امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1032
حجاب و پوشش در قرآن

آيات مربوط به موضوع حجاب در دو سوره از قرآن آمده است، يكي سوره نور و ديگر سوره احزاب.ما تفسير آيات را بيان مي‏كنيم وسپس به مسائل فقهي و بحث روايات و نقل فتواي فقها مي‏پردازيم.در سوره نور آيه‏اي كه مربوط به مطلب است آيه 31 مي‏باشد.چند آيه قبل از آن آيه متعرض وظيفه ‏اذن گرفتن براي ورود در منازل است و در حكم مقدمه اين آيه مي‏باشد.تفسير آيات را از آنجا شروع مي‏كنيم:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (٢٧)فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (٢٨)لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ (٢٩)قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (٣٠)وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٣١).»
اي كساني كه ايمان آورديد!به خانه ديگران داخل نشويد مگر آنكه قبلا آنان را آگاه‏ سازيد و بر اهل خانه سلام كنيد اين براي شما بهتر است.باشد كه پند گيريد.
اگر كسي را در خانه نيافتيد داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود.اگر گفته شدباز گرديد، بازگرديد كه پاكيزه‏تر است‏براي شما.خدا بدانچه انجام مي‏دهيدداناست.
باكي نيست كه در خانه‏هايي كه محل سكنا نيست و نفعي در آنجا داريد(بدون‏اجازه)داخل شويد.خدا آنچه را آشكار مي‏كنيد و آنچه را نهان مي‏داريد آگاه است.
به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامن ها حفظ كنند.اين براي شما پاكيزه‏تراست. خدا بدانچه مي‏كنيد آگاه است.
به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامن هاي خويش حفظ كنند وزيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيداست، سرپوشهاي خويش بر گريبان هابزنند، زيور خويش آشكار نكنند مگر براي شوهران يا پدران يا پدر شوهران ياپسران يا پسر شوهران يا برادران يا برادرزادگان يا خواهر زادگان يا زنان يامملوكانشان يا مردان طفيلي كه حاجت‏به زن ندارند يا كودكاني كه از راز زنان آگاه‏نيستند(يا بر كامجويي از زنان توانا نيستند)و پاي به زمين نكوبند كه زيورهاي‏مخفي‏شان دانسته شود.اي گروه مؤمنان!همگي به سوي خداوند توبه بريد، باشد كه رستگار شويد.
مفاد آيه اول و دوم اين است كه مؤمنين نبايد سر زده و بدون اجازه به خانه كسي‏داخل شوند. در آيه سوم مكان هاي عمومي و جاهايي كه براي سكونت نيست از اين‏دستور استثنا مي‏گردد. سپس دو آيه ديگر مربوط به وظايف زن و مرد است درمعاشرت با يكديگر كه شامل چند قسمت است:
1.هر مسلمان، چه مرد و چه زن، بايد از چشم چراني و نظر بازي اجتناب كند.
2.مسلمان، خواه مرد يا زن، بايد پاكدامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشد.
3.زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكارنسازند و در صدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند.
4.دو استثنا براي لزوم پوشش زن ذكر شده كه يكي با جمله «وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» بيان شده است و نسبت ‏به عموم مردان است و ديگري با جمله« وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ...» ذكر شده و نداشتن پوشش را براي زن نسبت ‏به عده خاصي ‏تجويز مي‏كند.

استثناي اول:
« إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا »يعني جز زينت هايي كه آشكار است.از اين عبارت چنين استفاده‏مي‏شود كه زينت هاي زن دو نوع است.يك نوع زينتي است كه آشكار است.نوع ديگرزينتي است كه مخفي است مگر آنكه زن عمدا و قصدا بخواهد آن را آشكار كند. پوشانيدن زينت نوع اول واجب نيست، اما پوشانيدن زينت هاي نوع دوم واجب است. اينجاست كه اين پرسش به صورت يك مشكل پيش مي‏آيد كه زينت آشكار كدام‏است و زينت نهان كدام؟
درباره اين استثنا از قديم‏ترين زمان ها از صحابه و تابعين و ائمه طاهرين عليهم السلام ‏سؤال مي‏شده و به آن جواب داده شده است.در تفسير مجمع البيان مي‏گويد:
«درباره اين استثنا سه قول است:
اول: اينكه مراد از«زينت آشكار»جامه‏هاست(جامه‏هاي رو)و مراد از«زينت‏نهان‏»پاي برنجن[1] و گوشواره و دستبند است.اين قول از ابن مسعود صحابي‏معروف نقل شده است.
قول دوم: اينكه مراد از زينت ظاهره سرمه و انگشتر و خضاب دست است، يعني‏زينت هايي كه در چهره و دو دست تا مچ واقع مي‏شود.اين، قول ابن عباس است.
قول سوم: اين است كه مراد از زينت آشكار، خود چهره و دو دست تا مچ است.اين، قول ضحاك و عطاست.»
درباره اين استثنا از ائمه اطهار عليهم السلام زياد پرسش شده است و آنها جواب‏داده‏اند.ما چند روايت از كتب حديث نقل مي‏كنيم.در تفسير صافي نيز همين روايت ها غالبا نقل شده است.ظاهرا در روايات شيعه در اين جهت اختلافي نيست كه يك ‏روايت ذكر مي شود:
امام باقر عليه السلام فرمود:زينت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب‏دست ها، النگو.سپس فرمود زينت‏سه نوع است:يكي براي همه مردم است و آن‏همين است كه گفتيم. دوم براي محرم هاست و آن جاي گردنبند به بالاتر و جاي‏بازوبند به پايين و خلخال به پايين است.سوم زينتي است كه اختصاص به شوهردارد و آن تمام بدن زن است.[2]
روايات مورد اشاره با نظر ابن عباس و ضحاك و عطا منطبق است نه با نظر ابن مسعود كه‏مدعي بوده است مقصود از زينت ظاهره جامه است.
اساسا نظر ابن مسعود قابل توجيه نيست، زيرا جامه‏اي كه خود به خود آشكاراست جامه رو است نه جامه زير، و در اين صورت معني ندارد كه گفته شود زنان ‏زينت هاي خود را آشكار نكنند مگر جامه رو را.جامه رو قابل پوشاندن نيست تا استثناشود;بر خلاف چيزهايي كه در كلمات ابن عباس و ضحاك و عطاست و در روايات ‏شيعه اماميه آمده است;اينها اموري است كه قابل اين هست كه دستور پوشانيدن يانپوشانيدن آنها داده شود.
به هر حال اين روايات مي‏فهماند كه براي زن پوشانيدن چهره و دست ها تا مچ‏واجب نيست، حتي آشكار بودن آرايش هاي عادي و معمولي كه در اين قسمت ها وجوددارد نظير سرمه و خضاب كه معمولا زن از آنها خالي نيست و پاك كردن آنها يك عمل‏فوق العاده به شمار مي‏رود نيز مانعي ندارد و اين يك نظر علمي است و اما هر يك از آقايان و خانم ها از هر كس كه تقليد مي‏كنند عملا بايد تابع فتواي مرجع تقليد خودشان باشند.
اما اينكه زن نسبت‏به محارم خود تا چه اندازه حق دارد پوشش نداشته باشد، روايات و فتاوي مختلف است.آنچه از يك عده روايات استنباط مي‏شود و بر طبق آن‏نيز بعضي از فقها فتوا داده‏اند اين است كه از ناف تا زانو از محارم غير شوهر بايدپوشيده شود.

استثناي دوم:
« وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ...» يعني زينتهاي خود را آشكار نكنند مگر براي‏شوهران و...
استثناي اول مقداري از زينت را كه نمايان بودن آن نسبت‏به عموم افراد جايزاست معين كرد، اما اين استثنا اشخاص معيني را نام مي‏برد كه آشكار نمودن مطلق‏زينت‏براي آنان جايز است. در استثناي اول دايره مورد استثنا از نظر مواضع تنگتر و ازنظر افراد وسيعتر است و در استثناي دوم بر عكس است.
غالب اين اشخاص كه در آيه نام برده شده‏اند همان كساني هستند كه در اصطلاح‏فقه به نام‏«محارم‏»خوانده مي‏شوند و از اين قرارند:
1.لبعولتهن- شوهران
2.او ابائهن- پدران
3.او اباء بعولتهن- پدر شوهران
4.او ابنائهن- پسران
5.او ابناء بعولتهن- پسر شوهران
6.او اخوانهن- برادران
7.او بني اخوانهن- پسر برادران
8.او بني اخواتهن- پسر خواهران
9.او نسائهن- زنان
10.او ما ملكت ايمانهن- مملوكان
11.او التابعين غير اولي الاربة-طفيلياني كه كاري با زن ندارند
12.او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء- كودكاني كه از امور جنسي‏بي‏خبرند يا توانايي كار زناشويي ندارند
در موارد ذكر شده تنها چهار مورد اخير قابل بحث است:
 
الف.زنان(نسائهن)
در اين كلمه سه احتمال داده شده است:
1.اينكه مراد زنان مسلمان هستند.مفهوم آيه بنا بر اين قول اين است كه زنان‏غير مسلمان نامحرم مي‏باشند و زن مسلمان بايد خود را از ايشان بپوشاند.
2.اينكه مراد مطلق زنان است‏خواه مسلمان يا غير مسلمان.
3.اينكه مراد زن هايي است كه در خانه هستند مانند زنان خدمتكار.مفهوم اين‏تفسير اين است كه هر زني به غير از زنان داخل خانه به ساير زنان نامحرم است.اين‏احتمال به كلي مردود است زيرا يكي از مسلمات و ضروريات اسلام اين است كه زن‏به زن محرم است.
احتمال دوم نيز ضعيف است زيرا كه در اين احتمال نكته‏اي براي اضافه‏«نساء»به ضمير وجود ندارد ولي طبق احتمال اول نكته اين اضافه اين است كه زنان كفاربيگانه هستند و از خودشان نمي‏باشند.
حقيقت اين است كه احتمال اول قويترين احتمالات است و رواياتي هم بر طبق‏آن وارد شده كه برهنه شدن زن مسلمان را در برابر زنان يهوديه يا نصرانيه منع كرده‏است.در اين روايات استناد شده است‏به اينكه زنان غير مسلمان ممكن است زيبايي‏زنان مسلمان را براي شوهران يا برادران خود توصيف كنند: لانهن قد يصفن لازواجهن واخوتهن. و اما زنان مسلمان به جهت داشتن ايمان چنين كاري را نمي كنند.
 
ب.بردگان و مملوكان(أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ)
در اين جمله دو احتمال است:يكي اينكه مراد خصوص كنيزان است و ديگراينكه مراد مطلق مملوك است و شامل غلامان نيز مي‏باشد.در اينجا نيز روايات مؤيد تفسير دوم است ولي فتواي فقها با آن هماهنگي ندارد.
در روايت است كه مردي از مردم عراق-كه به واسطه مجاورت با ايران معمولادر اين مسائل سختگيرتر بودند-آمد به مدينه و به حضور امام صادق عليه السلام مشرف‏شد.به مناسبتي سخن از مردم مدينه به ميان آمد و آن مرد اعتراض كرد و گفت اينهازنان خود را همراه غلامان مي‏فرستند و احيانا زنان هنگامي كه مي‏خواهند سوارشوند به كمك غلامان سوار مي‏شوند، مثلا دست روي شانه غلامان مي‏گذارند و سوارمي‏شوند.امام صادق فرمود اين كار مانعي ندارد، و آنگاه آيه‏56 از سوره احزاب را كه‏مفيد همين معني است قرائت فرمود: «لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُن»يعني بر زنان در موردپدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگان و زنان و مملوكهايشان باكي‏نيست...[3]
ولي همچنان كه گفتيم از نظر فتواي فقها اين حكم بعيد است اما از طرف ديگرحمل جمله «أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ »به خصوص كنيزان نيز بسيار مستبعد است.
اگر بخواهيم استثناي مملوك را منحصر به كنيزان بدانيم بايد بگوييم زنان آزاد بريكديگر مطلقا محرم مي‏باشند ولي كنيزان براي زنان آزاد محرم نيستند مگر زنان‏آزادي كه مالك اين كنيزان مي‏باشند.و وقتي اين مطلب را هم بدين فتوا اضافه كنيم كه‏بسياري از فقها پوشش را براي كنيز حتي نسبت‏به مردان بيگانه واجب ندانسته‏اندنتيجه خيلي عجيب خواهد بود، زيرا نتيجه اين است كه كنيز بر همه مردان محرم است‏و زنان آزاد بر كنيزان نامحرم مي‏باشند، يعني كنيز كاملا در حكم يك مرد است.البته‏چنين چيزي درست نيست.
 
ج.طفيلياني كه نيازي به زن ندارند(التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإرْبَةِ)
قدر مسلم، اين جمله ديوانگان و افراد بله را كه داراي شهوت نيستند و جاذبه‏اي‏را كه در زن است درك نمي‏كنند شامل مي‏گردد.بعضي ها عموميت‏بيشتري در آيه قائل‏شده‏اند و آن را شامل خواجگان حرمسرا نيز دانسته‏اند به استناد اينكه خواجگان نيزحاجتي به زن ندارند.
محرم دانستن خواجگان و آوردن آنان به حرمسراها در زمان هاي قديم بر اساس‏همين فتوا بوده است.
برخي ديگر در آيه تعميم بيشتري داده‏اند و گفته‏اند شامل فقرا و مساكين نيزمي‏باشد، يعني كساني كه وضع خاص آنان و شرايط آنان طوري است كه در اين عوالم‏نيستند.كسي كه براي نانش معطل است و به خاطر لقمه ناني به دنبال آن مي‏دود ومخصوصا با فاصله طبقاتي‏اي كه بين آندو وجود دارد هرگز به فكر مسائل جنسي‏نخواهد بود.
ولي حقيقت اين است كه اين اندازه توسعه در مفهوم آيه بسيار بعيد است.قدرمسلم همان طبقه اول است و اگر بيشتر تعميم دهيم حداكثر اين است كه طبقه دوم رامشمول آيه بدانيم.
 
د.كودكاني كه از امور جنسي بي‏خبرند يا توانايي ندارند «الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ»
اين قسمت را نيز دو جور مي‏توان تفسير كرد.كلمه‏«لم يظهروا»از ماده‏«ظهور» است و با كلمه‏«علي‏»متعدي شده است.ممكن است تركيب اين دو كلمه مفهوم‏«اطلاع‏»را بدهد.پس معني چنين مي‏شود:كودكاني كه بر امور نهاني زنان آگاه‏نيستند.و ممكن است مفهوم‏«غلبه و قدرت‏»را بدهد، پس معني چنين مي‏شود: كودكاني كه بر استفاده از امور نهاني زنان توانايي ندارند.
طبق احتمال اول مراد بچه‏هاي غير مميز هستند كه قدرت تشخيص اين گونه‏مطالب را ندارند.اما طبق احتمال دوم مقصود بچه‏هايي است كه قدرت بر امور جنسي‏ندارند يعني غير بالغ مي‏باشند هر چند مميز بوده باشند.طبق احتمال دوم اطفالي كه‏همه چيز مي‏فهمند و نزديك به حد بلوغ مي‏باشند ولي بالغ نمي‏باشند جزء استثناهاهستند.فتواي فقها نيز بر طبق اين تفسير است.
در دنباله آيه مي‏فرمايد: «وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ »يعني زنان‏به منظور آشكار ساختن زينت هاي پنهان خود پاي بر زمين نكوبند.
زنان عرب معمولا خلخال به پا مي‏كردند و براي اينكه بفهمانند خلخال قيمتي به‏پا دارند پاي خود را محكم بر زمين مي‏كوفتند.آيه كريمه از اين كار هم نهي فرمود.
از اين دستور مي‏توان فهميد كه هر چيزي كه موجب جلب توجه مردان مي‏گرددمانند استعمال عطرهاي تند و همچنين آرايش هاي جالب نظر در چهره ممنوع است. به طور كلي زن در معاشرت نبايد كاري بكند كه موجب تحريك و تهييج و جلب توجه‏مردان نامحرم گردد.
جمله آخر آيه چنين است: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ».
همه به سوي خدا بازگشت كنيد، باشد كه رستگار گرديد.داب قرآن اين است كه‏در پايان دستورها مردم را به خدا متوجه مي‏سازد تا در به كار بستن فرمان هاي اوسهل انگار نباشند.
 
آيات ديگر
آيات 58، 59، 60 سوره نور نيز مربوط به همين مباحث است.تفسير آنها را نيزذكر مي‏كنيم:
«اي كساني كه ايمان آورده‏ايد!بايست مملوك هاي شما و كودكان نابالغ شما در سه‏وقت اجازه دخول بگيرند:پيش از نماز صبح، و هنگام نيمروز كه جامه‏هاي‏خويش مي‏نهيد، و بعد از نماز عشاء(كه آماده خواب مي‏شويد).اين سه وقت، خلوت شماست.در غير اين سه وقت‏بر شما و بر آنان باكي نيست(كه بي‏اجازه وارد شوند).آنها و شما زياد بر يكديگر مي‏گذريد.خداوند آيات را چنين بيان مي‏كند. خداوند دانا و حكيم است.
و چون كودكان شما به حد بلوغ رسيدند بايد مانند ديگران اجازه ورود بگيرند.خداوند آيات خويش را چنين بيان مي‏كند.خداوند دانا و حكيم است.
زنان بازنشسته كه اميد ازدواج ندارند باكي نيست در حالي كه خود را به زيوري‏نياراسته‏اند و قصد خودنمايي ندارند جامه خويش به زمين نهند، و اگر از اين نيزخودداري كنند برايشان بهتر است.خداوند شنوا و داناست.»
در اين آيات دو استثناء، يكي براي قانون كسب اجازه در وقت ورود در اتاق‏ديگران و ديگر براي قانون پوشش زنان ذكر شده است.آيه اول و دوم راجع به‏استثناي اول و آيه سوم راجع به استثناي دوم است.
هر كس مي‏خواهد وارد محل خلوت ديگري‏شود بايد اعلام كند و با كسب اجازه وارد شود، و اين دستور حتي در موردمحارم نزديك مانند پسر نسبت‏به مادر، و پدر نسبت‏به دختر نيز جاري است.در اين‏آيات دو طبقه از اين دستور استثنا شده‏اند.براي اين دو طبقه اجازه خواستن فقط درسه نوبت لازم شمرده شده است و در اوقات ديگر لازم دانسته نشده است.اين دو طبقه‏عبارتند از:
 1. «الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ »- مملوكان شما
2. «وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ »- كودكان نابالغ شما
سه نوبتي كه اين دو دسته بايد اجازه بخواهند عبارت است از:پيش از نماز صبح، و هنگام نيمروز كه افراد به خاطر گرما لباس رو را از تن درآورده استراحت مي‏كنند، وبعد از نماز عشاء كه هنگام رفتن به رختخواب است.
در اين مواقع معمولا زن يا مرد در لباس غير عادي هستند و چون تازه از خواب‏برخاسته‏اند(قبل از نماز صبح)و يا تازه مي‏خواهند به خواب روند(بعد از نماز عشاء) و يا در حال استراحتند(وقت ظهر)معمولا با لباس خواب بسر مي‏برند.در چنين‏اوقاتي مملوكان و پسران نابالغ بايد با كسب اجازه وارد اتاق شوند ولي در مواقع ديگربه علت احتياج به رفت و آمدهاي مكرر «طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ »استيذان‏لازم نيست.در اين آيات سه نكته جلب توجه مي‏كند:
1.اينكه «الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ »با موصولي كه براي جمع مذكر است(الذين)ذكرشده است و حتما شامل غلامان مي‏باشد چنانكه در تفاسير و روايات نيز تصريح شده‏است.از آن جمله روايتي است در كافي از حضرت صادق عليه السلام كه فرموده اند:
اين دستور(اجازه خواستن در سه نوبت)مخصوص مردان است.سؤال شده كه آيازنان بايد اجازه بگيرند؟فرمود:نه، همين طور مي‏آيند و مي‏روند.[4]
اينكه غلامان در غير اين سه نوبت‏حق دارند بدون اجازه وارد اتاق زن شوندخود دليل بر اين است كه غلامان نيز وضع استثنائي دارند، و اين خود شاهدي قوي‏مي‏باشد بر اينكه در آيه پوشش هم كه قبلا تفسير كرديم جمله ما ملكت ايمانهن شامل‏غلامان نيز مي‏باشد.حتي در آيه‏اي كه فعلا مورد بحث است تعبير به ملكت ايمانكم شده است(با ضمير مذكر)يعني لازم نيست كه برده، مملوك خود زن باشد.
در اينجا نبايد اعتراض كرد كه اكنون رسم بردگي منسوخ شده است و برده‏اي‏وجود ندارد و پافشاري در اين بحث ها بي‏ثمر است، زيرا اولا روشن شدن نظر اسلام دراين مسائل ما را به هدف كلي اين قوانين كه برخي از آنها مورد ابتلا نيز مي‏باشد بهترواقف مي‏سازد، و ثانيا اگر فقيه متهوري جرات كند چه بسا حكم غلامان را از راه‏ملاك و مناط، به موارد مشابه آن از قبيل خدمتكاران بتواند تعميم دهد.
2.از جمله «طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ» بعض فهميده مي‏شود:رمز اينكه در موردغلامان وپسران نابالغ اجازه خواستن واجب نيست اين است كه وجوب استيذان اينهابه واسطه تكرر آمد و شد موجب حرج و واقع شدن در مضيقه است.
در حقيقت اباحه در اين موارد نيز از اين باب است كه تكليف موجب دشواري‏مي‏شده است نه از اين جهت كه تكليف ملاك ندارد.
ما معتقديم كه ساير استثناهاي باب پوشش مثلا استثناي وجه و كفين و همچنين‏استثناي محارم نيز از همين قبيل است.قبلا در اين باره بحثي شد.به زودي دوباره مشروح تر بحث‏خواهيم كرد.
3.اطفالي كه در اين آيه مكلف شده‏اند كه مانند مردان بزرگ در سه نوبت اجازه‏بگيرند اطفالي هستند كه به حد بلوغ نرسيده‏اند.بنابر اين اطفال نابالغ و لو مميز ونزديك به بلوغ، در غير سه وقتي كه آيه تعيين شده است مي‏توانند بدون كسب اجازه‏وارد خلوتگاه شوند.
اين آيه علي الظاهر مي‏تواند قرينه باشد كه مقصود از جمله «أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ» كه در آيه پوشش آمده است و قبلا دو احتمال در معني آن‏داديم اطفال نابالغ است نه اطفال غير مميز.
و اما استثنائي كه درباره مساله پوشش است: «وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ...»
اين سومين استثناست در مساله پوشش.استثناي اول و دوم در آيه 31 همين‏سوره و استثناي سوم در اين آيه آمده است.در اينجا مي‏فرمايد:
«زنان از پا افتاده‏اي كه اميدي به ازدواج ندارند مي‏توانند لباس روي خود را برزمين نهند مشروط بر اينكه نخواهند خودنمايي و خودآرايي بكنند.در عين حال‏اگر جانب عفاف را رعايت كنند و خود را پوشيده دارند بهتر است و خدا شنوا وداناست.»
مقصود از«قواعد»كيانند؟مقصود زنان سالخورده‏اي هستند كه از جنبه زن بودن‏بازنشسته شده‏اند، يعني ديگر مطلوب مرد-از نظر جنسي-واقع نمي‏شوند و لذا اميدي‏به ازدواج ندارند. ممكن است طمع داشته باشند ولي اميد ندارند.جمله «أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ» مي‏فهماند كه زن دو نوع لباس دارد:يكي لباس بيرون و ديگر لباس داخل‏منزل.آنچه رخصت داده شده است اين است كه زنان سالخورده مي‏توانند لباس رو رادر بياورند ولي در عين حال به آنها اجازه خودنمايي و خودآرايي داده نشده است.
در روايات اسلامي حدود برداشتن پوشش براي زنان سالخورده تعيين گرديده‏است و ذكر شده كه جايز است روسري خود را بردارند:
الحلبي عن ابي عبد الله عليه السلام انه قرا ان يضعن ثيابهن قال:الخمار و الجلباب. قلت:بين يدي من كان؟فقال:بين يدي من كان، غير متبرجة بزينة.فان لم تفعل‏فهو خير لها.[5]
عبيد الله حلبي گفت كه امام صادق فرمود مقصود از ان يضعن ثيابهن روسري وچهارقد است.
گفتم جلو هر كس كه بود؟فرمود جلو هر كس كه بود اما به شرط اينكه ساده باشد ونخواهد خودآرايي و خودنمايي كند.
از جمله «وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ »مي‏توان يك قانون كلي استنباط كرد و آن اين ‏است كه از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بيشتر مراعات كند پسنديده‏تراست و رخصت هاي تسهيلي و ارفاقي كه به حكم ضرورت درباره وجه و كفين و غيره داده شده است اين اصل كلي اخلاقي را نبايد از ياد ببرد.

پي نوشت ها:
[1]. نوعى زينت نظير دستبند كه به مچ پا مى‏بسته‏اند.
[2]. تفسير صافى ذيل آيه 31 از سوره نور، نقل از تفسير على بن ابراهيم قمى.
[3]. كافى ج 5/ ص 531.
[4]. كافى ج 5/ ص‏529.
[5]. كافى ج 5/ ص 522، وسائل ج‏3/ ص 25 و26.

شهيد مرتضي مطهري- تلخيص از كتاب مجموعه آثار، ج9، ص465-506.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :