امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1089
آب دهانش را به دهانم ماليد حافظ قرآن شدم
ابوعمره كه معروف به «زاذان» بوده عجمي و ايراني بود و از ياران مخصوص اميرالمؤمنين علي (ع) گرديد.
سعد خفاف مي‎گويد:
شنيدم زاذان با صداي بسيار خوب و غمگين قرآن مي‎خواند با اينكه عجمي است به او گفتم:
تو آيات قرآن را خيلي خوب مي‎خواني، از چه كسي آموخته‎اي؟
لبخندي زد و گفت: روزي اميرالمؤمنين علي (ع) از كنار من عبور كرد، من شعر مي‎خواندم و صوت عالي داشتم، به گونه‎اي كه آن حضرت از صداي من تعجّب كرد و فرمود: «اي زاذان چرا قرآن نمي‎خواني؟!»
عرض كردم: «قرائت قرآن را نمي‎دانم جز آن مقداري كه در نماز بر من واجب است».
آن حضرت به من نزديك شد، و در گوشم سخني فرمود كه نفهميدم چه بود، پس فرمود: دهانت را باز كن، دهانم را گشودم، آب دهانش را به دهانم ماليد، سوگند به خدا قدمي از حضورش برنداشتم كه در هماندم دريافتم همة قرآن را به طور كامل حفظ هستم، و پس از اين جريان، به هيچ كس نيازي در ياد گرفتن قرآن پيدا نكردم.
سعد مي‎گويد: اين قصّه را براي امام باقر (ع) نقل كردم، فرمود:
زاذان راست مي‎گويد، چرا كه اميرالمؤمنين علي (ع) براي اذان به «اسم اعظم خدا» دعا كرد، كه چنين دعائي ردخور ندارد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :