امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
830
فلسفه تسمیه کتاب داود به زبور چیست و چگونه نازل شده است؟

حضرت داود ـ علیه السلام ـ یکی از پیامبران بزرگ الهی است که در کسوت پادشاهی به حل مشکلات مردم و قضاوت عادلانه میان آن ها می پرداخت و در ادای وظیفه پیامبری با وعظ و اندرز به راهنمائی و هدایت انسان ها مشغول بود، او انسان برگزیده ای بودکه با معرفت خداوندی همواره به دعا و نیایش و عبادت می پرداخت و با پند و اندرزهایی که خداوند بر او نازل کرده، لحظه ای از یاد خدا غافل نمی شد و خداوند با نزول زبور به او فضیلت داد:
«... و ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم و به داود زبور بخشیدیم»[1]
زبور درلغت به معنی نوشته است اما نوشته ای که با استحکام توام باشد.[2] و مانند «کتاب» که به مکتوب گفته می شود زبور هم به معنی مزبور است یعنی نوشته شده و عرب هر وقت بخواهد بگوید فلانی فلان مطلب را نوشت، می گوید: زبره یعنی آن را نوشت.[3] و در قرآن کریم نیز به این معنی استعمال شده است:
«و کلّ شیء فعلوه فی الزّبر؛[4]و هر کاری را انجام داده اند در نامه های اعمال شان نوشته شده است.»
زُبُر به معنی کتاب های آسمانی نیز استعمال شده است که در این آیات نیز به کتب آسمانی نوشته شده اطلاق شده است، چنانچه خداوند به رسول اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «اگر تو را تکذیب می کنند در گذشته هم رسولانی را تکذیب می کردند که با دلایل آشکار و نوشته های متین و محکم [الزبر] و کتاب روشنی بخشی آورده بودند.»[5] با توجه به این که زبر به معنی نوشته متین و محکم است و در قرآن کریم هم به نوشته و کتب آسمانی اطلاق شده است. کلمه «زبور» اسم می شود برای کتاب هایی که بر پیامبران نازل می شد ولی بعد ها علم شده است برای کتابی که خداوند آن را بر حضرت داود نازل کرده اند.[6]
در برخی از شرح هایی که برکتاب مقدس و نیز خود زبور نوشته شده علت این کار را نوشته شدن زبور به دست حضرت داود می دانند یعنی چون حضرت داود با دست خود آن را می نوشت و به نوشته ای که متین باشد زبور گفته می شد، لذا به کتاب حضرت داود زبور گفتند.[7]
دلیل دیگر این که زبور حضرت داود را در معبدها می نوشتند و مردم با خواندن آن خدا را حمد، تسبیح و شکر کرده و با خدا به راز و نیاز و دعا می پرداختند.[8] زیرا زبور حضرت داود سراسر دعا، حمد و تسبیح الهی، اندرز و توصیه های اخلاقی و راهنمایی ها بود و البته احکام تازه ای نداشت و حضرت داود پیرو آئین حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بودند.[9]
بنابر این زبور به معنای نوشته شده که با دست مبارک حضرت داود ـ علیه السلام ـ در نسخه ای نوشته شده بود و از طرفی چون در معبدها هم نوشته می شد مردم به آن زبور یعنی وحی نوشته شده می گفتند و به مرور زمان کلمه «زبور» عَلَم بر کتاب حضرت داود شده است.
کتاب زبور حضرت داود ـ علیه السلام ـ امروز در کتاب مقدس در عهد عتیق با عنوان مزامیر داود و در 150 فصل آمده است که هر فصلی را مزمور می نامند و مزامیر جمع است. هر چند برخی از فصل ها را نمی توان گفت همان زبور حضرت داود است چون این کتاب ها دست خوش تحریف و دگرگونی بوده اند، اما قسمت های زیادی از این 150 فصل را می توان از زبور حضرت داود ـ علیه السلام ـ دانست.[10]
اما این که زبور چگونه نازل شده در روایات آمده که در ماه رمضان بر حضرت داود ـ علیه السلام ـ از طریق وحی نازل شد[11] هر چند که کتاب شریعت نبود و از این نتیجه می گیریم که خداوند گاهی دعا و مناجات هم برای پیامبران نازل می کرد. و در تفاسیر آمده که زبور شیئاً فشیئاً است[12] یعنی فصل فصل نازل می شد. و در قرآن کریم زُبُر به معنی فصل فصل و قطعه قطعه آمده است چنان چه ذو القرنین برای ساخت سد گفت:
«آتونی زُبَرَ الحدید...[13]: قطعات آهن برایم بیاورید»
با این نگاه هم می توانیم بگوئیم یکی دیگر از دلایل نام گذاری کتاب آسمانی حضرت داود به زبور این است که زبور قطعه قطعه و فصل و فصل است.

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. اهل البیت ـ علیهم السلام ـ فی الکتاب المقدس، کاظم نصیری.
2. المزامیر دراسته و شرح و تفسیر، الاب متی المسکین، سه جلدی.
 
پي نوشت ها:
[1] . اسراء / 55.
[2] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، ج3، ص 199.
[3] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1374ش، ج5، ص 229.
[4] . قمر / 52.
[5] . آل عمران / 184؛ و رک: نحل / 44؛ قمر / 43؛ فاطر / 25.
[6] . مجمع البحرین، ج3، ص 314.
[7] . الاب متی المسکین، المزامیر دراسته و شرح و تفسیر، قاهره، دیرالقدیس ابنا مقار، چاپ اول، 2002م، ج1، ص 80.
[8] . همان، ص 7.
[9] . طیب، عبدالحسین، اطیب البیان، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، 1378ش، ج4، ص 272.
[10] . تفسیر نمونه، ج4، ص 215.
[11] . بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، موسسه بعثت، چاپ اول، 1415ق، ج2، ص 201.
[12] . حسینی شیرازی، محمد، تقریب القرآن الی الاذهان، بیروت، دارالعلوم للطباعه و النشر، چاپ اول، 1424ق، ج1، ص 585.
[13] . کهف / 96.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :