امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
759
ارزشهاي قرآني

ارزش هايي كه قرآن، مبناي تعاليم خود قرار داده است، عبارتند از:
.1 فطرت سليم (نهاد پاك انساني)
2. عقل رشيد (خرد و انديشه تابناك)
3. علم تكامل يافته (دانش پيشرفته)
قرآن، تمامي تعاليم عاليه خود را بر اين سه استوار كرده است .
از فطرت دم مي زند وتعاليم خود را با فطرت پاك انساني، دم ساز و هم ساز مي داند، «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا».
خرد تابناك انسان را شاهد مي گيرد، او را به قضاوت مي خواند و راه انديشه و تعقل را به انسانها گوشزد مي كند،« فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »  .
بعلاوه، براي علم و عالمان ارزش فراوان قائل است . دعوت خود را به آنان متوجه مي كند و آنان را يگانه پاسخ دهنده مثبت قرآن، به شمار مي آورد، زيرا تمامي تعاليم و دستورات خود را كه با حكمت آميخته است، صرفا براي دانشمندان قابل پذيرش مي داند،« وَمَا يَعْقِلُهَا إِلا الْعَالِمُونَ ».
عالمان نيز، متقابلا قرآن را ارج نهاده، پيوسته آن را مورد عنايت خود قرار داده است و همسوي فطرت و عقل، از آن بهره هاي كافي برده اند و مي برند. اينك نمونه هايي در اين زمينه:
 
-1 فطرت اساس دين است :
در سوره روم آيه 30 چنين مي خوانيم : «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»  (با تمام وجود، خود را آماده پذيرش دين و آييني كن كه كاملا پاك و منزه از آلودگي هاو پيرايه هاست و برخواسته از فطرت پاك انسان هاست كه خداوند آنان را بر چنان فطرتي آفريده و هرگز برآنچه خدا آفريده تغيير و تبديلي نيست )، كنايه از آن كه هرگونه تحريف و تبديل در آيين الهي، برخلاف فطرت عمل كردن است . اين است دين استوار الهي، گرچه بيشتر مردمان آن ناآگاهند.
امام ششم، جعفر بن محمد صادق عليه السلام پيرامون آيه مي فرمايد: فطرت الهي همانا توحيد است .
امام پنجم، محمد بن علي باقر عليه السلام مي فرمايد: شريعتي كه نوح آورد برآن بود كه خدا را به يگانگي و اخلاص پرستش كنند، و از هرگونه شرك دوري گزينند، و اين همان فطرتي است كه خداوند مردم رابر آن آفريده .
همچنين مي فرمايد: خداوند مردمان را بر شناخت پروردگار خويش آفريده است واگر چنين نبود، هيچ كس نمي دانست كه پروردگارش و روزي دهنده اش كيست .
حديث معروف كل مولود يولد علي الفطره نيز در همين زمينه وارد شده است .امام باقر - عليه السلام - مي فرمايد: يعني علي المعرفة بان اللّه خالقه .
اصل حديث از پيغمبر اكرم - صلي اللّه عليه و آله و سلم- وارد شده است يعني :هركس كه زاييده مي شود، بر فطرت پاك زاييده مي شود، كه همان شناخت خدا به پاكي است . علامه طباطبايي در اين زمينه تحقيقي متين و فراگير دارد.
 
2- حاكميت عقل در پذيرش حق :
 قرآن پيوسته عقل را حكم قرار داده، مردم را به پيروي از خرد، رهنمون مي سازد وبه انديشه و تفكر ترغيب مي كند.
جمله افلا تعقلون (چرا نمي انديشيد) مكررا در قرآن آمده است و همچنين جمله هاي لعلكم تعقلون (باشد كه بينديشيد)، لقوم يعقلون (براي مردمي كه بينديشد)، و ان كنتم تعقلون (اگر بينديشيد).
قرآن پيوسته عقل را حكم قرار داده، مردم را به پيروي از خرد،رهنمون مي سازد و به انديشه و تفكر ترغيب مي كند در سوره حج، آيه 46 آمده است : «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا ». (چرا در پهناي زمين به حركت در نمي آيند تا داراي عقل و انديشه گردند.)
 همچنين در سوره ق آيه 37 آمده است : «إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيدٌ».
(در اين بيانات، يادآوري است براي كساني كه داراي تعقل باشند يا گوش و هوش خود را فرا داده، حضور به هم رسانيده باشند) يعني خود را براي پذيرش مطالب آماده درست كرده باشند و حاضر مجلس بوده باشند.
حضرت امام علي - عليه السلام- در زمينه انگيزه بعثت انبيا چنين مي گويد: پيامبران را پياپي بر مردم فرستاد تا پيمان فطرت را از آنان دريافت كند و نعمت هاي فراموش شده را يادآور شود و بر آنان حجت را تمام كند كه آنچه بايد به آنان گوشزدكند، كرده باشد و نيز آنچه را كه در نهان خردشان نهفته است، برانگيزد و برملا سازد.
لذا امام صادق - عليه السلام- عقل را حجت خدا، بلكه يك حجت اصيل و پيامبردروني انسان ها به شمار مي آورد كه پيامبران به ياري آن شتافته اند. به هشام بن الحكم (يكي از دانشمندان و از اصحاب وي ) مي فرمايد: يا هشام ان للّه علي الناس حجتين : حجة ظاهره و حجة باطنة، فاما الظاهرة فالرسل والانبيا والائمة و اما الباطنة فالعقول (براي خداوند بر مردم دو حجت است، يكي بروني و ديگري دروني، بروني انبيا وپيشوايان دين مي باشند و دروني خرد انسانها است ).
قرآن كساني كه در حجاب ظلمت قرار گرفته و از تعقل و انديشه دور شده اند راشديدا نكوهش مي كند: «أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ». (آيا در قرآن نمي انديشند يا آن كه بر دلهاي
آنان قفلهاي غفلت زده شده است.)[1]
جايي ديگر مي گويد: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُور» [2] (همانا كوري و نابينايي نه آن است كه در چشم هايش فراآيد بلكه كوري و نابينايي آن است كه بر دل هاي در سينه نهفته آنان فرو آمده است.).
بالاخره، قرآن در تشخيص حق از باطل و شناخت راه راست از راه هاي انحرافي،عقل انساني را حكم قرار داده است تا وي چگونه بينديشد: « أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمْ مَنْ لا يَهِدِّي إِلا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » (آيا آن كس كه به حق رهنمون است، به پيروي سزاوارتر است يا آن كه خود راه به جايي نمي برد، مگر آن كه او را راه نمايند. شما را چه مي شود. چگونه قضاوت مي كنيد.[3])، يعني انديشه و خرد خود را به كار گيرد.
نيز مي فرمايد: خداوند، موقعي كه عقل را آفريد، آن را مورد آزمايش قرار داد ودستور فرمود: برو، رفت . بيا، آمد. آنگاه فرمود: قسم به عزت و جلال خويش، هيچ خلقي را بهتر و مورد پسندتر از تو نيافريده ام . هركس بيشتر مورد عنايت ما باشد،كامل ترين عقلها را به او مرحمت مي كنيم .
آن گاه خطاب به عقل فرمود: اما اني اياك آمر، و اياك انهي، و اياك اعاقب، و اياك اثيب (مر تو را مورد تكليف،امر و نهي، و عقاب و ثواب، قرار مي دهم ) از همين جاست كه مساله حسن و قبح عقلي نشات مي گيرد.
 
-3 ارزش علم در بينش ديني :
 قرآن، در بينش ديني يگانه ارزش را از آن دانشمندان مي داند و بس،« وَتِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلا الْعَالِمُونَ » (مثل هاي پندآموز را كه براي مردم مي آوريم،جز دانايان آن را درك نمي كنند.[4] ) يعني : دانشمندانند كه به حقيقت و هدف آن پي مي برند و صرفا به ظاهر مثال بسنده نمي كنند.
امام صادق عليه السلام پيرامون آيه مي فرمايد: عقل و علم به هم پيوسته اند .
در جاي ديگر، راسخين در علم را شايسته پي بردن به راز دروني قرآن مي داند« وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » (راسخين در علم، كساني هستند كه سابقه علمي آنان روشن است و پيوسته درپژوهش هاي علمي خويش استوار مي باشند.[5] ).
لذا در سوره نساء آيه 162 مي گويد: «لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ »، (كساني كه بر دانش خود استوار هستند و نيز مومنان راستين، به آنچه بر تو نازل گرديده است ايمان مي آورند).
«وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ » (دارندگان علم، بينش آن را دارند كه تشخيص دهند آنچه برتو فرو فرستاده شده حق است.[6]).
راسخين در علم، كساني هستند كه سابقه علمي آنان روشن است وپيوسته در پژوهش هاي علمي خويش استوار مي باشند در سوره فاطر آيه 28 در وصف دانشمندان چنين مي خوانيم : «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »  (تنها دانايانند كه از خدا پروا دارند)، زيرا به راز هستي پي برده اند و مبدا و معاد راباور دارند.
قرآن، از اين روي، بالاترين و والاترين مقام را براي دانش و دانشمندان قائل مي باشد: « يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ »، (مومنان راستين، وپويندگان علم، پيوسته، نزد پروردگار، بر درجات آنان افزوده مي شود) .[7]
چنين است كه قرآن، دانشمندان را در رديف فرشتگان مقرب، از شهادت دهندگان به توحيد ذات جلال و جمال گرفته است : «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ ... ».[8]

پي نوشت ها:
[1] . محمد / 24
[2] . حج / 46
[3] . يونس /35
[4] . عنكبوت/ 43
[5] . آل عمران / 7
[6] . سبا/ 6
[7] . مجادله /11
[8] . آل عمران / 18

آيةالله محمد هادي معرفت
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :