امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
741
پيامبر اكرم - صلي الله عليه و اله و سلم- «رحمه للعالمين» و «شفيع» امت اسلام است پس چرا در روز قيامت از امتش در مهجوريت قرآن شكايت مي كند؟

قرآن در آية «107» سورة انبياء به رحمت عامه وجود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اشاره كرده و مي‌فرمايد: «ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم».
عموم مردم دنيا (اعم از مؤمن و كافر) مرهون رحمت تو هستند، چرا كه نشر آئيني را به عهده گرفتي كه سبب نجات همگان است، حال اگر گروهي از آن استفاده كردند و گروهي نكردند، اين مربوط به خودشان است و تأثيري بر عمومي بودن رحمت نمي‌گذارد. اين درست شبيه به آن است كه؛ بيمارستان مجهزي براي درمان بيماري‌ها با پزشكان ماهر و انواع داروها تأسيس كنند. حال اگر بعضي از بيماران لجوج خودشان از قبول اين فيض عام امتناع كنند؛ تأثيري در عمومي بودن آن نخواهد داشت. و به تعبير ديگر رحمت بودن وجود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي همة جهانيان، جنبة مقتضي و فاعليت فاعل دارد و مسلماً فعليت نتيجه، بستگي به قابليت قابل نيز دارد.[1]
شرايط شفاعت: شفاعت، شرايط و قيودي دارد كه بدون آن امكان‌پذير نيست، چنان كه در آيات قرآن صريحاً اين معني ذكر شده است كه شفاعت تمام شيعيان دربارة گروهي از مجرمان بي‌اثر است، «شفاعت هيچ يك از شفاعت كنندگان به حال آن‌ها سودي ندارد»[2] نه شفاعت انبيا و رسولان و امامان، و نه شفاعت فرشتگان و صديقين و شهدا و صالحين، چرا كه شفاعت، نياز به وجود زمينة مساعد دارد، و اين‌ها زمينه‌ها را به كلي از ميان برده‌اند، شفاعت هم‌چون آب زلالي است كه بر پاي نهال ضعيفي ريخته مي‌شود و بديهي است اگر نهال به كلي مرده باشد اين آب زلال آن را زنده نمي‌كند و به تعبير ديگر «شفاعت» از مادة «شفع» به معني، ضميمه كردن چيزي به چيز ديگر است، و مفهوم اين سخن آن است كه شخص شفاعت شونده قسمتي از راه را با پاي خود پيموده، و در فراز و نشيب‌هاي سخت وامانده، شخص شفاعت كننده به او ضميمه مي‌شود و او را ياري مي‌كند تا بقية راه را بپيمايد.[3]
نرمش در مسائل شخصي و صلابت در مسائل اصولي:
پيغمبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مسائل شخصي، نرم و ملايم بودند و در مسائل اصولي و كلي صد درصد صلابت داشت. انعطاف ناپذير بود. اگر كسي به شخص پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اهانت مي‌كرد، با عفو و بخشش پيامبر           ـ صلّي الله عليه و آله ـ مواجه مي‌شد و اگر كسي قانون اسلام را نقض مي‌كرد؛ مثلاً دزدي مي‌كرد يا شراب مي‌خورد؛ به شدت با او برخورد مي‌نمود.
به عنوان مثال، پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در برابر اهانت يك فرد يهودي آن قدر نرمش نشان داد كه مرد يهودي همان جا ايمان آورد.[4] امّا دربارة زني از اشراف قريش كه مرتكب دزدي شده بود، هيچ گونه توصيه و وساطتي را نپذيرفت و فرمود: آيا مي‌گوييد من قانون اسلام را معطّل كنم؟![5] پس پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مسائل اصولي هرگز نرمش نشان نمي‌داد، درحالي كه در مسائل شخصي فوق‌العاده مهربان و باگذشت بود.[6]
بديهي است كه مسئلة مهجور گذاردن قرآن نيز از جمله مسائل اصولي اسلام است، و عفو و گذشت پيامبر                 ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز شامل آن نمي‌شود.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ روز قيامت به خاطر عمل نكردن امتش به قرآن، از آنان شكايت مي‌كند. امام باقر      ـ عليه السلام ـ از، پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايت مي‌كند كه فرمود: «روز قيامت، من نخستين اعزام شونده به نزد خدا هستم و كتابش و بعد اهل ‌بيتم و سپس امّتم. آن‌گاه از ايشان مي‌پرسم كه با كتاب خدا و اهل‌بيت من چه كرديد؟»[7]
در روايت ديگري از پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است: «قرآن هدايت از گمراهي، روشنگري از نابينايي، بازدارنده از لغزش، نور از تيرگي، بازدارنده از هلاكت و نابودي، رهايي از كجروي و بيان آزمون‌ها و رسيدن از دنيا به آخرت، و در آن كمال دين‌تان وجود دارد، و هيچ كس از قرآن روي نتابد، مگر آن كه به سوي دوزخ روان شود.»

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيد محمد تقي مدرسي، تفسير هدايت، ترجمة پرويز اتابكي، مشهد: آستان قدس رضوي، چ 1، 78، ج 8، ص 424.
2. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 15، ص 76 ـ 77.
3. جمعي از نويسندگان، ره توشة راهيان نور ويژة جوانان قم، دفتر تبليغات اسلامي، چ 1، 1376، ص 43 ـ 50.

پي نوشت ها:
[1] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، 1362، ج 13، ص 526.
[2] . مدثر/48.
[3] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ نهم، 1370، ج25، ص256.
[4] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403، هـ . ق، ج 16، ص 216.
[5] . محدث نوري، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، چاپ اوّل، 1408 هـ . ق، ج 18، ص 7.
[6] . مطهري، مرتضي، سيري در سيرة نبوي، تهران، صدرا، چاپ پنجم، 1367، ص 236 ـ 238 با اندكي تصرف.
[7] . جمعه عروسي حويزي، عبد علي، تفسير نورالثقلين، قم، اسماعيليان، چاپ چهارم، 1373، ج 4، ص 13.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :