امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
709
حضرت عبدالمطلب داراي چه ديني بوده است؟

عبدالمطلب فرزند هاشم و جد پيامبر پس از وفات عموي خويش(مطلب) به رياست قريش ‌رسيد حوادثی چون حفر چاه زمزم و رهبری قريش در برابر سپاه ابرهه که قصد تخريب کعبه را داشتند بر عظمت جايگاه و شأن او در نزد قريش و عرب شبه جزيره افزود .
در تواريخ اهل سنت آمده كه از عبدالمطلب سنتهايي به جاي مانده كه بيشتر آنها در قرآن كريم نيز به صورت سنت و قانون آمده و از آن جمله است: «وفاي به نذر، منع از ازدواج محارم، بريدن دست دزد، نهي از كشتن دختران، حرمت شراب و زنا و نيز قدغن كرد كه كسي با بدن برهنه طواف كند.»[1]
مرحوم كليني در اصول كافي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
«يحشُرُ عبدالمطلب يوم القيامه أمّةً واحدة عليه سيماء الانبياء و هيبةُ الملوك؛ عبدالمطلب در روز قيامت يك امت محشور مي‌گردد (يعني در زمان خود تنها او بود كه پيرو دين حق بود) و سيماي پيمبران و هيبت شاهان را داراست.»
در حديث ديگري شيخ صدوق (ره) از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ روايتي نقل مي‌كند و خلاصه آن اين است كه آن حضرت به علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: همانا عبدالمطلب در زمان جاهليّت پنج سنت (قانون) قرار داد كه خداي تعالي آنها را در اسلام مقرّر فرمود:
1. زن پدر را بر پسران حرام كرد؛ 2. گنجي به دست آمده و خمس آن را جدا كرد و در راه خدا داد.
3. هنگامي كه زمزم را حفر كرد نامش را سقايت الحاج ناميد؛ 4. دية قتل را صد شتر قرار داد.
5. طواف كعبه را به هفت شوط مقرّر داشت.
آن گاه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ چنين فرمود: همانا عبدالمطلب به بتها قرعه نمي‌زد و آنها را نمي‌پرستيد و از آنچه براي بت ها قرباني مي‌كردند نمي‌خورد و مي‌گفت من بر دين ابراهيم باقي هستم.[2]
با ذكر اين مطالب مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه حضرت عبدالمطلب فردي موحّد، يكتاپرست و به دين حضرت ابراهيم بود و در تمام دوران زندگيش به جز خداي يکتا را نپرستيد و در آن زمانة تاريك و بت‌پرستي و گمراهي با ايمان راسخ خود توانست دين خود را حفظ كند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. زندگاني حضرت محمد خاتم النبيين، نویسنده: رسول محلاتي.
2. تاريخ پيامبر اسلام، نویسنده: دكتر آيتي.
3. منتهي الامال، نویسنده: شيخ عباس قمي.

پي نوشت ها:
[1] . رسولي محلاتي، سيد هاشم، زندگاني حضرت محمد خاتم النبيين، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ نهم، 1375، ص 28 و 29.
[2] . همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :