امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
2155
احترام و نيكي به والدين در قرآن

در مورد احترام به پدر و مادر در آيات و روايات خيلي سفارش شده است ما در اين‌جا فقط به بعضي نكات كه نشان‌دهنده اهميت احسان به پدر و مادر است اشاره مي‌كنيم:
1. نيكي به پدر و مادر در كنار توحيد:
«لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»،[1] «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»،[2] «أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»،[3] «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»،[4] «يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ».[5]
از اين آيات معلوم مي‌شود كه عقوق والدين بعد از شرك به خدا در شمار بزرگترين گناهان و يا خود اين از بزرگترين آنها است و از آن طرف هم معلوم مي‌شود كه واجب‌ترين واجب‌ها احسان به پدر و مادر است.[6]
 
2. احترام انبياء نسبت به پدر و مادرشان:
 از بعضي آيات اين درس مهم را از انبياء مي‌آموزيم خداوند در مورد يحيي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ»[7] و در مورد عيسي مي‌فرمايد: «وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا»[8] «خداوند مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده است و جبار و شقي قرار نداده است.
در سال‌هاي آغاز بعثت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود. روزي آن حضرت: فرشي پهن فرموده بود و روي آن نشسته بود كه در اين موقع شوهر حليمه به حضور آن حضرت آمد، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ياد مهرباني‌هاي او، برخاست و او را احترام زيادي كرد و گوشه‌اي از فرش خود را گسترد و پدر رضاعي خود را روي آن نشاند طولي نكشيد كه مادرش حليمه وارد شد، حضرت گوشه ديگر فرش را براي او پهن كرد و او را روي آن نشانيد و محبت فراواني به مادر رضاعي خود كرد.[9]
 
3. سفارش به همه مردم نسبت به تمام پدران و مادران:
در آيات به انسان‌ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند و نگفته است كه اي مسلمان‌ها به پدر و مادر خود احترام كنيد «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً».[10]
و از طرف مادران و پدران هم احترام آنها اختصاصي به پدران و مادران مسلمان ندارد بلكه هر كس كه پدر و مادر است بايد مورد احترام فرزندان قرار گيرد چون در آيات سخن از «والدين» است بدون هيچ قيدي به ايمان و اسلام.
«وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً».[11] در اين آيه با آن‌كه پدر و مادر كافر هستند و فرزند را دعوت به كفر مي‌كنند خداوند فقط در اين مورد اجازه عدم اطاعت داده است امّا با اين حال مي‌فرمايد: ولو اين‌كه آنها كافرند ولي با آنها در دنيا به طور شايسته‌اي رفتار كن.
 
4. سفارش به فرزندان شده نه والدين:
 در قرآن آيات زيادي تأكيد بر رعايت حقوق پدر و مادر آمده است امّا به والدين نسبت به فرزندان سفارش كمتر مي‌شود مگر در مورد نهي از كشتن فرزندان كه يك عادت شوم و زشت در عصر جاهليت بود. اين هم به خاطر آن است كه پدر و مادر به حكم عواطف نيرومندشان كمتر ممكن است فرزندان خود را فراموش كنند در حالي كه زياد اتفاق مي‌افتد كه فرزندان پدر و مادر خود را مخصوصاً در دوران پيري فراموش كنند.[12]
 
5. شكر والدين هم رديف شكر خدا:
 «أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ»[13] (به او توصيه كردم) كه براي من و پدر و مادرش شكر به جا آور» همان طور كه ملاحظه مي‌شود در اين آيه خداوند و شكر والدين در يك رديف قرار گرفته‌اند، لذا امام رضا ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: خدا امر فرموده به شكرگذاري از خودش و براي والدين، پس اگر كسي والدين را شكر نكند خدا را هم نمي‌كند.[14]
 
6.تواضع و فروتني نسبت به آنها آشكار باشد:
 در آيه «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»[15] در رابطه با تواضع و فروتني نسبت به پدر و مادر است. جناح به معناي پر و بال گستران است كه كنايه از مبالغه در تواضع و خضوع زياني و عملي است مثل جوجه‌اي كه بال و پر خود را باز مي‌كند تا مهر و محبت مادر را تحريك كند و او را به فراهم ساختن غذا وادار سازد از اين‌كه در اين آيه جناح مقيد به «ذُل» شده استفاده مي‌شود كه انسان بايد در معاشرت و گفتگو با پدر و مادرش طوري رفتار كند كه پدر و مادر تواضع و خضوع او را احساس كنند و بفهمند كه او را در برابر آنها خوار مي‌كند و نسبت به ايشان محبت و مهر دارد.[16]
يكي از آثار مهم احترام و نيكي كردن به پدر و مادر:
غفران الهي: خداوند در سوره اسراء بعد از آنكه دستور مي‌دهد كه نسبت به پدر و مادر نيكي و احترام و خضوع داشته باشيد بعد از آن مي‌فرمايد: « رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأوَّابِينَ غَفُورًا »[17]
«خدا به آنچه در دلهاي شما است از خود شما آگاهتر است اگر همانا در دل انديشه صلاح داريد خدا هركه را با نيت پاك به درگاه او تضرع و توبه كند البته خواهد بخشيد.»
و يكي از آثار بي‌حرمتي به پدر و مادر گرفتار شدن به عذاب الهي است:
« وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ »[18]
اين آيه در مورد فرزند بي ايمان و حق نشناسي است كه مورد عاق والدين واقع شده است و به پدر و مادر اف گفته و مي‌گويد: «آيا به من وعده مي‌دهيد كه من در روز قيامت مبعوث مي‌شوم در حالي كه قبل از من هم اقوامي بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند.» اين پدر و مادر مؤمن در مقابل اين فرزند تسليم نمي‌شوند آنها فرياد مي زنند و خدا را به ياري مي‌طلبند كه واي بر تو اي فرزند ايمان بياور كه وعده خدا حق است اما او همچنان لجاجت مي‌كند و در مقابل پدر و مادر مي‌گويد اينها چيزي جز افسانه‌هاي پيشين نيست.
از اين آيه معلوم مي‌شود اين فرزند كاملا به پدر و مادر بي احترامي كرده و به حرف پدر و مادر گوش نداده بلكه حتي آنها را مسخره هم كرده است سرانجام كار چنين افرادي را در آيه بعد روشن مي‌كند و مي‌فرمايد:« أُولَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ »[19]
آنها كساني هستند كه عذاب الهي در باره آنها حتمي است و همراه با اقوام كافر از جن و انس كه قبلا از آنها بوده گرفتار مجازات دردناك مي‌شوند و اهل دوزخ‌اند.[20]

پي نوشت ها:
[1] . سوره بقره، آيه 83.
[2] . سوره نساء، آيه 36.
[3] . سوره انعام، آيه 151.
[4] . سوره اسراء، آيه 23.
[5] . سوره لقمان، آيه 14،13.
[6] . محمّد حسين طباطبايي، الميزان، مترجم سيد محمّد باقر موسوي همداني، (قم، انتشارات اسلامي) ج 7، ص 515.
[7] . سوره مريم، آيه 14.
[8] . سوره مريم، آيه 32.
[9] . محمّد مهدي اشتهاردي، داستان دوستان، (قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1369) ج 3، ص 47.
[10] . سوره عنكبوت،‌آيه 8.
[11] . سوره لقمان،‌آيه 15.
[12] . ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، (تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهاردهم،‌1374)، ج 17، ص 41.
[13] . سوره لقمان، آيه 14.
[14] . محمّدي ري‌شهري، ميزان الحكمه، (ناشر مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ اول، 1363) ج 10، 709.
[15] . سوره اسراء،‌آيه 24.
[16] . محمّد حسين، طباطبائي، تفسير الميزان، مترجم سيد محمّد باقر موسوي همداني (قم، انتشارات اسلامي) ج 13، ص 109.
[17] . اسراء 25.
[18] . احقاف 17.
[19] . احقاف 18.
[20] . ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه (تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ دهم 1371)، ج21، ص337.

محمد رضا هفتانيان- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگی حوزه علميه.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :