امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1498
سلام و تحيت در قرآن

سلام در لغت‏ به معاني گوناگون آمده است، يكي از آنها معناي تحيت است و در آيه شريفه آمده است: (وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏)[1] و يكي از اسماء الله سلام است زيرا سالم از هرگونه نقص و عيب و فناست[2] و به معناي درود گفتن و هنيت‏به زبان آوردن هم مي‏باشد.[3]
تحيت و درود از اموري نيستند كه بعد از ظهور اسلام حادث شده باشد، بلكه مصاديق مختلف آن در ميان اقوام و ملل پيش از اسلام نيز سابقه دارد; در آيات مختلف قرآن كريم تعبيراتي وجود دارد كه نشانگر وجود اين سنت در ملل گذشته دارد، از جمله آنها: (وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا)[4] و (وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا)[5] .
 اين دو آيه نشانگر آن است كه در زمان حضرت ابراهيم و حضرت عيسي(ع) تحيت و سلام وجود داشته است. در زمان عرب جاهلي نيز نوعي از تحيت رواج داشته است كه حكايت ذيل بيان گر آن است:
«روزي يكي از اعراب جاهلي جهت‏شنيدن آيات قرآن كريم به حضور پيامبر اكرم(ص) رسيد و در ابتداي سخن براي تحيت چنين گفت: انعم صباحا كه حضرت در جواب فرمود: خداي من تحيت‏بهتر از اين فرستاده و آن اين است كه بگوييم سلام عليكم.[6]
و همچنين تاريخ; رسوم و آداب مختلفي از ملل پيشين نقل كرده است. شارع مقدس اسلام در بسياري از موارد عادات پسنديده مرسوم در ميان امت هاي پيش از خود را امضاء نموده است كه نمونه‏هايي از آن مانند حج و ...را در مورد پذيرش قرار داده است و سپس برخي اصلاحات و تغييرات در آن سنن و آداب انجام داده است و مواردي كه كاستي هايي در آنها وجود داشته است را جبران نموده است. سنت پسنديده سلام و تحيت هنگام ديدار، ورود به خانه و آغاز به تكلم نيز از مواردي است كه شارع آن را تاييد نموده و دستورات خاصي نيز براي آن وضع نموده است.
 
كيفيت‏ سلام و تحيت در اسلام
در آيين مقدس تاكيد زيادي به روي برخورد صحيح و حسن شده است و يك نوع تحيت‏خاص كه همان استفاده از كلمه سلام است، مورد تاكيد و سفارش قرار گرفته است. در ميان جوامع مختلف از الفاظ يا رفتارهاي مختلفي براي اين منظور استفاده مي‏شود اما شارع مقدس كلمه سلام را به عنوان تنها كلمه‏اي كه احكام خاصي را به دنبال خود دارد، قرار داده است. گويا بدين وسيله قصد داشته است كه مسلمانان در برخوردهاي خود نيز داراي وحدت و نشانه باشند تا از غير مسلمانان شناخته شوند. و لذا اگر به لفظي غير از سلام براي تحيت استفاده شود، مثلا گفته شود: «صبحك الله بالخير» يا «مساك الله بالخير»; جواب آن واجب نيست، و فقط در صورتي واجب است كه به لفظ سلام باشد.[7]
و همچنين فقهاء سلام را در نماز واجب مي‏دانند، اما در هرگونه تحيتي غير از سلام را واجب ندانسته، بلكه آن را مبطل نماز مي‏شمرند.[8]
در روايتي چنين مي‏خوانيم:
لما اسجد الله عزوجل الملائكة لآدم و ابي ابليس ان يسجد فقال له ربه عزوجل (فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى‏ يَوْمِ الدِّين) ثم قال عزوجل لآدم: انطلق الي هؤلاء الملا من الملائكة فقل السلام عليكم و رحمة‏الله و بركاته. فسلم عليهم فقالوا و عليك السلام و رحمة‏الله و بركاته فلما رجع الي ربه تبارك و تعالي هذه تحيتك و تحية ذريتك من بعدك‏».
«هنگامي كه خداوند متعال فرمان سجده آدم را به ملائكه صادر كرد و شيطان از سجده سرپيچي كرد، خداوند متعال به شيطان دستور خروج داده او را طرد نمود و فرمود: همانا لعنت من تا روز قيامت‏بر تو باد پس خطاب به آدم(ع) فرمود: به سوي گروه ملائكه برو و برآن بگو: سلام عليكم و رحمة‏الله و بركاته، سپس آدم بر آنها سلام كرد و ملائكه در جواب گفتند: سلام و رحمت‏خدا بر تو باد، سپس هنگامي كه آدم به سوي پروردگار خود مراجعه كرد، خداوند فرمود اين تحيت تو و فرزندانت‏بعد از اين مي‏باشد».[9]
 
اهميت‏سلام نمودن در قرآن و سنت
كلمه سلام بيش از 40(چهل) بار در قرآن كريم بكار رفته است; گاهي خداوند خود، بر بندگان برگزيده‏اش يعني انبياء: سلام مي‏فرستد(وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلين‏).[10] و (قيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْك) [11] و (سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُون) [12] فرشتگان نيز هنگام دخول اهل بهشت آنها را با سلام و تحيت داخل مي‏نمايند (ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُود). [13] و (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنين). [14]
همچنين تحيت اهل بهشت نيز سلام است و شكر الهي (دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ). [15]
همچنين يكي از نامهاي بهشت نيز دارالسلام است (وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ). [16]
علاوه بر آيات قرآني فراواني كه در مورد تحيت و سلام وجود دارد، در سنت‏ شريف نيز احاديث زيادي وارد شده است كه به پاره‏اي از آنها اشاره مي‏شود:
عن النبي(ص) «يا انس سلم علي من لقيت‏ يزيد الله في حسناتك و سلم في بيتك يزيد الله في بركتك‏»«اي انس -نام خدمتكار رسول خدا(ص)- سلام كن بر هر كسي كه ملاقات مي‏كني و خدا بر حسنات تو مي‏افزايد و سلام كن در خانه‏ات و خداوند بر بركاتت مي‏افزايد». [17]
و از امام صادق(ع) روايت‏شده است:
اولي الناس بالله و رسوله من بدا بالسلام‏».«نزديكترين و مقرب‏ترين مردم به خدا و رسولش كسي است كه ابتداء به سلام نمايد». [18]
در روايتي ديگر چنين مي‏خوانيم:
«من لقي عشرة من المسلمين فسلم عليهم، كتب الله له عتق رقبة‏».
«هركس ده نفر از مسلمانان را ملاقات كند و بر آنها سلام كند، خداوند ثواب آزاد كردن بنده‏اي را به او عطا مي‏كند». [19]
از دلايل اهميت‏سلام كردن، جواز رد سلام در نماز، بلكه با شرائطي وجوب آن است; تكلم نمودن در نماز و لو اين كه كلام دو حرف باشد موجب ابطال نماز است و ليكن در مورد جواب سلام استثناء شده است. مرحوم صاحب عروه وجوب رد سلام در نماز را لازم مي‏دانند و آن را از واجبات كفايي مي‏شمرند. [20]
 
فلسفه سلام كردن
شيعه معتقد است كه احكام اسلام از روي مصالح و مفاسد جعل گرديده است، لذا امري كه واجب يا مستحب در اسلام است، داراي مصلحت ذاتي است. رسيدن به علت و فلسفه احكام اسلام به‏طور كامل ميسر نيست مگر اين كه از ناحيه خود شارع به آن تصريح شده باشد، لكن برخي از مصالح و مفاسد را في‏الجمله عقول انسانها مي‏فهمد. سلام نيز از اين قاعده مستثني نيست لذا به پاره‏اي از آنها اشاره مي‏شود.
دين اسلام يك دين اجتماعي است، ضمن اين كه دستورهاي فردي زيادي نيز قرار داده است; نماز جماعت، حج، زكات، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر و... دستورهاي اجتماعي اسلام هستند.
اين‏گونه جعل قوانين توسط شارع در قبال اجتماع نشان دهنده اهميت او به اجتماع و جهت تشويق توده مردم به حضور در جامعه اسلامي است. سلام كردن و برخورد خوب يكي از درهاي مهم در برقراري روابط اجتماعي سالم است كه اين همه مورد تاكيد دين مبين اسلام است. اين كلمه (سلام) كه در آن معني و مفهوم سلامتي و ايمني نهفته، به مخاطب اطمينان مي‏دهد كه طرف مقابل قصد صحيحي در راه آغاز رابطه را با او در نظر گرفته است. در اين صورت مخاطب نيز اين پيام را دريافت نموده و در صورت تمايل دو طرف رابطه اجتماعي جديد و كوچكي تشكيل مي‏شود، ضمن اين كه سلام، روح تعاون و همكاري و همدلي را بين مسلمانان افزايش مي‏دهد و همچون شعار و علامتي جهت‏شناخت جوامع اسلامي از ديگر جوامع مي‏باشد.
يكي ديگر از علل حسن سلام ايجاد رابطه دوستي و محبت‏بين مسلمانان مي‏باشد. اسلام تاكيد زيادي بر روي حب و بغض دارد و از صفات مؤمنين، حب به مؤمن و بغض نسبت‏به دشمنان اسلام در قرآن مجيد ذكر شده است:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ)[21] دين مقدس اسلام سفارش زيادي نسبت‏به گسترش محبت‏ بين مؤمنين نموده است و دستورات زيادي در اين زمينه قرار داده است. به عنوان نمونه مصافحه كردن، به ديدار يكديگر رفتن و صله رحم از آن دسته‏اند كه همگي اين ها عامل ازدياد پيوند و محبت در جامعه اسلامي است.
از رسول اكرم(ص) نقل شده است:
«الزيارة تنبت‏المودة‏»«زيارت و ملاقات يكديگر سبب دوستي و محبت است‏». [22]
و در حديث ديگر اين چنين وارد شده است:
«ما صافح رسول الله(ص) رجلا قط فنزع يده حتي يكون هو الذي نزع يده منه‏».«هنگامي كه پيامبر اكرم(ص) با كسي مصافحه مي‏كرد، دست‏خود را نمي‏كشيد مگر اين كه طرف مقابل دست‏خود را مي‏كشيد». [23]
و در اين زمينه احاديث فراواني وارد شده است كه همگي مشوق مودت و دوستي ميان مؤمنان است. سلام كردن نيز چون عامل شروع و ايجاد اين‏گونه روابط است مورد اهتمام شارع مقدس قرار گرفته است، زيرا بشاشت و برخورد خوب عامل جلب دوستي و محبت است. از حضرت علي(ع) روايت‏شده است:
«البشاشة حبالة‏المودة‏» «بشاشت و خوشرويي دوام دوستي است‏». [24]
در روايتي ديگر از ايشان مي‏خوانيم:
«اذا لقيتم اخوانكم فتصافحوا و اظهروا لهم‏البشاشة و البشر، تتفرقوا و ما عليكم من الاوزار قد ذهب...». [25]
«هنگامي كه با برادران خود ملاقات مي‏كنيد، مصافحه كنيد و اظهار خوشرويي نمائيد تا اين كه هنگام جدايي، همه گناهانتان آمرزيده شده باشد».
و به تجربه نيز به اثبات رسيده است كه افراد عبوس و كساني كه از سلام خودداري مي‏ورزند، از جايگاه خوبي در قلوب مردم برخوردار نيستند. و برعكس افراد خوشرو و كساني كه ابتدا به سلام مي‏نمايند، محبوب دل هاي مؤمنينند.
 
آداب فقهي سلام كردن
«جايز نيست ابتدا به سلام براي شخص نمازگزار و همچنين «جايز نيست ابتدا به ساير تحيات مثل صبحك الله بالخير يا مساك‏الله بالخير و غير اينها». [26]
«واجب است‏سلام در اثناء نماز به تقديم كلمه سلام بر ظرف -عليكم، عليك و...- اگرچه شخص سلام دهنده ظرف(جار و مجرور) را بر كلمه سلام مقدم نمايد; و احتياط مستحب اين است كه در تعريف و نكره آوردن شخص نمازگزار مراعات مماثله را بنمايد و همانند شخص سلام دهنده جواب دهد و همچنين در جمع و مفرد آوردن. [27]
رد سلام واجب كفايي است پس اگر به جماعتي سلام كنند و يكي از آنها جواب دهد، كافي است. اما بر بقيه مستحب است جواب دهند. [28] اگر يك نفر از جماعت جواب دهد و آن شخص بچه باشد، كفايت نمي‏نمايد. [29] اگر شخص نمازگزار در بين جماعتي باشد كه بر آنها سلام كنند و شخص نمازگزار شك كند كه او نيز قصد شده است‏يا نه، جواب دادن او جايز نيست. [30] واجب است جواب را به گونه‏اي دهند كه شخص سلام كننده بشنود خواه در نماز باشد يا غير آن، به اين صورت كه صداي خود را به اندازه متعارف بلند نمايد به گونه‏اي كه اگر مانعي نباشد، صداي او شنيده شود و اگر شخص سلام دهنده خيلي دور باشد كه امكان شنيدن صدا را نداشته باشد، جواب واجب نيست. [31] جواب سلام واجب است فورا -به‏طور عرفي- داده شود و تاخير آن جايز نيست و اگر به تاخير انداخت وجوب ساقط مي‏شود. [32]
جايز است‏سلام مرد نامحرم به زن نامحرم و بالعكس مشروط بر اين كه با ريبه يا خوف فتنه نباشد. [33]
از حضرت علي(ع) روايت‏شده است:
«و كان يسلم علي النساء و كان يكره ان يسلم علي الشابة منهن و يقول: اتخوف ان تعجبني صوتها فيدخل علي اكثر مما اطلب من الاجر».
«حضرت علي(ع) بر زنان سلام مي‏كرد ولي كراهت داشت كه بر زنان جوان سلام نمايد، و مي‏فرمود: نگران هستم از اين كه از صداي آنها تعجب نمايم و اين كار ضررش براي من بيش از ثواب آن باشد». [34]
كراهت دارد كه مسلمان بر شخص كافر سلام نمايد، اما اگر كافر ذمي بر مسلمان سلام نمايد، احتياط واجب رد سلام است‏به لفظ عليك يا سلام بدون عليك. [35]
در روايتي از اميرالمؤمنين از سلام به شش گروه نهي شده است:
«ستة لا ينبغي ان يسلم عليهم: اليهود و النصاري و اصحاب النرد و الشطرنج و اصحاب الخمر و البربط و الطنبور و المتفكهون بسب الامهات و الشعراء».
«به شش گروه نبايد سلام كرد: يهود و نصاري، كساني كه نرد و شطرنج‏ بازي مي‏كنند، شراب خواران، كساني كه آلات موسيقي مي‏نوازند، كساني كه به مادرشان دشنام مي‏دهند و شاعران(ناحق)». [36]
البته آداب فقهي سلام كردن بسيار زياد است كه طالبين مي‏بايست‏به كتب مفصل فقهي و روايي مراجعه نمايند.
 
سلام; اين سنت اسلامي را پاس بداريم
از مجموعه مطالبي كه گذشت، اهميت اين سنت‏شريف و لزوم اهميت دادن به آن و به كار بستن آن، استفاده مي‏شود. اما با كمال تاسف در جامعه ما اهتمام و توجه به اين سنت و بسياري ديگر از سنن اسلامي كم رنگ گرديده است. استفاده از كلمات ديگر براي تحيت و ابتدا به سخن بدون سلام در جامعه رواج يافته است. و بخش مهمي از جامعه از بعضي كلمات نامناسب و بعضا فرنگي استفاده مي‏نمايند، نه تنها در برخوردهاي حضوري، بلكه در مكالمات تلفني و مكاتبات نيز كلمات ديگري جاي گزين گرديده‏اند. اين تغيير رويه در جامعه ما علي‏الخصوص در اقشار مرفه به علل متعددي صورت گرفته است:
اولا: حس تقليد از ارزش هاي كشورهاي اروپايي و فرنگي است كه عده‏اي آن را فرهنگ برتر و پيشرو در جهان مي‏دانند.
ثانيا: استفاده مطبوعات و قشر فرهنگي جامعه از لغات ديگر كه سبب مي‏شود، به تدريج‏ساير اقشار جامعه به اين سمت كشيده شوند.
ثالثا: عدم آموزش صحيح سنن و آداب اسلامي توسط خانواده و مدارس و عدم تاكيد بر حفظ سنن پسنديده اسلامي.
رابعا: ضعف تبليغات و عدم معرفي و تبيين ارزش هاي اسلامي در جامعه.
در مورد گروه اول; كار قدري مشكل است. و به دشواري مي‏توان آنها را به احياي اين سنت اسلامي متقاعد نمود مگر اين كه اساس فكري و عقيدتي آنها دگرگون گردد; اما در مورد كساني كه به يكي از علل سه‏گانه ذيل و اخير از رعايت اين ادب اسلامي غافلند، مي‏توان با آموزش و تبليغات صحيح و الگودهي مناسب، اهميت مساله را براي آنها روشن ساخت و پاداش معنوي و اخروي آن را به آنها گوشزد نمود.
روحانيون معظم نيز مي‏توانند در برنامه‏هاي تبليغي خود به احياي اين امر پسنديده همت گمارند تا انشاءالله اين سنت فراگير شده و مردم در انجام آن از يكديگر سبقت‏بگيرند، و هنگامي كه يك بيگانه قدم به مملكت اسلامي بگذارد، فضاي عطرآگين سلام از همه جاي آن ظاهر شود و در دنيا اين سنت ‏يكي از نشانه‏هاي شناسايي مسلمان از ديگران قرار گيرد.

پي نوشت ها:
[1] . سوره طه: 47.
[2] . ر.ك: المنجد/ لويس معلوف.
[3] . ر.ك: فرهنگ معين/ محمد معين.
[4] .سوره هود: 69.
[5] . مريم:33.
[6] . ر.ك: فرازهايي از تاريخ اسلام / جعفر سبحاني.
[7] . العروة‏الوثقي سيد محمد كاظم طباطبائي.
[8] . تحرير الوسيله، ج‏1، حضرت امام خميني.
[9] . بحارالانوار، ج‏76، علامه مجلسي.
[10] . صافات: 181.
[11] . هود: 48.
[12] . صافات:120.
[13] . ق: 34.
[14] . حجر:46.
[15] . يونس: 10.
[16] . يونس: 25.
[17] . بحارالانوار، ج‏76، مجلسي.
[18] . ر.ك: المحجة البيضاء ج‏3، فيض كاشاني.
[19] . بحارالانوار، ج‏76.
[20] . عروة‏الوثقي.
[21] . فتح:29.
[22] . بحارالانوار، ج‏76.
[23] . ر.ك: المحجة‏البيضاء، ج‏3، فيض كاشاني.
[24] . نهج‏البلاغه، كلمات قصار.
[25] . ر.ك: خصال شيخ صدوق.
[26] . عروة‏الوثقي.
[27] . تحريرالوسيله.
[28] . عروة‏الوثقي.
[29] . همان.
[30] . همان.
[31] . تحرير الوسيله.
[32] . همان.
[33] . عروة‏الوثقي.
[34] . ر.ك: اصول كافي، ج‏1.
[35] . عروة‏الوثقي.
[36] . ر.ك: خصال شيخ صدوق.

سعيد كريمي – درس هايي ازمكتب اسلام، ش10
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :