امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
2494
تكريم ايتام در قرآن

مقدمه:
مشكل يتيمي از پديده هاي اجتماعي محسوب مي شود كه از گذشته در جوامع انساني مطرح بوده است، جوامع نيز به تناسب با چنين قشري برخوردي متفاوت داشته اند، برخي از ديده ترحم و عطوفت ايتام را گرامي داشته و بعضي هم بر مشكلات ايتام افزوده اند، دين مقدس اسلام به عنوان آييني جهاني كه براي تمام بخش هاي جامعه انساني برنامه دارد، بي ترديد درباره يتيمان و مسائل مادي و معنوي آن ها برنامه و توصيه هاي فراواني دارد كه برخي در قرآن كريم بيان شده و بعضي نيز در روايات و سخنان پيشوايان معصوم- عليهم السلام- آمده است.
توجه و اهميت دين اسلام درباره يتيم ها نيز افزون بر آن كه از رحمت و لطف خدا سرچشمه مي گيرد، جنبه ديگري نيز دارد و آن نگاه پيش گيرانه از عواقب رها شدن يتيم ها به حال خود مي باشد، چون اگر چنين افرادي به حال خود رها شوند در آينده هزينه هاي سنگيني را بر جامعه وارد خواهند ساخت و مي توانند عامل بسياري از ناهنجاري هاي جامعه شوند، به همين خاطر، قرآن كريم به اين محور نيز توجه كافي داشته است.[1]
 
مفهوم يتيم
«يتيم» در اصل به معناي تنها و منفرد است و از يَتَمَ، يَتْيَمُ، يُتماً و يَتماً مي باشد و در افراد انسان، به انقطاع و جدايي كودك از پدر يا از دست دادن او ـ قبل از سن بلوغ ـ اطلاق مي شود.[2]
يتيم در اصطلاح مفسران نيز داراي معناي ويژه اي است; چنان كه مرحوم علامه طباطبايي(رحمه الله) مي گويد: «يتيم به كسي گفته مي شود كه پدرش را از دست داده و اين واژه براي شخصي كه مادرش مرده، به كار نمي رود، برخي معتقدند كه در ميان افراد انسان يتيم كسي است كه پدرش مرده و در حيوانات به كسي كه مادرش را از دست داده اطلاق مي گردد.»[3]
محمدطاهر بن عاشور, در معناي يتيم مي نويسد: «از نظر عرب ها، كودكي كه تنها مانده و پدرش را كه حامي و دفاع كننده و نفقه دهنده او بوده، از دست داده يتيم است و اين مطلب درباره مادر صدق نمي كند، زيرا با از دست دادن او بي سرپرست نمي ماند.»[4]
 
تكريم ايتام در اديان الهي
يتيم گرچه از نوازش هاي پدري محروم است، ولي از رحمت خداوند مهربان بي نصيب نيست و لطف پروردگار شامل حال او مي شود، در دين مقدس اسلام، نسبت به رعايت حال و حفظ حقوق يتيم، سفارش فراوان شده و اين اهميت تنها اختصاص به اسلام ندارد; چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «به ياد آريد آن هنگام را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و درويشان نيكي كنيد و با مردمان سخن نيك گوييد و نماز بخوانيد و زكات بدهيد، ولي جز اندكي، پشت كردند و رويگردان شدند.»[5]
پيامبراني چون حضرت موسي و حضرت عيسي- عليهما السلام- به شدت از حقوق يتيمان طرفداري كرده و ظلم به يتيمان را از گناهان كبيره شمرده اند.[6]
در عصر جاهليت و قبل از اسلام، اعراب با تصرف در مال يتيمان و ظلم و ستم به آن ها، نه تنها او را تكريم نمي كردند، بلكه يتيم در نزد آن ها ارزشي نداشت و همواره او را به خواري، سستي و بيچارگي و فقر توصيف مي كردند.[7]
دين اسلام به عنوان كامل ترين و جامع ترين دين الهي، همواره، مستضعفان و محرومان اجتماع را زير حمايت خويش داشته است و در اين ميان ايتام بيشتر از ساير محرومان مورد عطوفت و رحمت قرار گرفته اند. براي روشن شدن اهميت موضوع ايتام در اسلام كافي است كه بدانيم واژه يتيم و مشتقات آن 23 بار در آيات قرآن وارد شده و افزون بر اين، آياتي نيز هستند كه اين واژه و تعبير در ظاهر آن مشهود نيست، ولي مضمون آن آيات درباره يتيم است.
به طور كلي، در آيات و روايات اسلامي موجود سه موضوع مهم و اساسي درباره ايتام به چشم مي خورد كه عبارتند از:
 
1ـ سرپرستي ايتام:
قرآن كريم و پيشوايان معصوم- عليهم السلام- امر سرپرستي كودكان يتيم را از بهترين و پسنديده ترين امور به حساب مي آورند. و مؤمنان را در اين راستا راهنمايي و تشويق مي نمايند، تا در جامعه يتيمي آواره نماند و در پناه مؤمنان نيازهاي آن ها برطرف شود.
قرآن كريم مي فرمايد:
«... يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ...;[8]
از تو درباره يتيمان مي پرسند، بگو: اصلاح كار آنان بهتر است و اگر زندگي خود را با زندگي آنها بياميزيد، آن ها برادران ديني شما هستند.»
 از آيه ياد شده بر مي آيد كه بهترين محيط براي كودكان يتيم، محيط طبيعي خانواده است و پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)جاي دادن يتيم در منزل و تأمين نيازمندي هاي او را باعث قبولي اعمال در پيشگاه خداوند دانسته[9] و در حديث ديگري فرموده: «در خانه اي كه يتيم باشد، رحمت و بركت الهي در فضاي آن خانه حاكم خواهد شد» و باز مي فرمايد: «من و سرپرست يتيم، در بهشت در كنار هم خواهيم بود.»[10]
 اگر چه امروزه مؤسسات و كانون هاي يتيم نوازي در نقاط مختلف بيشمار است، ولي چنين مراكزي به خاطر شرايط حاكم بر آن ها، به صفا و صميميت و گرمي خانواده نمي رسد، چون اگر يتيمي در آغوش خانواده اي ايده ال پرورش يابد، از محبت پدرخوانده و مادرخوانده برخوردار مي شود و آن ها نيز به مراتب بهتر از مربيان مؤسسات حمايت از ايتام، به يتيم ها محبت مي كنند. بديهي است كه يتيم در ميان خانواده اي كه او را به فرزندخواندگي قبول كرده اند مي تواند با جامعه و اطرافيان ارتباط بهتري برقرار نمايد.
قرآن كريم، با نفي هر گونه مسائل غير منطقي و خرافي، ماجراي به فرزندخواندگي زيد توسط پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)را مطرح كرده و در واقع يكي از شيوه هاي سرپرستي از ايتام را قبول يتيم به عنوان فرزندخوانده و پرورش او در محيط خانواده مي داند، چنان كه مي فرمايد: «خدا پسرخوانده هايتان را پسرانتان نكرده، اين سخناني است كه شما از پيش خود مي گوييد، ولي خدا حق را مي گويد و به سوي راه درست هدايت مي كند، پسر خوانده ها را به نام پدرانشان صدا بزنيد، كه اين نزد خدا به عدالت نزديك تر است و به فرض كه پدر آنان را نمي شناسيد، برادر ديني خطابشان كنيد و يا به عنوان دوست صدايشان بزنيد و خدا در آن چه كه تاكنون اشتباه كرده ايد، شما مؤاخذه نمي كند، ولي آن چه را كه عمداً مرتكب مي شويد، مؤاخذه مي كند و خدا همواره آمرزنده و رحيم است.»[11]
از آيه ياد شده بر مي آيد كه فرزندخوانده احكام فرزند صلبي را ندارد و بايد آن ها را به پدران خويش نسبت داد به آنها بايد محبت و مودت نمود.
 
2ـ شيوه هاي رفتار با ايتام
در قرآن كريم و روايات اسلامي درباره شيوه رفتار با ايتام و يتيم نوازي تأكيد و سفارش فراوان شده است، چنان كه خداوند متعال درباره ازدواج با دختران يتيم سفارش مي كند كه رفتار عادلانه اي داشته باشيد: «و اگر مي ترسيد كه (به هنگام ازدواج با دختران يتيم) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم پوشي كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نماييد...»[12]
علامه طباطبايي مورد نزول آيه ياد شده را ازدواج سرپرستان ايتام با دختران يتيم به خاطر بهره مندي از مالشان و سپس رها كردن آن ها در حالي كه تهي دست شده و كسي مايل به آن ها نيست دانسته است.[13]
خداوند متعال سرپرستان ايتام را از ستم در حق ايتام نهي كرده است. به ايتام بايد نيكي كرد[14] و امور و كارهاي آن ها را بايد اصلاح نمود.[15]
براساس آيات قرآن كريم، با ايتام بايد به نيكي و مهرباني سخن گفت و به آن ها به شيوه پسنديده اطعام و پوشاك داد و آن ها را همه جا گرامي داشت و به آن ها پناه داد و هيچ گاه آن ها را نبايد آزرد و يا با قهر آن ها را از خويش دور نمود، قرآن كريم مي فرمايد: «با يتيمان سخن نيكو و دل پسند بگوييد، به آن ها اطعام دهيد، آن ها را گرامي داشته و به آنها پناه دهيد و هرگز آن ها را آزرده خاطر نكرده و از خود دور نكنيد.»[16]
در روايات اسلامي نيز بر تكريم ايتام تأكيدشده است; پيامبر اكرم- صلي الله عليه وآله- مي فرمايد: «بهترين خانه مسلمانان آن منزلي است كه در آن، يتيمي زندگي كند كه با وي به نيكي رفتار شود و بدترين منزل ها آن است كه در آن جا به يتيمي اهانت گردد.[17]
حضرت علي-عليه السلام- مي فرمايد: «هر مرد و زن با ايماني كه از روي مهرباني دست خود را روي سر يتيمي بكشد، خداي متعال به عدد هر مويي كه دست خود را روي آن مي گذارد يك ثواب براي او مي نويسد.»[18]
همچنين حضرت علي- عليه السلام- در جايي ديگر مي فرمايد: «در تربيت و تنبيه يتيم مانند فرزند خويش عمل كن.» يتيم نوازي در سيره پيشوايان معصوم - عليهم السلام- امري مرسوم و با اهميت بوده است; چنان كه نوشته اند حضرت محمد - صلي الله عليه وآله- روزي در راه اصلي مدينه مي گذشت، چند كودك را ديد كه طفلي را دوره كرده و او را به نداشتن پدر سرزنش مي كنند و مي گويند كه تو پدر نداري ولي پدر ما فلان است و داراي شأن و مقام مي باشد، كودك يتيم بناي گريستن گذاشت. پيامبر گرامي- صلي الله عليه وآله- نزد او رفت و پرسيد: چرا گريه مي كني؟ گفت: من پسر فلاني هستم كه در جنگ احد كشته شد، مادرم شوهر كرد و مرا از خود راند و خواهرم نيز فوت كرده است. پيامبر مهربان- صلي الله عليه وآله- او را نوازش و آرام كرد، فرمود: اگر پدرت را كشتند، من پدر توام و همسرم مادرت، فاطمه-عليها السلام- خواهرت است، كودك خوشحال شد و فرياد برآورد، هان! اي كودكان اكنون مرا سرزنش نكنيد كه پدر و مادر و خواهر من از همه شما بهتر و برتر است، سپس حضرت او را به حضرت فاطمه سپرد، حضرت فاطمه- عليها السلام- نيز او را نوازش و پاكيزه نمود و لباسي پاك بر او پوشانيد و تا رحلت پيامبر-صلي الله عليه وآله- در خانه حضرت فاطمه- عليها السلام- بود.[19]
حضرت علي(عليه السلام) وقتي از حال زني كه مشك آب بر دوش دارد آگاه مي شود طعامي بر مي دارد و به خانه آن زن مي رود، يتيمان او را نوازش مي كند، براي آن ها غذا مي پزد و با دست خويش به آنها لقمه مي دهد و در هر لقمه از مادر و يتيمان او عذرخواهي كرده و حتي با آن ها بازي هاي كودكانه مي كند.[20]
همچنين آن حضرت-عليه السلام- در ميان راه متوجه زن فقيري شد كه بچه هاي او از گرسنگي گريه مي كردند و زن براي آرام كردن آن ها زير ديگ كه تنها آب در آن بود را آتش مي افروخت، تا خيال كنند كه برايشان غذا تهيه مي كند، به اين وسيله آن ها را گرسنه خوابانيد. حضرت علي-عليه السلام- با مشاهده اين صحنه با عجله به همراه قنبر به منزل رفت و ظرفي خرما، مقداري آرد و روغن و برنج بر شانه خويش گذاشت و به خانه آن زن رفت و اجازه ورود خواست و داخل شد، سپس براي آن ها غذا پخت و آن ها را از خواب بيدار كرد و با دست خويش به آن ها غذا داد سپس با بازي هاي كودكانه آن ها را سرگرم و خوشحال نمود.[21]
در روايت آمده كه امام سجاد-عليه السلام- سرپرستي و تأمين مخارج حدود صد خانواده از يتيمان و فقراي مدينه را به عهده داشت و با دست خويش به يتيمان غذا مي داد و آن ها را تكريم و نوازش مي نمود.[22]
 
3ـ حفظ اموال ايتام
يكي از محورهايي كه در قرآن كريم و روايات اسلامي مورد سفارش و تأكيد قرار گرفته حفظ اموال و احسان مالي به ايتام است، قرآن كريم مي فرمايد: «و اموال يتيمان را (هنگامي كه به حد رشد رسيدند) به آن ها بدهيد; و اموال بد (خود) را با اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل نمودن) نخوريد، زيرا اين گناه بزرگي است.»[23]
در جايي ديگر مي فرمايد: «هر كس اموال يتيمان را به ستم بخورد، شكم خويش را از آتش پر مي سازد.»[24]
و در سوره انعام، آيه 152 مي فرمايد: «به مال يتيمان نزديك مشويد، مگر به نيكوترين وجهي كه به صلاح او باشد» همچنين خداوند متعال سفارش كرده كه به ايتام كمك مالي بايد كرد; «انسان نيكوكار كسي است كه از اموال مورد علاقه اش به يتيم ببخشد.»[25]
همچنين قرآن كريم در آيه 23، سوره نساء بر سرپرستي يتيمان سفارش كرده است و در آيه 220، سوره بقره به شيوه هاي برخورد ياران پيامبر-صلي الله عليه وآله- با يتيمان و ارزش يتيم نوازي اشاره شده و در سوره نساء، آيه 36، به نيكي كردن به يتيم سفارش كرده است.[26]
آيات ياد شده، هشداري جدي به كساني است كه به نوعي با اموال ايتام ارتباط دارند و مژده اي به انسان هاي نيكوكار است كه خداوند نيكي آن ها را بي پاسخ نخواهد گذاشت.[27]


پي نوشت ها:
[1]. ر.ك: تفسير نمونه، آية الله مكارم شيرازى و همكاران، ج 26، ص 463، تهران، دارالكتب الاسلامية.
[2]. ر.ك: مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 575، دارالكتب العربى، بيروت; لغت نامه دهخدا، على اكبر دهخدا، ص 137، انتشارات دانشگاه تهران.
[3]. الميزان فى تفسير القرآن، علامه سيدمحمد حسين طباطبايى، ج 1، ص 219.
[4]. تفسير التحرير و التنوير، محمدطاهر بن عاشور، ج 4، ص 219، الدار التونسيه للنشر.
[5]. بقره/ 83.
[6]. الفروع من الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 8، ص 133، دارالتعارف، بيروت; بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 14، ص 290، مؤسسه الوفاء، بيروت.
[7]. براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير التحرير، محمد طاهر ابن عاشور، ج 2، ص 355، مطلعه عيسى البابى الحلبى.
[8]. بقره/ 220.
[9]. مشكاة الانوار، ابى الفضل على الطبرسى، ص 291، المكتبة الحيدرية فى النجف.
[10]. ر.ك: تفسير ابن كثير، ابن كثير، ج 4، ص 544، دارالمعرفة، بيروت.
[11]. احزاب/ 4 ـ 5.
[12]. نساء/ 3.
[13]. ر.ك: الميزان فى تفسير القرآن، علامه سيدمحمدحسين طباطبايى، ج 4، ص 166 ـ 167، مؤسسه العلمى، بيروت.
[14]. بقره/ 83.
[15]. بقره/ 220.
[16]. ر.ك: سوره ها و آيات: نساء/ 8 و 127 ; انسان/ 8 ; فجر/ 17 ; ضحى/ 6 و 9; ماعون/ 2.
[17]. ر.ك: مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 2، ص 474، مؤسسه آل البيت، قم.
[18]. ثواب الاعمال، ص237.
[19]. ر.ك: مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 2، ص 474، مؤسسه آل البيت، قم.
[20]. ر.ك: بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 1، ص 52، ح 3، مؤسسه الوفاء، بيروت.
[21]. ر.ك: پند تاريخ، موسى خسروى، ج 1، ص 153، كتابفروشى اسلامية، تهران.
[22]. بحارالانوار، همان، ج 46، ص 62، ح 19.
[23]. نساء/ 2.
[24]. نساء/ 10.
[25]. بقره/ 177 و 215.
[26]. براى آگاهى بيشتر ر.ك: الميزان، همان، ج 2، ص 201; كشف الاسرار، خواجه عبدالله انصارى، ج 1، ص 594; پرتوى از قرآن، سيدمحمود طالقانى، ج 4، ص 88، ج 6، ص 136.
[27]. ر.ك: يتيم در قرآن و حديث، مليحه علمچى ميبدى، ص 57 ـ 100، انتشارات شركت چاپ و نشر بين الملل.

علي اميرخاني- مركز فرهنگ و معارف قرآن
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :