امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
975
آيا حجيت قرآن ذاتي است و از مصونيت ذاتي برخوردار است؟


حجيت قرآن
حجّت در لغت: دليل و برهان.[1] و در اصطلاح :هر چيزي كه مي‌تواند مورد احتجاج و استدلال بر عليه چيزي واقع شود.[2]

اقسام حجت
1- حجت منطقي: عبارت است از مجموعه مركب از چند قضيه براي به نتيجه رساندن مطلوب، اعم از اين كه در مقام خصومت و يا غير آن باشد.[3]
2 - حجت قطعي: حجتي است كه مفيد يقين باشد و مقصود از آن رسيدن به نتيجه قطعي است.[4]
در اين راستا قرآن شريف مي‌فرمايد: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا[5]؛ اى مردم‏! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم‏. »
برهان يعني ظهور؛ و به دليلي برهان گفته مي‌شود كه ظاهر و قطعي باشد. از اين رو به چيزي كه روشن است و تاريك و مبهم نيست، برهان مي‌گويند. موساي كليم ـ عليه السّلام ـ كه با عصا و يد بيضا مبعوث شد، خداوند به او فرمود: «اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ[6]؛ دستت را در گريبان خود فروبر، هنگامى كه خارج مى‏شود سفيد و درخشنده است بدون عيب و نقص‏؛ و دست هايت را بر سينه‏ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! اين دو [= معجزه عصا و يد بيضا] برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافيان اوست‏، كه آنان قوم فاسقى هستند! » يعني اين دو معجزه، دو برهان و دليل و شاهد روشني هستند كه جاي هيچ شكي را باقي نمي‌گذارند.
قرآن كريم محتوايي دارد كه با فطرت دروني انسان ها هماهنگ و با جهان بيروني مطابق است، و از نظر شكل و قالب بيان هم به صورت برهاني و روشن و با دليل قاطع است. اگر درباره خويش ادعا مي‌كند كه كلام خداست، با دليل مي‌گويد؛ و نشانه‌اش آن است كه همة مردم جهان را به مبارزه دعوت كرده؛ و اگر به توحيد، دين، وحي، رسالت و معاد رهنمون مي‌شود، دليل هر كدام را به همراه آن مي‌آورد.[7]
با اين توضيح، سؤال اين است كه آيا حجيت قرآن ذاتي است؟
استاد جوادي آملي، در تفسير شريف تسنيم مي‌فرمايند: قرآن سند رسالت است بي‌واسطه و سند امامت است با واسطه ولي خود، هم در سند از غير بي‌نياز است و هم در دلالت(يعني ادعاي اثبات نبوت و امامت منوط به وجود قرآن کريم است اما خودمحتاج کسي نمي باشد). و حجيت آن، از هر دو جهت ذاتي است (البته نه ذاتي اولي مانند برهان قطعي، بلكه نسبت به سنت ذاتي است). بنابراين، روايات بايد در دامان قرآن به نصاب حجيت برسد، و در تأييد محتوا با قرآن ارزيابي شود.[8]
قرآن كريم حجيت بالفعل و مستقل است، و در اصل حجيت، نياز به غير خود ندارد. اعتبار قرآن و حجيت استقلالي آن در مقام ثبوت است، و گرنه در مقام اثبات نيازمند به وسيله است، و قرآن مجيد حجيت مستقل خويش را در مرحله اثبات (نه ثبوت) به دو طريق احراز مي‌كند:
 1. طريق اوّلي راه اولياست كه با شهود باطني و علم حضوري، حقانيت قرآن را مي‌يابند، و به آن قطع شهودي (عين اليقين) پيدا مي‌كنند؛
 2. و طريق دوم راه حكيمان است كه با علم حصولي و برهان عقلي به حجيت قرآن مي رسند.[9]
قرآن تا قيامت، استوار و غير قابل نسخ است. نگهبان كتب آسماني و در بردارنده تمام مصالح بندگان است. تناقض، اختلاف، افراط و تفريط در آن راه ندارد. دعوت به قيام مي‌كند.[10]
 قرآن كتاب قيّم، برپا دارنده و سامان بخش است. بنابراين قرآن همانند خورشيد و ماه در هر عصر و مصري درخشان، نوراني و خاموش نشدني است، و هيچ انحراف و كجي در آن راه ندارد. [11]
قرآن كتاب نوراني است. خاصيت نوراني بودن قرآن اين است كه هم معارف آن روشن و مصون از ابهام و تيرگي است؛ و هم جوامع بشري را از هر گونه تاريكي اعتقادي و اخلاقي يا سرگرداني در انتخاب راه يا تحير در ترجيح هدف و مانند آن مي‌رهاند؛ و به شبستان روشن صراط مستقيم و هدف راستين بهشت عدن مي‌رساند.
قرآن كريم كتاب نوري است كه از مبدأ نازل شده و بايد هم در ذات خود روشن باشد و هم روشنگر ديگر اشياء و اشخاص، و اين خاصيت نور است.
قرآن كريم نور واحدي است كه روزنه‌ها و شعبه‌هايي دارد، كه همان سوره‌هاي قرآن است.
قرآن نور محض الهي است. هر چيزي كه ظلمت و تاريكي باشد، از آن به دور است. لغز و معما و ابهام و پيچيدگي در ساحت نوراني قرآن راه ندارد؛ البته نورانيت قرآن در آياتش تفاوت دارد. برخي از آيات مانند شمس و برخي چون قمر و برخي مانند ستارگان ديگر است، ولي در عين شدت و ضعف نوري، هيچ آيه‌اي در سراسر قرآن نمي‌توان يافت كه نوراني نباشد.[12]

مصونيت قرآن
مصونيت يعني محفوظ ماندن از تعرض و تحريف. قرآن بايد تا قيام قيامت محفوظ باشد، و به همه افراد بشر برسد. قرآن كريم كه معجزة ختميه است، وقتي حجت بر مردم خواهد بود كه خود از گزنه هر گونه تحريفي در امان باشد؛ و فرشتگان، كه رصد الهي‌اند، اين وظيفه خطير را بر عهده دارند.
خداوند در قرآن شريف مي‌فرمايد:« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[13]؛ به درستي كه ما ذكر را فرستاديم و ما خود حافظ آن خواهيم بود».
خداي سبحان از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و كتاب خود، دفاع مي‌كند. و قرآن كريم را، احسن الحديث[14] مي‌داند كه هيچ گاه كهنه نمي‌گردد، و بطلان در آن راه ندارد. و آن را ذكر محفوظ و نور خاموش نشدني اعلام مي‌دارد. هيچ بطلاني از درون و بيرون بر آن چيره نشود، نور هدايتي باشد كه هميشه پرفروغ است، هرگز به خاموشي نمي‌گرايد.
 تذكره محفوظي براي فطرت الهي انسان‌ها باشد و هميشه آنان را به سوي مبدأ و آفريدگار خود سوق دهد.[15]
قرآن، مصون از هر شك و ريب است. كتاب هدايتي است كه هيچ شك و ريبي در آن راه ندارد؛ نه در اصل ادعاي اعجاز آن و نه در هدايت‌گري ،محتوا و معارف آن. كتابي كه سراسر حق است و بطلان در آن راه ندارد. كتابي كه از ناحيه الله آمده، و روشن و روشنگر است.[16]
سخن قرآن اين است كه اگر چراغ روشن درون انسان كه همان عقل و فطرت اوست، بر اثر گناه، كفر و نفاق خاموش گردد، انسان، كوردل مي‌شود و اگر نهان كسي كور باشد، قدرت تشخيص بين حق و باطل را ندارد، آن گاه تفاوت كلام الله و كلام بشر را درك نمي‌كند؛ و همان گونه كه در كلام بشر شك مي‌كند، در كلام الله نيز شك مي‌كند.[17]
مصونيت قرآن مجيد موهبت الهي و در ارتباط مستقيم با خداست. هم قرآن از مصونيت برخوردار است، و هم معصومين در تلقي وحي الهي از مصونيت برخوردارند. و مصونيت از گناه، خطا، در امر تبليغ و بيان اصول و فروع دين دارند.
قرآن شريف در مرحله ثبوت از حجيت و مصونيت ذاتي برخوردار است و هيچ گونه تاريكي، اختلاف و تعارض در آن راه ندارد و از هر گونه تعرض و دستبرد در امان است.
ظاهر و باطن قرآن حجيت و مدركيت دارد و مي‌توان در موارد مختلف به آن تكيه كرد و آن را مورد عمل قرار داد، و در گفتار و نظريات و استدلال‌هاي خويش به آن تمسك جست. زيرا قرآن از حجيت ذاتي و مستقل برخوردار است، و از اين جهت براي عموم مردم حجت و مدرك است.[18]
 از طرفي آيات فراواني دلالت به مصونيت قرآن شريف دارد، و تا ابد قرآن را مصون مي‌داند، و دست خيانت نمي‌تواند در قرآن مجيد دستبرد برد. حجيت و مصونيت قرآن از اول با خود قرآن بوده و ذاتي است، نه اين كه بعد از نازل شدن از سوي خدا به آن متوجه شده است.[19]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. كتاب بيان در علوم و مسايل كلي قرآن، ج 1.
2. الاتقان في علوم القرآن؛ جلال الدين سيوطي، ج 2.
3. تاريخ و علوم قرآن؛ ابوالفضل مير محمدي.

پي نوشت ها:
[1] . معين، محمد، فرهنگ فارسي، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ هشتم، 1371، ج 1، ص 1341.
[2] . مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج 2، ص 12.
[3] . همان.
[4] . معين، محمد، فرهنگ فارسي، ج1، ص 1341.
[5] . نساء/ 174.
[6] . قصص/ 32.
[7] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، چاپ دوم، 1378، ج 1، ص 294.
[8] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير تسنيم، قم، انتشارات اسراء، چاپ اول، 1378، ج 1، صص 85 .
[9] . همان، ص 105.
[10] . قرائتي، محسن، تفسير سوره نور، تهران، مركز فرهنگي درسهاي از قرآن، چاپ دوم، 1380، ج 7، ص 139.
[11] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج 1، ص 562.
[12] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن در قرآن، انتشارات اسراء، چاپ دوم، 1378 هـ ش، ج1، ص 357.
[13] . حجر/ 9.
[14]  . زمر / 23 .
[15] . جواد آملي، عبدالله، همان.
[16] . رعد/1.
[17] . جوادي آملي، عبدالله، همان، صص 361 ـ 364.
[18] . خويي، سيد ابو القاسم، بيان در علوم و مسايل كلي قرآن، ترجمه صادق نجمي و هاشم زاده هريسي، دانشگاه آزادي اسلامي، چاپ پنجم، 1375، ج 1، ص413.
[19] . همان، ص 423.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :