است كه فرشتگان الهي(كه مامور عذاب قوم لوط بودند در چهره جوانان زيبايي)به‏سراغ حضرت لوط عليه السلام آمدند و او(كه آنها را نمي‏شناخت)از مشاهده آنان سخت ناراحت‏شد وقلبش پريشان گشت و(پيش خود گفت:)امروز روز سختي است،زيرا ممكن است،اين قوم‏زشت‏سيرت،حرمت ميهمان‏هاي مرا نشناسند و قصد تجاوز به آنان را داشته باشند!، وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ »[7]
(و در اين هنگام،اشرار قوم با خبر شدند«و به سرعت‏به سراغ او آمدند(و قصد سويي‏نسبت‏به ميهمان او داشتند)و پيش از آن نيز اعمال بدي انجام مي‏دادند(و اين كار،يعني،تجاوز به ميهمانان از آنها بعيد نبود!، وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ... »[8]
«حضرت لوط عليه السلام(بسيار ناراحت‏شد و با ايثار و فداكاري عجيب و يا به خاطر اتمام‏حجت)به آنها گفت:اين دختران منند كه براي شما پاكيزه‏ترند(بياييد با آنها ازدواج كنيد و ازاعمال شنيع خود دست‏برداريد.از خدا بترسيد و مرا در برابر ميهمانانم رسوا نسازيد، آيا يك‏انسان رشيد(و عاقل و با غيرت)در ميان شما نيست؟، قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِي فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ »[9]
ولي آن قوم كثيف و زشت‏سيرت،نه تنها در برابر اين همه بزرگواري حضرت‏لوط عليه السلام حياء نكردند،بلكه بي‏شرمانه پاسخ گفتند:«تو خود مي‏داني،ما را به دختران توحقي نيست(و به جنس زن علاقه‏اي نداريم!)تو به خوبي مي‏داني كه ما چه چيز مي‏خواهيم!، قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ » [10]
هنگامي كه قوم لوط،وقاحت را به آخرين درجه رساندند،حضرت لوط عليه السلام فريادزد و گفت:«اي كاش!قوت و قدرتي داشتم(تا شما خيره‏سران را مجازات مي‏كردم)و اي‏كاش! تكيه‏گاه محكمي از قوم و عشيره و پيروان نيرومندي در اختيار من بود(تا به كمك آنهاشما منحرفان را سخت كيفر مي‏دادم، قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ » [11]
همان گونه كه در ادامه اين آيات آمده است‏حضرت لوط عليه السلام متوجه شد كه آنهافرستادگان پروردگارند،هيچ كس نمي‏تواند كمترين آسيبي به آنها برساند.فرشتگان به‏حضرت لوط عليه السلام خبر دادند كه فردا صبح عذاب هولناكي به سراغ اين قوم مي‏آيد وشهرهاي آنها به كلي زير و رو مي‏شود و باراني از سنگ‏هاي آسماني بر آنها فرومي‏ريزد،به حضرت لوط عليه السلام دستور دادند كه شبانه به اتفاق خانواده‏اش-به استثناي‏همسرش كه از تقوا بي‏بهره بود-آن شهرها را ترك كنند كه صبحگاهان عذاب الهي فرامي‏رسد.
در پنجمين بخش از آيات،ضمن اشاره به مجازات شديد اين قوم ننگين شت‏سيرت‏مي‏فرمايد:«قوم لوط،انذارها و هشدارهاي مكرر(پيامبرشان)را تكذيب كردند.ما بر آنها تندبادي كه ريگ‏ها را به حركت در مي‏آورد،فرستاديم(و همه را زير آن مدفون ساختيم)، جزخاندان لوط كه آنها را سحرگاهان نجات داديم،(به استثناي همسرش كه مشمول مجازات‏قوم گنه‏كار شد)، كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ  » [12]
البته اين بخشي از مجازات دردناك آنها بود،زيرا در قرآن آمده است كه:«نخست‏زلزله‏اي-به امر ما-آمد و سرزمين آنها را زير و رو كرد،آن چنان كه قسمت‏هاي بالا در پايين‏و قسمت‏هاي پايين در بالا قرار گرفت، فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا...»[13]
«و باراني از سنگ بر آنها فرو فرستاديم، ... وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ » [14]
اين باران سنگ،ممكن است‏بخشي از سنگ‏هاي سرگردان آسماني بوده كه به‏فرمان پروردگار الهي بر فراز آسمان شهر آنها ظاهر گشته و بر ويرانه‏ها و اجساد بي‏جان آنان باريده است.
احتمال ديگر اين است كه‏«حاصب‏»به معناي‏«طوفان شن‏»باشد.اين طوفان گاهي‏تپه‏هايي را از يك گوشه بيابان برداشته و به آسمان مي‏برد،سپس در نقطه‏اي ديگر،مانندباراني فرو مي‏ريزاند،به طوري كه گاهي قافله‏ها،زير انبوهي از شن و ماسه مدفون‏مي‏گشت!
حال اين نكته قابل تامل است كه هر چند،گاهي طوفان‏هاي شن يا باران‏هاي سنگ‏در جهان طبيعت روي مي‏دهد،ولي خداوند متعال فرمان داده بود كه اين حوادث درآن ساعت مخصوص و معين-كه فرشتگان حضرت لوط عليه السلام را خبر داده بودند-واقع‏گردد.
احتمال ديگري نيز وجود دارد كه ممكن است،نخست زلزله‏اي سهمگين،شهرهاي‏آنها را زير و رو كرده و سپس باراني از سنگ‏هاي آسماني بر سرشان فرو ريخته و آنگاه‏طوفاني از شن،آثار آنها را محو و نابود كرده باشد كه اين عذاب‏هاي سه گانه،بيانگرشدت خشم الهي،نسبت‏به اين قوم رو سياه است.
در ششمين و آخرين بخش از آيات،ضمن اشاره فشرده و مختصر به تمام ماجراي‏قوم لوط-از آغاز تا پايان-مي‏فرمايد:«به خاطر آوريد«لوط‏»را،هنگامي كه به قوم خودگفت:آيا عمل شنيعي انجام مي‏دهيد كه هيچ كس از جهانيان پيش از شما آن را انجام نداده‏بود؟!، وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ » [15]
آري!شما از روي شهوت به سراغ مردان مي‏رويد،نه زنان،شما جمعيت‏تجاوزكاري هستيد، زيرا قوانين و سنت‏هاي الهي را رها كرده و راه انحراف را پيش‏گرفته‏ايد،راهي كه سبب نابودي نسل و شيوع انواع بيماري‏هاي و مفاسد ديگر اجتماعي‏مي‏شود.
گر چه بيماري وحشتناك‏«ايدز»يكي از هولناكترين بيماري‏هاي عصر ما شناخته‏شده،ولي بعيد نيست كه اين بيماري در آن زمان نيز وجود داشته و گروهي از قوم لوط به‏آن گرفتار شده بودند.به همين علت‏خداوند حكيم و رحيم،اجساد آنها را زير خروارها سنگ و شن دفن كرد تا اين امر،هم درس عبرتي براي ديگران بوده و هم مايه نعمتي كه‏همان جلوگيري از انتشار و سرايت اين بيماري به ديگران بوده است.
به هر حال،آن قوم آلوده،به قدري بي‏شرم بودند كه نه تنها به سخن حضرت‏لوط عليه السلام گوش ندادند،بلكه خواستار اخراج او و خاندانش-به جرم پاكي از آلودگي‏هاي‏شايع در ميانشان-از آبادي‏ها شدند.قرآن كريم در ادامه اين آيات به آن اشاره دارد: وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ ». [16]
خداوند در ادامه اين آيات مي‏فرمايد:
«ما لوط و خاندانش را-به جز همسرش كه از بازماندگان(در شهر)بود،نجات بخشيديم، سپس باراني(از سنگ)بر آنها فرو فرستاديم(و همه را نابود كرديم و مدفون ساختيم). اكنون‏بنگر،سرانجام كار مجرمان چگونه بود، فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ (٨٣)وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ » [17]
آري! آنها چنان آلوده بودند كه بي‏گناهي و پاكدامني را گناه مي‏دانستند! و پاكان رابه جرم پاكي محكوم به تبعيد و راندن از خانه و زندگيشان مي‏كردند.هر چند قبل ازانجام اين كار، به غضب الهي گرفتار و نابود شدند.
بخش مهمي از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوس بازي و هوا پرستي و شهوتراني- به‏مفهوم عام و خاصش- ، اين عمل ناشايسته و پست اخلاقي را كه سرچشمه گناهان واثرات مخرب اجتماعي بي‏شماري است، سخت نكوهش مي‏نمايد.

پي نوشت ها:
[1] . مريم/ 59.
[2] . مريم/ 60.
[3] . نساء/ 27.
[4] . عنكبوت‏/ 28.
[5] . عنكبوت/ 29.
[6] . عنكبوت/ 29.
[7] . هود/ 77.
[8] . هود/ 78.
[9] . هود/ 78.
[10] . هود/ 79
[11] . هود/ 80.
[12] . قمر/ 34 و 35.
[13] . هود/ 82.
[14] . هود/ 82.
[15] . اعراف/ 80.
[16] . اعراف/ 82.
[17] . اعراف/ 83 و 84.

آيت الله مكارم شيرازي- اخلاق در قرآن، ج2
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :