امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
749
تاريخ زندگاني حضرت خديجه را بنويسيد.

حضرت خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبدالعزّي بن قصي بن كلاب از تيره بني اسد قبيله قرشي مخزوم بود. نام مادر او فاطمه دختر زائده بن اصم بود.
از زندگي او تا قبل از ازدواج با پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ خبرهاي چنداني در دست نيست ولي همه اخبار حاكي از آن است كه وي زني ثروتمند بود و در تجارت مکه نقش فعالي داشت. همچنين به پاکي و شرافت شهره بود از اين رو او را طاهره مي‌خواندند.[1]
خديجه قبل از ازدواج با محمد(ص) ابتدا با عتيق بن عائذ مخزومي ازدواج نمود و از او صاحب پسري به نام هند شد. پس از مرگ عتيق با مالك بن نباش تميمي ازدواج كرد و از او نيز صاحب پسري به نام هند و دختري به نام هاله شد، برخي ازدواج با مالک (ابوهاله) را مقدم بر ازدواج با عتيق مي‌دانند.[2]
حضرت خديجه قبل از ازدواج با محمد(ص) با توجه به ثروت فراواني كه داشت با تأمين سرمايه تجاري بسياري از مردم در سود تجارت آنان شريك مي‌شد. در اين ميان با توجه به شهرت محمد(ص) در دوره جواني به امانتداري و صداقت، محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ نيز در يک سفر تجاري با سرمايه خديجه و به همراه غلامش ميسره به تجارت شام رفت.
با اخباري که خديجه از طريق ميسره در خصوص اخلاق و سيره محمد(ص) در طول اين سفر کسب کرد به ازدواج با او مشتاق شد[3]و اشتياق خود را به اين ازدواج توسط عمويش به اطلاع محمد(ص) رساند[4] آن حضرت نيز به همراه  حمزه(س) به خواستگاري خديجه ـ که در اين زمان40 سال داشت ـ رفت. البته بنابر نقلي محمد(ص) به نزد خويلد پدر خديجه (س) رفت[5] و با جلب نظر او با خديجه ازدواج نمود.
با شروع زندگي خديجه در كنار محمد(ص) زندگي او دچار تحوّل شد، زيرا از اين پس در كنار شوهري بود كه حتي در ميان قريش به پاكي و درستي معروف بود و همه به صداقت و حسن خلق او ايمان داشتند. پس خديجه از اين پس ثروت خود را در اختيار حضرت قرار داد تا آنها را در راه كمك به تهيدستان و مستمندان مصرف نمايد.
با بعثت پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ خديجه (س) به عنوان اولين ايمان آورنده، آن حضرت را در تمام مراحل رسالت ياري نمود.[6] ابن اثير به نقل از ابن اسحاق آورده است كه: خديجه نخستين مسلمان بود پس خدا بدين امر بار اندوه رسولش را سبك كرد. وقتي پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ با خديجه راز دل مي‌گفت، خديجه از اندوه او مي‌كاست و او را تصديق مي‌كرد و كار مردم را بر او آسان مي‌كرد.[7] ابن حجَر آورده است كه از امتيازات خديجه آن بود كه پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ را هميشه گرامي مي‌داشت و سخن او را قبل و بعد از بعثت تصديق مي‌كرد. خديجه چون احساس كرد پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ نسبت به زيد بن حارثه تمايل خاصي دارد او را به حضرت بخشيد.[8] نيز آمده است كه وقتي مسلمانان بني هاشم در مكه مورد تحريم اقتصادي و اجتماعي مشرکان قريش قرار گرفتند و در محله شعب ابي طالب جمع شدند تا در كنار هم مشكلات اين تحريم را سپري نمايند، خديجه تمامي اموال خود را در طول سه سال بين آنان انفاق كرد.[9]
عفيف كندي مي‌گويد: در جاهليت به مكه آمدم و چون خواستم براي خانواده­ام عطر و لباس تهيه نمايم به نزد عباس بن عبدالمطلب رفتم به كعبه نگاه كردم كه ديدم جواني به طرف كعبه آمد و رو به كعبه ايستاد، پس نوجواني و زني به دنبال او آمدند و در كنار و پشت او ايستادند و چون او به ركوع و سجود رفت آنان نيز چنين كردند، چون از عباس در خصوص آنها پرسيدم، گفت: محمد، علي و خديجه هستند.[10]
هم چنين آمده است كه چون جبرئيل بر پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شد و وضو گرفتن و نماز خواندن را به حضرت آموخت، پيامبر نيز به خديجه آموخت پس خديجه وضو گرفت و نماز خواند.[11]
تمام فرزندان پيامبر ـ غير از ابراهيم ـ از خديجه بودند.[12] براي خديجه 4 دختر به نام‌هاي رقيه، زينب، ام كلثوم و فاطمه و يك پسر به نام قاسم و بنابر نقلي دو پسر به نام‌هاي قاسم و عبدالله نام برده‌اند.[13]
پس از آنكه محاصره مشركان عليه مسلمانان در اول سال دهم بعثت پايان يافت، خديجه (س) كه مشقات فراواني را متحمل شده بود در سن 65 سالگي مريض شد. پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ در آخرين لحظات بر بستر خديجه حاضر شد و او را به همنشيني با مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم و كلثوم دختر موسي در بهشت بشارت داد.[14]
سرانجام آن حضرت در رمضان سال دهم وفات نمود، چند روز پس از آن ابوطالب نيز رحلت كرد. چون خبر رحلت ابوطالب نيز به پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ رسيد فرمود: دو مصيبت بر من در اين ايام وارد شده است و من نمي‌دانم كه كدام يك از اين دو برايم سخت تر است.[15]
از رسول خدا نقل شده كه حضرت جبرئيل نزد من آمد و گفت كه از سوي پروردگار و از سوي من به خديجه سلام بده و او را به خانه اي از زبرجد در بهشت كه هيچ سر و صدا و رنجي در آن نيست بشارت بده.[16]
به همين خاطر پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ : درباره مقام و شأن حضرت خديجه مي‌فرمايد: بهترين زنان عالم مريم، آسيه، خديجه و فاطمه است؛ خديجه افضل زنان بهشت است. [17] وقتي مردم كافر بودند خديجه به من ايمان آورد، وقتي مرا تكذيب مي‌كردند او مرا تصديق مي‌كرد، وقتي مرا محروم كردند او مالش را در اختيار من قرار داد. [18]

معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:
1ـ خديجه، ع نویسنده: لي محمد علي ذُخَيّل، ترجمه دكتر فيروز حريرچي.
2ـ رياحين الشريعه، نویسنده:  ذبيح الله محلاتي.
 
پي نوشت ها:
[1] .ابن اثير، اسدالغابه في معرفه الصحابه، تهران، اسماعيليان، ج 5، ص 434. ابن حجر، الاصابه في تمييز الصحابه، تحقيق: عبدالموجود، بيروت: دارالكتب العمليه، اول 1415 هجري، ج 8، ص 99.
[2] . ابن اثير، ج 5، ص 434.
[3] . ابن اثير، ج 5، ص 435، ابن حجر، ج 8، ص 99.
[4] . ابن اثير، ج 5. ص 435.
[5] . يعقوبي، تاريخ، نشر فرهنگ اهل بيت ـ عليه السّلام ـ، ج 2، ص 20 – 21.
[6] . ابن حجر،ج8،ص100؛ ابن اثير،ج5، ص434 .
[7] . ابن اثير،ج5، ص 437 .
[8] . ابن حجر،ج8، ص102 .
[9] . يعقوبي، ج2، ص31 .
[10] . ابن حجر، ج4، ص 425 .
[11] . يعقوبي، ج2، ص 23 .
[12] . يعقوبي، ج2، ص 84 ، ابن حجرج8، ص100 .
[13] . ابن حجر، ج8، ص 100، يعقوبي، ج2، ص 20 .
[14] . يعقوبي، ج2، ص 35.
[15] . ابن اثير، ج5، ص 439 ، يعقوبي، ج2، ص 35 .
[16] . ابن حجر، ج8، ص 102 .
[17] . ابن اثير، ج5، ص 438 .
[18] . ابن حجر، ج8، ص 103، ابن اثير، ج5، ص 438 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :