امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
720
زندگي سياسي - اجتماعي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ چگونه بوده است؟

زندگی اجتماعی پيامبر اکرم(ص):
حضرت رسول(ص) در طول حيات خود چه در دوران مکی و چه در دوران تشکيل حکومت در مدينه چنان ساده و بي پيرايه بود كه اگر در ميان جمعي مي‌نشست و ناشناسي وارد مي‌شد نمي­توانست پيامبر را از وضعيت ظاهری او بشناسد.[1]چرا که آن حضرت در خوراک و پوشاک و ساير ابعاد زندگی خود همانند ديگر مسلمانان مومن رفتار می­کرد.
پيامبر(ص) گرفتار تجمل و فريفتة دنيا نشد و هيچ وقت نسبت به كسي هنگام سخن گفتن ترش روئي نكرد، همانند پادشاهان حكومت نكرد و اجازه نمي‌داد كسي پيش پايش بايستد و نسبت به ديگران احترام مي‌كرد.[2] آن حضرت فرمودند: دوست ندارم كه امتيازي بين من و شما باشد. زيرا خداوند دوست ندارد كه بنده‌اش را جدا و ممتاز از ديگران ببيند و لذا  هنگامي كه سواره بود، اجازه نمي‌داد كسي با او پياده راه برود.
از خطا و بدرفتاري ديگران چشم پوشي مي‌كرد لذا با آن همه آزار قريش، در وقت فتح مكه(سال8هـ) همة آنها را بخشيد. پيامبر از كساني همچون ابوسفيان و هند با آن همه آزار و اذيتي كه كردند درگذشت و وحشي كه عموي ايشان، حمزه را كشته بود مورد عفو و بخشش قرار داد و از گناه او درگذشت.[3]
پيامبر تنها به خاطر خدا و دين خدا غضب مي‌كرد و نيز به خاطر دين هم خشنود مي‌شد، انساني بردبار و صبور بود روزی کودکی را نزد حضرت آوردند تا برايش دعا كند، اما نوزاد دامن حضرت را خيس(ادرار) كرد، حاضران ناراحت شدند و خواستند بچه را رد كنند ولی پيامبر فرمود: كاري به او نداشته باشيد، سپس براي او دعا كرد و نامي را برايش انتخاب كرد كه موجب خوشحالي خانوادة بچه شد و سپس پيامبر برخاست و لباس‌هاي خويش را شست.[4]
نمونه ديگر از رفتار اجتماعي پيامبر اكرم  ـ صلي الله عليه و آله ـ  اين بود كه انساني ساده زيست و بخشنده و نسبت به ديگران دل رحم و رئوف بود؛ روزي 12 درهم به علي(ع) دادند تا پيراهني برايشان بخرد و زماني كه علي(ع)پيراهن را خريد، پيامبر(ص) نگاهي به آن كرد گويي گرانبها بود فرمود: اين پيراهن را دوست ندارم پس علي(ع) نيز معامله را فسخ كرد و پول را به نزد پيامبر آورد و با همديگر براي خريد پيراهن به بازار رفتند. در بين راه با كنيزي مواجه شدند که به سبب گم کردن چهار درهم مولايش گريان و مضطرب بود، رسول خدا چهار درهم از پول پيراهن را به او داد سپس با چهار درهم يك پيراهن خريد، هنگام بازگشت به منزل مرد فقيري را ديد كه برهنه است، پيامبر(ص) پيراهن خود را به او داد و سپس با چهار درهم باقي مانده پيراهن ديگری براي خويش خريد.[5]
پيامبر هرگاه به مجلسي وارد مي‌شد ضمن احترام به همه افراد حاضر در مجلس در اولين جاي خالي ‌می­نشست و مقيد نبود كه برفراز مجلس بنشيند، فضيلت و بزرگي را به ايمان و عمل مي‌دانست و نظري به ثروت و جاه و مقام افراد نداشت، با بردگان مهرباني مي‌كرد و در اصلاح كار آنها مي‌كوشيد.[6]
حضرت به پاكيزگي و نظافت خويش در اجتماع زياد اهميت مي‌داد، هزينه فراوان برای خريد عطر و استفاده دائم از عطر به نحوی که پس از عبور از يک مسير ديگر مسلمانان از بوی خوش بجا مانده متوجه عبور پيامبر(ص) مي­شدند در منابع گزارش شده است.[7]
سيره سياسی حضرت(ص):
اما روش پيامبر گرامي و زندگي سياسي ايشان از بررسي سيرة پيامبر كاملاً به دست مي‌آيد؛ وقتي حضرت وارد مدينه شدند و زمينه نظام سياسي مستقلي فراهم كردند آنچه كه براي پيامبر از همه مهمتر بود تشكيل حكومت واحد و امتي واحد بود كه خود شخصاً به ادارة آن برخواستند و نظام توحيدي را در قالب يك حكومت ديني پياده كردند و پيامبر براي نخستين بار حكومتي تشكيل دادند كه ديگر به نظام قبيلگي كه اهميت زيادي به خون و نسبت مي داد توجه نشود.
بررسي منابع تاريخي و تجزيه و تحليل رويدادهايي كه پس از ورود حضرت به مدينه رخ داد به وضوح نشان مي‌دهد كه پيامبر به محض ورود به مدينه تشكيل حكومت داد و مانند يك حاكم و شخصيت سياسي تشكيلات دولتي را پي‌ريزي كرد و براي حفظ موجوديت كشور اسلامي ارتشي تشكيل داد و فرمانهاي جنگ و صلح را صادر كردند.[8]
پيامبر با بعضي گروهها عقد و پيمان بستند و برنامه‌هاي اقتصادي و اجتماعي تنظيم كردند و از طرفي والياني به اطراف فرستادند و نيز سفرائي به خارج و نزد رؤساي قبال و زمامداران روانه كردند و سران قبايل و كشورها را به اسلام دعوت كردند.[9]
پيامبر مسجدي ساختند كه امور قضائي و حل و فصل خصومات و ادارة كشور در آنجا انجام مي‌گرفت و خود شخصاً به قضاوت مي‌نشستند و يا قاضي نصب مي‌كردند. اين بررسي‌ها مي‌رساند: پيامبر نخستين مؤسس و پايه‌گذار حكومت اسلامي است و با دست خود ايشان پايه‌هاي نظام سياسي و فكري دولت اسلامي را گذاشتند و در دوره‌هاي بعد از رحلت ايشان شرايط يك دولت وسيع با قواي لازم مخصوص آن زمانها، فراهم گرديد.
پيامبر اكرم در ادارة امور اساساً مشورت مي‌كردند و در موارد بسياري پيروي از اكثريت مي‌كردند و پيامبر براي اينكه روابط اجتماعي مسلمانان به نحوي روشن باشد مسئوليت هر يك از گروهها و فرقه‌هاي گوناگون را معين مي‌كردند. و پيامبر اكرم براي تحكيم دولت اسلامي و سياست داخلي خويش مدينه را پايگاه اجتماعي، نظامي و سياسي خويش قرار دادند و از آنجا قدرت معنوي و سياسي خويش را به تمامي جزيرة العرب گسترش مي‌دادند. پيامبر موانع را از ميان برداشتند و با گسترش آموزش و اعزام مبلغ پيام و رسالت خود را به گوش همگان رساندند.
براي آشنايي بيشتر به كتابهاي زير مراجعه كنيد:
"دولت رسول خدا" نویسنده:  صالح احمدالعلي، ترجمه هادي انصاري، نشر پژوهشكدة حوزه و دانشگاه.  
"مباني حكومت اسلامي" نویسنده:  جعفر سبحاني.
"كتاب ساختار اجتماعي و سياسي نخستين حكومت اسلامي در مدينه" نویسنده: سيد محمد ثقفي

پي نوشت ها:
[1] . مجلسي، بحارالانوار، چاپ بيروت، ج16، ص226.
[2] . بحارالانوار، همان، ص228.
[3] . ابن اثير، الكامل، ترجمه عباس خليلي، نشر مؤسسه مطبوعاتي، ج1، ص386.
[4] . طباطبائي، تفسير الميزان، چاپ بيروت، ج6، ص333، زندگي پيامبر اكرم، قم، موسسه در راه حق، چاپ پنجم، 1361، ص132.
[5] . علامه مجلسي، بحارالانوار، چاپ بيروت، 1403، ج16، ص214، ‌خصال صدوق، ج2، ص86.
[6] . تاريخ يعقوبي، ترجمه آيتي شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ج1، ص495.
[7] . بحارالانوار، همان، ص237.
[8] . تاريخ يعقوبي، ‌ترجمه آيتي، ج1، ص403.
[9] . محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، انتشارات اساطير، ج3، ص1141.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :