امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1191
وحدت و همگرايي

در اين مقاله نگرش قرآن به همگرايي و وحدت ميان انسان ها و عوامل بر هم زننده آن مورد بررسي قرار گرفته است. از ديدگاه قرآن، انسان ها در آفرينش از يك گوهرند و وحدت دارند، يعني همه از حضرت آدم به وجود آمدند، ليكن به سبب امتحان بشر و ظهور استعدادها و ظرفيت هاي او و نيز حسد و دنياطلبي، فرقه گرايي، تفرقه افكني هاي دشمنان و بدخواهان، القائات شيطاني، مسخره كردن متقابل افراد و گروه ها، دادن لقب هاي زشت به يكديگر و سوء ظن به يكديگر، اين وحدت فرو پاشيده است. قرآن كريم براي تحقق دوباره امت واحد، اين مؤلفه ها را پيشنهاد مي دهد: اخوت بين مسلمانان، مودت مسلمانان، الفت بين مسلمانان، رحمت مسلمانان در قبال همديگر، رافت بين مسلمانان، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به ساير اديان و پيامبران الهي و رد انحصارطلبي گروهي خاص در مورد خداوند.
 
مقدمه
آيا انسان ها ذاتا از يكديگر بيگانه اند يا در ذات خود به همكاري و همگرايي تمايل دارند؟ در صورت همگرايي ذاتي انسان ها، چه عواملي باعث تفرقه و واگرايي و فروپاشي وحدت مي شود؟ به نظر مي رسد با توجه به آموزه هاي اسلامي، دلايل فراواني مبني بر وجود زمينه ها و عناصر همگرايي، وفاق، اتحاد و تعاون و در يك كلام امت واحده در انسان ها وجود دارد كه در اين مقاله به مطالعه و بررسي اين موضوع مي پردازيم.
منظور از «وحدت انسان ها»، توحيد اعتقادي و ديني و كنار گذاشتن اختلافات فكري و اعتقادي و سليقه اي ميان آنها نيست، بلكه مراد اين است كه با حفظ اين اختلافات، نسبت به هم همدلي پيدا كنند و به حقوق يكديگر احترام بگذارند و مصالح متقابل را رعايت كنند. همچنين منظور از «وحدت امت اسلامي »، وحدت مواضع اعتقادي و فقهي و عدم بيان آنها نيست، بلكه مقصود اين است كه نخست فرقه هاي اسلامي به طور صحيح يكديگر را بشناسند، از مواضع فكري و اعتقادي هم كاملا مطلع شوند و براي حفظ و گسترش كيان اسلام از نزاعي كه قرآن كريم آن را نهي كرده «  وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ »[1] بپرهيزند و براي دفاع از ساحت قران و اصول ثابت و مشترك اسلامي، يد واحده باشند.
از ديدگاه قرآن كريم، انسان ها وحدت در خلقت دارند، چون خداوند آنها را از «نفس واحده » آفريده است. «نفس » به معناي عين است و نفس هر شئ يعني عين آن شئ، و نفس انسان آن چيزي است كه قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن، انسان است و آن مجموع روح و جسم انسان در اين دنيا و روح به تنهايي در برزخ است. [2]
در آيات ذيل بر مفهوم نفس واحده تاكيد شده است:
(1.) «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيرًا وَنِسَاءً »[3]
 اي مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسياري پراكند.
علامه طباطبايي و فخر رازي معتقدند مراد از «نفس واحده » در آيه شريفه حضرت آدم عليه السلام و مراد از «زوجها» همسرش حواست كه اين دو والدين انسان ها هستند و خلقت حوا نيز از آدم عليه السلام است; بنابراين خلقت همه انسان ها به حضرت آدم منتهي شده و وحدت در خلقت دارند. [4]
محمد رشيد رضا نيز با تاكيد بر اين كه همه انسان ها از نفس واحده خلق شده اند و وحدت در خلقت دارند، مي گويد: در اين كه آن «نفس واحده » كيست، اقوال مختلفي است لكن منافاتي ندارد كه مراد حضرت آدم عليه السلام باشد. [5]
فخر رازي در تفسير آيه فوق مي گويد: اين امر كه همه انسان ها از «نفس واحده » خلق شده اند مي طلبد كه نوعي انس و اتحاد بين انسان ها برقرار باشد تا موجب زيادتر شدن محبت و ترك تفاخر و تكبر بريكديگر شود. [6]
(2.) «وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ»[7]
و اوست كه شما را از تن يگانه اي پديد آورد و آن گاه (شما را) قرارگاه و وديعت گاهي است. به راستي كه آيات (خود) را براي قومي كه در مي يابند به روشني بيان كرده ايم.
و محمدرشيد رضا [8] درباره اين آيه مي گويند: مراد از «انشاكم» در آيه شريفه، «خلقكم » است و به اين معناست كه ذريه انسان با همه فزوني و گستردگي اش به حضرت آدم عليه السلام منتهي مي شود و بعضي از اين ذريه، خلق شده و در زمين مستقرند و برخي نيز هنوز به دنيا نيامده اند و در صلب ها و رحم ها هستند و در آينده متولد خواهند شد. [9]
همان طور كه بيان شد، طبق مفاهيم قرآن، همه انسان ها از «نفس واحده » يعني حضرت آدم خلق شده اند. از ديدگاه قرآن، اين وحدت بشر در آفرينش، بايد به وحدت در امت بينجامد; انسان ها فطرتا با هم دوستي و الفت دارند و امتي واحد، متحد و همبسته را تشكيل مي دهند.
قرآن كريم تشكيل امت واحد را يك برنامه وسيع و جهاني براي تحقق حكومت جهاني واحد مي داند. براي تحقق اين آرمان در اديان مختلف به ظهور مصلح آخر الزمان نويد داده است كه وي اين امت جهاني را بنيان مي نهد. [10]
آيات «امت واحدة »
در قرآن «امت » به چند معنا آمده است: [11]
1. ملتي كه ديني واحد دارند: « إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً ». [12]
2. امت به معناي جماعت: « وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ». [13]
3. امت به معناي چند سال: « وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ ». [14]
4. امامي كه پيشوا و مقتداي سايرين است: « إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ ». [15]
«امت واحده » در نه آيه قرآن آمده است كه اين آيات را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:
دسته اول: آياتي كه خطاب به پيامبران بوده و فرمان الهي را براي تشكيل امت واحد به آنان يادآور مي شود و بيان مي كند كه مردم به طور فطري و غريزي امت يگانه اي هستند و سرشت آنها اقتضا مي كند كه در اين جهت حركت كنند، اما اختلافاتي كه پيش مي آيد آنان را به تفرقه مي كشاند. تاكيد بر وحدت فطري امت ها در اين آيات به اين معناست كه پيامبران بايد موانع اين وحدت را بردارند. اين دسته آيات هشدار مي دهد كه تنها خدا شايسته سروري است و بايد فقط او را عبادت كرد كه اين خود مي تواند موضع وحدت امت نيز باشد; سپس بيان مي كند كه امت هاي پيامبران در طور تاريخ عصيان كرده و به تفرقه كشيده شده اند; اين آيات عبارتنداز:
(1.) ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون و تقطعوا امرهم بينهم كل الينا راجعون; [16] اين امت شماست كه امتي يگانه است و من پروردگار شما هستم، پس مرا بپرستيد، ولي آنان در كار خود اختلاف پيدا كردند و همگي شان به سوي ما باز مي گردند.
(2.) «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » [17]
 و همانا اين امت شماست، امتي يگانه و من پروردگار شما هستم، از من پروا كنيد، ولي آنان در كارشان ميان خود اختلاف و تفرقه يافتند، هر گروهي به آنچه در دست دارد شادمان است.
فخر رازي مي گويد: مراد از وحدت امت، وحدت در دين است و مراد از دين، اصولي است كه مورد قبول همه شرايع است، مثل التزام به وجود ذات خداوند و صفاتش و امثال آن; بنابراين مختلف بودن شريعت هاي پيامبران، خللي به وحدت امت وارد نمي كند، چون به هرحال پيروان همه شرايع به اصول واحدي ملتزم هستند. [18]
دسته دوم: آياتي كه هر نوع مشيت جبرآميز خداوند براي رسيدن به امت واحد را نفي مي كند و نشان مي دهد اراده خدا بر اين تعلق گرفته كه انسان با انتخاب و اختيار خود به امت واحد برسد. دسته دوم چهار آيه را شامل مي شود كه دو آيه از آن ويژه امت هاي پيشين بوده و يك آيه شامل امت اسلام و امت هاي پيشين است. اين سه آيه ناظر به امت واحد بشري است، اما آيه چهارم ناظر به وحدت امت اسلام است.
اين آيات عبارتنداز:
(1.) «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ  إِلا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ»[19]
و اگر پروردگارت مي خواست، مردم را امت يگانه اي قرار مي داد، ولي همچنان اختلاف مي ورزند مگر كساني كه خداوند (بر آنان) رحمت آورد.
اين آيه ناظر به امت واحد بشري است. علامه طباطبايي در اين باره مي گويد: مراد از وحدت و اختلاف در اين آيه، وحدت و اختلاف در دين است. [20] فخر رازي نيز معتقد است اين آيه ناظر به امت واحد بشري است. [21] رشيد رضا هم معتقد است اين آيه ناظر بر امت واحد بشري است و علت عدم اتحاد، امتحان انسان است. [22]
(2.) «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ »[23]
و اگر خداوند مي خواست آنان را امت يگانه اي قرار مي داد، ولي هر كس را كه بخواهد در جوار رحمتش در مي آورد و ستمكاران (مشرك) يار و ياوري ندارند.
اين آيه نيز ناظر به امت واحد بشري است.
علامه طباطبايي و فخر رازي معتقدند در اين آيه خداوند به پيامبر مي فرمايد كه اگر خدا مي خواست همه مردم را يك امت قرار مي داد با صفاتي يكسان به نحوي كه يا همه مؤمن باشند و وارد بهشت شوند و يا همه كافر باشند و وارد جهنم شوند، ولي سنت الهي اين گونه است كه انسان ها را آزاد بگذارد تا خود راهشان را برگزينند و آن گاه صالحان را از فاسقان جدا ساخته، صالحان را به بهشت و فاسقان را به جهنم وارد سازد. [24]
(3.) «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ...» [25]
و اگر خداوند مي خواست شما را امت يگانه اي قرار مي داد، ولي (چنين كرد) تا شما را در آنچه به شما بخشيده است بيازمايد.
خطاب آيه شامل هم امت هاي پيشين و هم امت اسلام بوده و ناظر به امت واحد بشري است.
علامه طباطبايي و فخررازي و رشيد رضا در تفسير آيه مي گويند: اين آيه، ناظر به امت واحد بشري است، اما خداوند براي امتحان افراد بشر و تفكيك نيكان و بدان از يكديگر، وحدت را در ميان آنان ايجاد نكرد. [26]
(4.) «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »[27]
 و اگر خداوند مي خواست شما را امت يگانه اي قرار مي داد، ولي هر كه را بخواهد بي راه مي گذارد و هر كه را بخواهد به راه مي آورد و از چون و چند آنچه كرديد از شما خواهند پرسيد.
اين آيه ناظر به امت واحد اسلامي است.
علامه طباطبايي و فخر رازي در تفسير اين آيه بر اين باورند كه خداوند پس از اين كه در آيات قبلي به اختلافات ميان مردم اشاره كرده، در اين آيه مي فرمايد كه اين اختلافات غرض الهي در امر خلقت را نقض نمي كند، اگر خداوند بخواهد اينان را امت واحد قرار مي دهد ولكن اين گونه نخواسته است تا هر كسي با اراده و خواست خود به سوي هدايت يا گمراهي برود و خداوند جزاي عمل هر دو گروه را داده و آنان را در قبال اعمالشان باز خواست مي كند. [28]
دسته سوم: آياتي كه دلالت مي كند انسان ها در ابتدا امت واحدي بودند، سپس بين آنان اختلافاتي به وجود آمد و اتحادشان بر هم خورد.
 اين آيات عبارتنداز:
(1.)« كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ »[29]
(در آغاز) مردم امت يگانه اي بودند آن گاه خداوند پيامبران مژده آور و هشدار دهنده بر انگيخت و بر آنان، به حق، كتاب آسماني نازل كرد تا در هر آنچه اختلاف مي ورزند در ميان آنان داوري كند و در آن اختلاف نكردند مگر كساني كه به آنان دين و كتاب داده شده بود كه پس از آن كه روشنگري ها نصيبشان شد از رشك و رقابتي كه با هم داشتند (به اختلاف دامن مي زدند).
علامه طباطبايي و رشيد رضا در تفسير اين آيه مي گويند: بر اساس اين آيه، مردم در آغاز در امور دنيوي و ماديات، امت واحدي بودند، يعني همگي به نحو يكسان از ماديات بهره مند بودند تا اين كه با افزايش جمعيت بشر و گسترش نيازهاي آنان، انسان ها براي رفع نيازهاي خود به همكاري متقابل پرداختند و اين امر موجب اختلاف بين آنان شده است.
براي رفع اين اختلافات خداوند پيامبران و قوانيني را در قالب شريعت براي مردم فرستاد، لكن عده اي از اهل كتاب با آگاهي و از سر ظلم در شريعت الهي نيز ايجاد اختلاف كردند و موجب تفرقه مردم شدند; بنابراين از ديدگاه علامه طباطبايي و رشيد رضا، امت واحدي كه قرآن حكايت مي كند در امور دنيوي و ماديات واحد بوده اند.[30]
فخر رازي نيز در تفسير آيه مي گويد: بر اساس اين آيه مردم در ابتدا امت واحدي بودند، لكن در زمان هاي بعدي اختلاف پيدا كردند كه اين اختلاف به سبب حسد و نزاع عده اي در ماديات ايجاد شده است. وي در اين كه وحدت اين امت در چه بوده است، اقوالي را ذكر مي كند و معتقد است قول مشهور اين است كه در اعتقاد به حق و تبعيت از آن وحدت داشته اند. [31]
(2.) «وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ »[32]
و مرم جز امت واحدي نبودند كه سپس اختلاف پيدا كردند و اگر وعده خداوند از پيش مقرر نگشته بود (به تاخير حكم و عذاب) بين آنان در آنچه اختلاف كردند داوري مي شد.
علامه طباطبايي و فخر رازي گفته اند: با توجه به اين آيه، مردم درگذشته امت واحد بوده و دين واحد يعني دين توحيدي داشته اند، سپس در آن اختلاف كرده برخي موحد و برخي مشرك شدند. [33]
محمدرشيد رضا اين آيه را به نحوي تفسير مي كند كه آيه قبلي را تفسير كرد. [34]
(3.) «وَلَوْلا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ » [35]
و اگر نبود كه (نمي خواستيم)، مردم امت يگانه اي (در كفر) مي شدند براي خانه هاي كساني كه بر خداوند رحمان كفر مي ورزيدند سقف هايي سيمين پديد مي آورديم و نيز نردبان هايي كه از آن بالا روند.
علامه طباطبايي مي گويد اين امت واحد، در برخورداري از اسباب و عوامل زندگي واحد بودند و خداوند براي بقاي اين وحدت، به كفار برتري اين چنيني نداده است. [36]
بر اساس اين سه دسته آيات انسان ها در ابتدا امت واحد بودند، اما بعد اختلافاتي بين آنان ايجاد شد، خداوند پيامبراني را براي رفع اين اختلافات فرستاد و پس از پيامبر خاتم، ائمه عليهم السلام را مامور به اين امر كرد. هر چند در اين خصوص تاكنون نتيجه مطلوب به دست نيامده است، ليكن اميد مي رود در حكومت حضرت مهدي عليه السلام امت واحدي پديدار گردد.
 
فلسفه امت واحده
بي ترديد از مهم ترين مسائل امروز جهان اسلام، وحدت است، كه به دلايل زير ضروري مي نمايد:
1. وحدت اسلامي فراهم كننده قدرتي حقيقي است كه مي تواند تكيه گاه استواري براي مسلمانان در رويارويي هاي فرهنگي بين تمدن ها باشد، زيرا گرچه مسلمانان از نيروي عظيم انساني، امكانات مادي فراوان، موقعيت هاي استراتژيك، روحيه معنوي بالا، فرهنگ و ديدگاه اعتقادي و فكري مترقي برخوردارند، اما چنانچه ميان اين اجزا و عناصر پراكنده اتحادي ايجاد نشود - همان طور كه در حال حاضر چنين است - اين مجموعه عظيم كارآيي نخواهد داشت. [37]
2. وحدت اسلامي مي تواند زمينه گسترده اي براي پژوهش و اجتهاد در منابع اسلامي فراهم آورد و بدين وسيله در رويارويي هاي فكري، فرهنگي و حل مشكلات انساني ياري رساند.
3. وحدت اسلامي موجب الگو شدن ديدگاه هاي اسلامي است. [38]
4. وحدت اسلامي بر توانايي و مقاومت جامعه در مواجهه با دشواري ها و بحران ها و برخورد با دشمنان خارجي مي افزايد.
قرآن كريم بر اين نكته تاكيد دارد كه وحدت مايه استواري و نيرومندي است و اختلاف موجب شكست و سستي است:
« وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ »[39] و اختلاف كلمه نداشته باشيد كه بددل خواهيد شد و شان و شوكتتان بر باد مي رود و شكيبايي كنيد كه خداوند با شكيبايان است.
5. وحدت اسلامي دستاورد طبيعي تكامل انسان و گوياي پيشرفت و رشد فكري جامعه ديني است. [40]
6. وحدت عامل اساسي در پيروزي پيامبر اسلام و نيز پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود; وحدت هميشه عامل پيروزي بوده و خواهد بود. [41]

پي نوشت ها:
[1] . انفال، آيه 46.
[2] . سيدمحمدحسين طباطبايي، الميزان (قم: مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، 1394ق) ج 8، ص 135; فخرالدين محمد رازي، تفسير كبير (بيروت: دارالمعرفة، 1414ق) ج 8، ص 64.
[3] . نساء، آيه 1.
[4] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 4، ص 135; فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 5، ص 167.
[5] . محمدرشيد رضا، المنار (بيروت: دارالمعرفة، 1414ق) ج 4، ص 223- 326.
[6] . فخرالدين محمدرازي، پيشين، ص 167.
[7] . انعام، آيه 98.
[8] . محمد رشيد رضا، پيشين، ج 7، ص 638.
[9] . آيات ديگري نيز در اين باره وجود دارد از جمله: اعراف (7) آيه 189 و زمر (39) آيه 6.
[10] . عبدالله حامد، اختلاف در امت واحد (تهران: انتشارات قلم) ص 24.
[11] . محمدرشيد رضا، پيشين، ج 2، ص 267.
[12] . انبياء، آيه 92.
[13] . اعراف، آيه 181.
[14] . هود، آيه 8.
[15] . نحل، آيه 120
[16] . انبيا، آيه 92- 93.
[17] . مؤمنون، آيه 52- 53.
[18] . فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 12، جزء 23، ص 105.
[19] . هود، آيه 118.
[20] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 11، ص 65.
[21] . فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 9، جزء 18، ص 78.
[22] . محمدرشيدرضا، پيشين، ج 12، ص 193.
[23] . شوري، آيه 8.
[24] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 18، ص 17; فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 14، جزء 27، ص 149.
[25] . مائده، آيه 48.
[26] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 5، ص 382; فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 6، جزء 12، ص 14; محمدرشيد رضا، پيشين، ج 6، ص 418.
[27] . نحل، آيه 93.
[28] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 12، ص 359; فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 10، جزء 20، ص 112.
[29] . بقره، آيه 213.
[30] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 2، ص 111; محمدرشيد رضا، پيشين، ج 2، ص 276.
[31] . فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 3، جزء 6، ص 12.
[32] . يونس، آيه 19.
[33] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 10، ص 28; فخرالدين محمد رازي، پيشين، ج 9، جزء 17، ص 64.
[34] . محمدرشيد رضا، پيشين، ج 11، ص 328.
[35] . زخرف، آيه 33.
[36] . سيدمحمدحسين طباطبايي، پيشين، ج 18، ص 105.
[37] . سيدمحمدباقر حكيم، وحدت اسلامي (از ديدگاه قرآن و سنت)، ترجمه عبدالهادي فقهي زاده (تهران: تبيان، 1377) ص 31.
[38] . همان.
[39] . انفال، آيه 46.
[40] . سيدمحمدباقر حكيم، پيشين، ص 117.
[41] . صلاح الدين حسام، «وحدت و ضرورت آن »، وحدت مسلمين (دفتر كنگره جهاني ائمه جمعه و جماعات)، ص 513.

نعمت الله پيغان - مجله علوم سياسي، ش 15(بخش اول مقاله)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :