امروز:
سه شنبه 2 خرداد 1396
بازدید :
722
قرآن در 23 سال نازل شده است؛ چنان‌چه عمر پيامبر كمتر يا بيشتر بود، آيا تعداد آيات قرآن نيز كمتر يا بيشتر مي‌شد؟

سؤال فوق ارتباط تنگاتنگي با موضوعات خاتميّت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ ، كامل بودن دين و جامعيت قرآن دارد. بنابراين در اين نوشتار ضمن تبيين عناوين ياد شده به پرسش مورد نظر پاسخ داده مي‌شود
دلايل خاتميّت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله –

الف )آيات
1ـ آيه خاتميت : « مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا[1]؛محمد پدر هيچ يك از مردان شما نبود، ولي رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است، و خداوند به هر چيز آگاه است».
2ـ آيه من بلغ : « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ[2]؛ بگو: بالاترين گواهى‏، گواهى كيست‏؟ [ خودت پاسخ بده و] بگو: خداوند، گواه ميان من و شماست‏؛ واين قرآن بر من وحى شده‏، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم [و از مخالفت فرمان خدا بترسانم‏]. آيا براستى شما گواهى مى‏دهيد كه معبودان ديگرى با خداست‏؟!) بگو: من هرگز چنين گواهى نمى‏دهم‏. بگو: اوست تنها معبود يگانه‏؛ و من از آنچه براى او شريك قرارمى‏دهيد، بيزارم‏».
 تعبير « لأنْذِرَكُمْ » و « وَمَنْ بَلَغَ » مفهوم وسيعي دارد که مي رساندکه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم با آوردن قرآن رسالت جهاني داشته و تا برپايي روز قيامت مسئوليت هدايت جامعه را دارد ، زيرا تا برپايي قيامت هر کس قرآن را بشنود موظف به پيروي از معارف والاي آن مي باشد و اين يعني بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم هيچ پيامبري نخواهد آمد وگرنه معني ندارد که « وَمَنْ بَلَغَ » را در اين آيه مي آورد.
3 ـ عموميت دعوت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ : آيات ديگري كه عموميت دعوت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را براي جهانيان اثبات مي‌كند، مانند:  « تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا[3]؛ زوال ناپذير و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا بيم‏دهنده جهانيان باشد »
4 ـ پيامبر همه : خداوند متعال بر رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ  مي فرمايد: « قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ [4]؛ بگو: اى مردم‏! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم‏؛ همان خدايى كه حكومت آسمانها و زمين‏، از آن اوست‏؛ معبودى جز او نيست‏؛ زنده مى‏كند و مى‏ميراند؛ پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش‏، آن پيامبر درس نخوانده‏اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد؛ و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد!»
 وسعت مفهوم «عالمين»، «ناس» و «كافه» در آيات فوق نيز، مؤيد خاتميّت و جهان شمولي نبوت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌باشد.

ب )روايات
1 ـ ابدي بودن احکام اسلام :در حديث معروفي از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌خوانيم كه فرمود: «حلال من تا روز قيامت حلال است، وحرام من تا روز قيامت حرام.»[5] اين تعبير بيان‌گر ادامه‌ي اين شريعت تا پايان جهان مي‌باشد،زيرا وقتي احکام تغييرناپذيرباشد بدين معني است که بعد از اين احکام هيچ پيامبري نخواهد آمد.[6]
2 ـ حديث  منزلت: اين حديث كه در كتب مختلف شيعه و اهل سنت در مورد علي ـ عليه السلام ـ و داستان ماندن او به جاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در مدينه به هنگام رفتن رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به سوي جنگ تبوك آمده است كه كاملاً مسأله‌ي خاتميّت را روشن مي‌كند، زيرا در اين حديث مي‌خوانيم:
 پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه السلام ـ فرمود: « أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي[7] ؛تو نسبت به من، به منزله‌ي هارون نسبت به موسي هستي، جز اين‌كه بعد از من پيغمبري نيست».[8]
بنابراين تو همه‌ي منصب‌هاي هاورن را نسبت به موسي داري جز نبوّت.
در بسياري از خطبه‌هاي نهج البلاغه از جمله خطبه‌هاي 1، 133 و 137 نيز خاتميّت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ صريحاً آمده است.[9]

دلايل اكمال دين
مهم‌ترين آيه‌اي كه دلالت بر اكمال دين اسلام دارد، آيه‌ي شريفه‌ي: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا[10]؛امروز، دين شما را كامل كردم‏؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم‏؛ و اسلام را به عنوان آيين [جاودان‏] شما پذيرفتم.»
به اعتقاد مفسران روز اكمال دين همان روز غدير خم است ، روزي كه پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ ، امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ را رسماً براي جانشيني خود تعيين كرد، در اين روز بود كه آيين اسلام به تكامل نهايي خود رسيد، زيرا بدون تعيين جانشين براي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و بدون روشن شدن وضع آينده‌ي مسلمانان، اين آيين به تكامل نهايي نمي رسيد. آن روز بود كه نعمت خدا با تعيين رهبر لايق همچون علي ـ عليه السلام ـ براي آينده‌ي مردم تكامل يافت و نيز آن روز بود كه اسلام با تكميل برنامه‌هايش، به عنوان آيين نهايي از طرف خداوند پذيرفته شد.[11]

جامعيت قرآن
تاريخ اجتماعي انسان، ميليون‌ها كتاب را سراغ دارد، اما جز قرآن هيچ يك از آن‌ها ادعاي كامل بودن و جامعيت خويش را نداشته است: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [12]؛ و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است‏! »
 كدام نويسنده كه داراي سلامت فكري است، اين جرأت را به خود مي‌دهد كه ادعا كندسخنِ گفتني را گفته است و تمام گفته‌هايش عين واقعيت و خدشه‌ناپذير است؟ اين صراحت، قاطعيت هر انسان خردمندي را متقاعد مي‌كند كه قرآن سخن خداست و حافظ آن هم خداي جهان است، و اين صيانت خلل‌ناپذير است.[13]
واضح است كه قرآن كتاب انسان‌سازي و هدايت است و مقصد‌دار: « تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ [14]» تمام اموري را كه براي پيمودن راه تكامل فرد و جامعه لازم است،دارامي باشد. بنابراين در اين زمينه كه همان هدف نهايي نزول قرآن مي‌باشد، خداوند چيزي فروگذار نكرده است.[15]
در روايات اسلامي در مورد جامعيت قرآن تأكيد بسياري شده است. جهت اطلاع رجوع كنيد به جلد 3.تفسير نورالثقلين.
بنابراين طولاني شدن عمر حضرت محمّد ـ صلّي الله عليه و آله ـ تأثيري در كمال قرآن كريم ندارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آيت الله جعفر سبحاني، خاتميت.
2. شهيد مطهري، خاتميت.
3. شهيد مطهري، نبوّت.
4. استاد محمّد تقي مصباح يزدي، راهنماشناسي،  بحث خاتميّت.

پي نوشت ها:
[1] . احزاب / 40.
[2]  . انعام / 19 .
[3]. فرقان/ 28.
[4]. اعراف/ 158.
[5]. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 2، ص 260، باب 31، حديث 17.
[6]. گاهي حديث ياد شده به صورت «حلال محمد حلال ابداً الي يوم القيامه و حرام محمد حرام ابداً الي يوم القيامه لا يكون غيره ولايجيء غيره» نيز نقل شده است. اصول كافي، ج 1، باب البدع والرأي والمقائيس، حديث 19.
[7]  .کلينی ، محمد ؛ کافی ، ج 8 ، ص 106
[8]. اين حديث در كتاب‌هاي فراواني از جمله: محب الدين طبري، ذخائر العبي، ص 79 و ابن حجر، صواعق المحرمه، ص 177 و … نقل شده است.
[9] ـ در زمينه‌ي خاتميّت احاديث زيادي در منابع اسلامي وجود دارد به طوري كه در كتاب «معالم النبوه» بخش نصوص خاتميّت 135 حديث جمع‌آوري شده است.
[10] ـ مائده/ 3.
[11] ـ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ هفتم،1361، ج 4، ص 265.
[12]. نحل/ 89 .
[13]. سعيدي روشن، محمدباقر، علوم قرآن، ص 53 ـ 55.
[14]. نحل/ 89 .
[15]. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ هفتم، 1361 هـ ش، ج 11، ص 361.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :