امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1147
ديروز سوا د نداشتي قرآن بخواني
شخصي به نام حاج علي آقا سلمان منش فرمود:
من در طفوليت به مكتب نرفتم و بي‎سواد بودم و در اوّل جواني سخت آرزو داشتم بتوانم قرآن مجيد را بخوانم، تا اينكه شبي با دل شكسته به حضرت ولي عصر - ارواحنا فداه - براي رسيدن به اين آرزو متوسّل شدم در خواب ديدم، كربلا هستم تا شخصي به من رسيد و گفت در اين خانه بيا كه تعزيه حضرت سيد الشهداء (ع) در آن بر پا است و استماع روضه كن، قبول كردم و وارد شدم، ديدم دو نفر سيّد بزرگوار نشسته‎اند و جلو آنها ظرف آشي است و سفره ناني در نزد آنها است، پس قدري از آن نان را گرم نموده به من مرحمت فرمودند و من آن را خوردم، پس روضه خوان ذكر مصائب اهل بيت (ع) كرده، پس از تمام شدن آن از خواب بيدار شدم، حس كردم به آرزوي خود رسيده‎ام، پس قرآن مجيد را باز كردم، ديدم كاملاً مي‎توانم بخوانم، و بعد در مجلس قرائت قرآن مجيد حاضر شدم، و اگر كسي غلط مي‎خواند يا اشتباه مي‎كرد به او تذكّر مي‎دادم! حتّي اگر استاد قرائت نيز اشتباهي مي‎كرد مي‎گفتم!
استاد قرآن گفت: فلاني! تا ديروز سواد نداشتي، قرآن را نمي‎توانستي بخواني، چه پيش آمده كه چنين شده‎اي؟
گفتم: به بركت حضرت حجت (ع) به مقصود دل رسيدم.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :