امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1379
دوره هاي زندگي در قرآن

زندگي انسان از پنج مرحله تشکيل شده است که در آيات و روايات اسلامي هم به مراحل آن اشاره شده است؛ چنان که خداوند متعال ترسيم گويائي از وضع زندگي دنيا و مراحل مختلف، و انگيزه‏هاي حاكم بر هر مرحله را ارائه داده و مي فرمايد: « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الأمْوَالِ وَالأوْلادِ »[1]؛ بدانيد زندگي دنيا تنها بازي، و سرگرمي، و تجمل پرستي، و تفاخر در ميان شما، و افزون‏طلبي در اموال و فرزندان است.
به اين ترتيب غفلت و سرگرمي و تجمل تفاخر و تكاثر دورانهاي پنجگانه عمر آدمي را تشكيل مي‏دهند.
نخست دوران كودكي است كه زندگي در هاله‏اي از غفلت و بيخبري و لعب و بازي فرو مي‏رود.
سپس مرحله نوجواني فرا مي‏رسد، و سرگرمي جاي بازي را مي‏گيرد، و در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم سازد و از مسائل جدي دور دارد.
مرحله سوم مرحله جواني و شور و عشق و تجمل پرستي است.
از اين مرحله كه بگذرد مرحله چهارم فرا مي‏رسد و احساسات كسب مقام و فخر در انسان زنده مي‏شود و سرانجام به مرحله پنجم مي‏رسد و در اين مرحله به فكر افزايش مال و نفرات و جمع ثروت مي‏افتد.
مراحل نخستين تقريبا بر حسب سنين عمر مشخص است ولي مراحل بعد در افراد كاملا متفاوت مي‏باشد، و بعضي از آنها، مانند مرحله تكاثر اموال، تا پايان عمر ادامه دارد، هر چند بعضي معتقدند كه هر دوره‏اي از اين دوره‏هاي پنجگانه هشت سال از عمر انسان را مي‏گيرد، و مجموعا به چهل سال بالغ مي‏گردد، و هنگامي كه به اين سن رسيد شخصيت انسان تثبيت مي‏گردد.
اين امر نيز كاملا ممكن است كه بعضي از انسان ها شخصيتشان در همان مرحله اول و دوم متوقف گردد، و تا پيري در فكر بازي و سرگرمي و معركه گيري باشند، و يا در دوران تجمل پرستي متوقف گردد، و ذكر و فكرشان تا دم مرگ فراهم كردن خانه و مركب و لباس زينتي باشد، اينها كودكاني هستند در سن كهولت و پيراني هستند با روحيه كودك ! سپس با ذكر يك مثال آغاز و پايان زندگي دنيا را در برابر ديدگان انسانها مجسم ساخته، مي‏فرمايد : « كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا »[2] همانند باراني است كه از آسمان نازل مي‏شود، و چنان زمين را زنده مي‏كند كه گياهانشان زارعان را در شگفتي فرو مي‏برد، سپس خشك مي‏گردد، به گونه‏اي كه آنرا زرد رنگ مي‏بيني، سپس درهم شكسته و خرد و تبديل به كاه مي‏شود!.
كفار در اينجا به معني افراد بي ايمان نيست، بلكه به معني كشاورزان است، زيرا اصل معني كفر به معني پوشاندن است، و چون كشاورز بذر افشاني كرده و آنرا زير خاك مي‏پوشاند از اين رو به او كافر مي‏گويند، لذا گاهي كفر به معني قبر نيز آمده است چون بدن ميت را مي‏پوشاند، و گاه به شب نيز كافر گفته مي‏شود چرا كه تاريكيش همه جا را مي‏پوشاند.
در حقيقت آيه مورد بحث همانند آيه 29 سوره فتح كه وقتي سخن از نمو فراوان گياه مي‏كند مي‏گويند : يعجب الزراع : زارعان را به شگفتي در مي‏آورد (يعني بجاي كفار زارع گفته شده).
آري مراحلي را كه انسان در طي هفتاد سال يا بيشتر طي مي‏كند در چند ماه در گياهان ظاهر مي‏شود، و انسان مي‏تواند بر لب كشتزار بنشيند و گذشت عمر، و آغاز و پايان آنرا در ديداري كوتاه بنگرد.
مطلب ديگري که از قرآن استفاده مي شود اين است که در سرنوشت انسان سه روز مشكل هم وجود دارد چنان که درباره حضرت يحيي - عليه السلام – مي فرمايد: « وَسَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا  »[3] و اين تعبير نشان مي‏دهد كه در تاريخ زندگي انسان و انتقال او از عالمي به عالم ديگر سه روز سخت وجود دارد، روز گام نهادن به اين دنيا (يوم ولد) و روز مرگ و انتقال به جهان برزخ (يوم يموت) و روز برانگيخته شدن در جهان ديگر (و يوم يبعث حيا) و از آنجا كه اين سه روز انتقالي طبيعتا با بحران هائي روبرو است خداوند سلامت و عافيت خود را شامل حال بندگان خاصش قرار مي‏دهد و آنها را در اين سه مرحله طوفاني در كنف حمايت خويش مي‏گيرد.
هر چند اين تعبير تنها در دو مورد در قرآن مجيد آمده است در موارد حضرت يحيي - عليه ‏السلام‏ - و حضرت عيسي - عليه ‏السلام‏ -، اما در مورد حضرت يحيي تعبير قرآن، امتياز خاصي دارد، چرا كه گوينده اين سخن خدا است در حالي كه در مورد حضرت مسيح - عليه ‏السلام‏ - گوينده، خود او است.[4]
ناگفته پيدا است كساني كه در شرائط مشابهي با اين دو بزرگوار باشند مشمول اين سلامت خواهند بود.
جالب اينكه در روايتي از امام علي بن موسي الرضا - عليهما ‏السلام‏ - مي‏خوانيم : ان اوحش ما يقوم علي هذا الخلق في ثلاث مواطن : يوم يلد و يخرج من بطن امه فيري الدنيا، و يوم يموت فيعاين الاخرة و اهلها، و يوم يبعث حيا، فيري احكاما لم يرها في دار الدنيا و قد سلم الله عزوجل علي يحيي في هذه المواطن الثلاث و آمن روعته فقال و سلام عليه[5]...وحشتناك ترين دوران زندگي انسان سه مرحله است، آن روز كه متولد مي‏شود و چشمش به دنيا مي‏افتد، و آن روز كه مي‏ميرد و آخرت و اهل آن را مي‏بيند و آن روز كه برانگيخته مي‏شود و احكام و قوانيني را مي‏بيند كه در اين جهان حكمفرما نبود، خداوند سلامت را در اين سه مرحله شامل حال يحيي نمود و او را در برابر وحشت ها امنيت و آرامش داد و فرمود : و سلام عليه...پروردگارا در اين سه موطن حساس و بحراني سلامت را به ما مرحمت كن.
خداوند متعال در آيه اي ديگر مراحل آفرينش و خلقت انسان را بيان کرده و مي فرمايد:
اي مردم اگر در رستاخيز شك داريد (به اين نكته توجه كنيد كه) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده) كه بعضي داراي شكل و خلقت است و بعضي بدون شكل، هدف اين است كه ما براي شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم) و جنين‏هائي را كه بخواهيم تا مدت معيني در رحم مادران قرار مي‏دهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط مي‏كنيم) بعد شما را به صورت طفل بيرون مي‏فرستيم، سپس هدف اين است كه به حد رشد و بلوغ برسيد، در اين ميان بعضي از شما مي‏ميرند و بعضي آن قدر عمر مي‏كنند كه به بدترين مرحله زندگي و پيري مي‏رسند آنچنان كه چيزي از علوم خود را به خاطر نخواهند داشت.[6]
نخست همه انسان ها را مخاطب ساخته مي‏گويد : اي مردم! اگر در رستاخيز ترديد داريد به اين نكته توجه كنيد كه ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شد، و پس از آن از چيزي شبيه به گوشت جويده كه بعضي داراي شكل و خلقت است و بعضي بدون شكل (يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ).
همه اينها به خاطر آن است كه اين حقيقت را براي شما آشكار سازيم كه ما بر هر كار قادر و توانا هستيم (لِنُبَيِّنَ لَكُمْ).
و جنين هائي را كه بخواهيم تا مدت معيني در رحم مادران قرار مي‏دهيم تا دوران تكاملي خود را طي كنند، و آنچه را بخواهيم ساقط مي‏كنيم و از نيمه راه از مدار خارجش مي‏سازيم (وَنُقِرُّ فِي الأرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى).
از آن پس يك دوران انقلابي جديد آغاز مي‏شود و ما شما را به صورت طفل از شكم مادر بيرون مي‏فرستيم( ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلا).
به اين ترتيب دوران زندگي محدود و وابسته شما در شكم مادر پايان مي‏پذيرد، و قدم به محيطي وسيعتر، مملو از نور و صفا و امكانات بسيار فزونتر مي‏گذاريد.
باز چرخهاي حركت تكاملي شما متوقف نمي‏شود، و همچنان سريع در اين راه به پيشروي ادامه مي‏دهيد سپس هدف اين است كه به حد رشد و بلوغ و كمال جسم و عقل برسيد(ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ).
در اينجا جهل تبديل به دانائي، و ضعف و ناتواني تبديل به قدرت و توانائي و وابستگي مبدل به استقلال مي‏شود.
ولي اين چرخ باز متوقف نمي‏گردد هر چند گروهي از شما در اين ميان از دنيا چشم فرو مي‏بندند اما گروه ديگري سير نزولي حيات را بعد از تكامل شروع مي‏كنند تا به بدترين مرحله زندگي يعني نهايت پيري برسند (وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ).
آري به مرحله‏اي مي‏رسد كه چيزي از علوم خود را به خاطر نخواهد داشت پرده‏هاي نسيان و فراموشي صفحه عقل و فكر او را مي‏پوشاند، و در واقع حالتي شبيه حال كودكي به او دست مي‏دهد ! (لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا).
اين ضعف و ناتواني و پژمردگي دليل بر فرا رسيدن يك مرحله انتقالي جديد است، همانگونه كه سستي پيوند ميوه با درخت دليل بر رسيدگي آن و وصول به مرحله جدائي است.
اين دگرگوني هاي عجيب و پي در پي كه حاكي از قدرت بي پايان پروردگار است روشنگر اين حقيقت است كه همه چيز حتي احياي مردگان براي او سهل و آسان است.

پي نوشت ها:
[1] . سوره حديد, آيه 20
[2] . همان
[3] . سوره مريم, آيه 15
[4] .  رک: سوره مريم, آيه 33
[5] . شيخ صدوق, عيون اخبار الرضا، ج : 1 ص : 258.
[6] . سوره حج,  آيه 5

آيت الله مکارم شيرازی و همکاران- برگرفته از تفسير نمونه، ج 13و 14و 23.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :