امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
829
می دانیم که عیسی یک پیامبر بود. همانند موسی، اما در کیفیت ولادت، زندگی و مرگ او تفاوت های شگرفی با انسان های عادی بود اصولاً چرا این تفاوت ها هست؟ و چه نیازهای هست که یک پیامبر این گونه باشد و عده­ای به علت آن گمراه شود ؟ آیا عیسی غیر از پیامبری، شانی دیگر همانند منجی بودن هم دارد؟ چرا...

تردیدی نیست که در کیفیت ولادت و زندگی حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ با ولادت سایر انسان ها تفاوت وجود دارد و وجود این تفاوت برای هر کسی سوال ایجاد می کند که چه حکمتی در این نوع ولادت نهفته است.
در پاسخ این پرسش گفته می شود که ممکن است در خلقت و زندگی ممتاز حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ با علم الهی حکمت ها و تعالیم زیادی نهفته باشد لکن خداوند خودش در بیان حکمت آن می فرماید: «ما مریم و پسرش را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم».[1] شیخ طوسی در ذیل این آیه شریفه می گوید این که خداوند فرموده ما عیسی و مادرش را آیت و نشانه برای جهانیان قرار دادیم معنایش این است که آنان حجّت خدا بر مردم هستند تا بدانند که خداوند قادر بر اختراع اجسام است بدون این که چیزی در بین باشد چنان چه که عیسی ـ علیه السلام ـ را بدون پدر اختراع کرده و به وجود آورد.[2]
بنابر این خداوند خواسته است که با خلقت خارق العاده حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و معجزات گوناگون و متفاوت او قدرت خود را به نمایش بگذارد و باعث استحکام ایمان مردم گردد. در این باره از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیده شدکه چرا خداوند آدم را بدون پدر و مادر و عیسی ـ علیه السلام ـ را بدون پدر و سایر مردم را از پدران و مادران آفرید؟ امام در جواب فرمود: «برای این که مردم به تمام قدرت و کمال توانایی خدا پی برده و بدانند که خداوند می تواند مخلوقی را از مادر به تنهایی بدون پدر بیافریند چنان چه قادر است موجود را بدون وجود پدر و مادر ایجاد نماید و اقدام به آن نمود تا مردم بدانند که حضرتش به هر چیزی قادر و توانا است.»[3]
اما این تصور که ولادت متفاوت حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ باعث گمراهی مسیحیان شده به جا نمی باشد زیرا این مسئله نه تنها باعث انحراف، شرک و تثلیث و امثال آن ها نمی شود، بلکه هر انسان عاقلی از حادثه خارق العاده و کیفیت زندگی حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ عبرت گرفته در ایمان او نسبت به خدای یکتا و قدرت لایزال او محکم تر و استوارتر می گردد. خداوند عادل با علم و حکمت مطلقی که دارد کاری انجام نمی دهد که باعث انحراف و گمراهی بندگانش گردد چه این که این کار منافات با هدف رسالت و نبوت دارد بلکه خدا حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ را برای هدایت مردم آفرید و به نبوتش مبعوث نمود. علاّمه طباطبائی در این باره می فرماید: «کیفیت ولادت حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ دلالتی بیشتر از این ندارد که او بشر است و مخلوق خداوند است مثل حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و جایز نیست که در مورد او بيشتر و بالاتر از آن چه که در مورد آدم ـ علیه السلام ـ گفته می شود، گفته شود زیرا خدا آدم ـ علیه السلام ـ را بدون پدر و مادر خلق نمود. خداوند در بیان این مطلب می فرماید: مَثَل عیسی در نزد خدا هم چون آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود موجود باش او هم فوراً موجود شد».[4] پس با توجه به این که بر طبق گفته قرآن خلقت حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ شباهت به خلقت حضرت آدم ـ علیه السلام ـ دارد، با دو دلیل زیر الوهیت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نفی می گردد:
1ـ حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ مخلوق خدا است و کسی که مخلوق خدا باشد نمی تواند ربّ و پروردگار باشد بلکه او عبد خدا خواهد بود.
2ـ خلقت عیسی ـ علیه السلام ـ که بالاتر از خلقت آدم نیست. اگر خلقت عیسی اقتضای الوهیت را دارد، خلقت حضرت آدم به طریق اولی باید چنین اقتضایی داشته باشد در حالی که هیچ کس حتی مسیحیان قائل به الوهیت آدم نمی باشند.
بنابر این تولد و خلقت حضرت مسیح مانند خلقت حضرت آدم ـ علیه السلام ـ طبیعی و تکوینی می باشد هر چند خارق سنت جاری در توالد و تناسل است و این جز بر قدرت مطلق خداوند که موجودیت و خلقت هر چیزی در اراده اوست، بر چیزی دیگری دلالت ندارد».[5]
از آن چه که بیان شد این نتیجه قطعی است که کیفیت آفریده شدن حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ باعث انحراف مسیحیان نشده است بلکه انحراف آنان ریشه در درون فرهنگ حاکم بر جامعه آن زمان دارد و اثر تاثیر پذیری آنان از عقاید بت پرستان و رومیان و یونانیان قدیم ناشی شده است که در این مختصر مجالی برای طرح این بحث وجود ندارد.
اما درباره شئون حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ باید گفته شود که شأن آن حضرت مانند سایر انبیا اولوالعزم در رسالت، امامت و ولایت منحصر است و شأن دیگری همانند منجیگری برای آن حضرت ثابت نمی باشد چنان چه که برای هیچ پیامبر دیگری نیز چنین چیزی گفته نشده است. طبق فرمایش علاّمه طباطبایی خداوند حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ را با بیست و دو صفت و خصلت که از مقامات ولایت به شمار می آیند توصیف نموده است[6] به اين بیان که عیسی ـ علیه السلام ـ بنده خدا و نبی (مریم / 30) و رسول به سوی بنی اسرائیل (آل عمران / 49) و يکي از پنج پيامبر اولوالعزم و صاحب شريعت و کتاب انجيل بود (احزاب / 7، شوري / 13، مائده / 46) او کلمه و روح خدا (نسا / 171) و امام بود (احزاب / 7) و خدا او را مسیح و عیسی نامیده (ال عمران / 45) و از شهدا بر اعمال می باشد (نسا / 159) او بشارت دهنده به رسول خاتم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ (صف / 6) و وجیه در دنیا و آخرت و از مقربین (آل عمران / 45 و مائده / 117) و از برگزیدگان و صالحین است (آل عمران / 33، انعام / 87 و 85) او مبارک و ذکر و آیت برای مردم و رحمت خدا و نیکوکار نسبت به مادرش و سلام کننده بر اوست (مریم / 33 و 19) و از کسانی است که خداوند علم کتاب و حکمت را به آنان آموخته است (آل عمران / 48).
از مجموع آن چه بیان گردید این نتیجه به دست می آید که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ مخلوق و بنده خدا و یکی از پیامبران اولوالعزم است و کوچک ترین دلالتی در کیفیت آفریده شدنش بر الوهیت او وجود ندارد تا باعث گمراهی و انحراف گردد و لذا دلایل  ریشه های انحراف مسیحیان را باید در خارج از این مسئله جستجو نمود.

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ صد مقاله سلطانی، سلطان الواعظین شیرازی.
2ـ عیسی پیام آور اسلام، دکتر احمد بهشتی.
 
پي نوشت ها:
[1] . انبیا / 91.
[2] . طوسی، محمد بن الحسن، التبیان، مکتب الاعلام الاسلامی، 1409ق، ج7، ص372.
[3] . صدوق، محمدبن بابویه، علل الشرایع، نجف، مطبعه الحیدریه، 1386ق، ج1، ص15.
[4] . آل عمران / 59.
[5] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان، قم، موسسه نشر اسلامی، 3/212.
[6] . همان، ص 282.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :