امروز:
سه شنبه 6 تير 1396
بازدید :
644
حديث غدير

وجه تسميه و محل غدير خم:
غدير گودال آب است كه بعد از گذشتن سيل بر جاي مي ماند و به زودي خشك مي شود. فعيل به معني مفعول است يعني بر جاي مانده (مغدور) يا فعيل به معني فاعل است يعني خيانت كننده (غادر و غدار) چون در وقت حاجت خشك مي شود و به تشنگان خيانت مي كند. غدير خم نام واحه يي در سه ميلي جحفه است كه قبايل خزاعه و كنانه در زمان جاهليت در آن جا منزل مي كردند. خم به معني بدبوست. گويند هواي غدير خم آن قدر ناسازگار است كه هيچ كودكي در آن تا سن بلوغ زنده نمي ماند مگر آن كه به جاي ديگر برود. جحفه بر وزن غرفه آباديي است در اراضي ساحلي حجاز در جنوب شرقي رابغ بين مكه و مدينه (بين خليص و بدر) كه به بدي آب و هوا شهرت دارد. اين محل، ميقات حاجيان شام و مصر و عراق بود كه از راه دريا به حجاز مي رسيدند. ولي امروز متروك است و حاجيان در منزل رابغ احرام مي بندند (قاموس؛ مجمع البحرين؛ المنجد؛ تهذيب الصحاح؛ اخبار مكه، ازرقي، 2/310؛ حواشي سيره ابن هشام، 1/9).
اهميت غدير خم؛ اهميت غدير براي شيعيان بدان سبب است كه رسول الله (ص) در آنجا اميرالمؤمنين علي (ع) را به ولايت و خلافت منصوب نمود. از اين رو آنان دوري راه و بدي آب و هوا را تحمل مي كنند و حتي المقدور خود را به جحفه و غدير خم رسانده در آن جا احرام مي بندند. اخيرا هم مسجدي در آن جا ساخته اند (خاطرات سفارت و سرپرستي حج، از نويسنده). حديث غدير كه قوي ترين نص و معتبرترين سند ولايت و خلافت علي (ع) است بدين شرح است: رسول الله (ص) در اواخر سال دهم هجري كه دوران غزوات سپري شده و اكثر قبايل عرب به اسلام گرائيده بودند عازم حج گرديد. اين تنها حج او بعد از هجرت به مدينه بود ـ فريضه حج در سال نهم هجري واجب گرديد ـ از اين رو آن را حجة الاسلام و حجة الوداع ناميدند. به علاوه چون به حكم وحي الهي ولايت علي (ع) را ابلاغ و در نتيجه دين را كامل و نعمت را تمام فرمود آن را حجة الوداع و حجة الكمال و حجة التمام گفتند. در اين سفر زوجات و اهل بيت پيغمبر (ص) و وجوه مهاجرين و انصار و تعداد بسياري از اهالي مدينه و حومه آن همراه بودند. رسول الله (ص) در مدينه به جامه احرام در آمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذي قعده بعد از نماز ظهر از شهر بيرون آمد و به ذوالحليفه بيرون مدينه منتقل گرديد. چون امر شده بود كه هر كس بتواند بايد كه در اين سفر همراه باشد با آن كه بيماري حصبه (يا آبله) در منطقه مدينه شيوع داشت و عده اي بيمار بودند لااقل 90 هزار ـ يا 114 يا 124 هزار ـ نفر به معيت رسول الله (ص) عزيمت كردند. تعدادي هم بين مدينه و مكه ضميمه شدند مانند عشاير سر راه و آنان كه همراه اميرالمؤمنين (ع) و ابوموسي اشعري از يمن باز مي گشتند. سفر به مكه ده روز و به قولي هشت روز طول كشيد و رسول الله (ص) بعد از عبور از منازل يلملم، سياله، عرق الظبيه، روحاء، منصرف، متعشي، اثابه، عرج، سقياء، ابواء، جحفه، قديد، غميم، مر الظهران و سرف روز يكشنبه چهارم يا سه شنبه ششم ذيحجه وارد مكه گرديد و مناسك حج را به شرحي كه در كتب سيره مسطور است به جاي آورد (طبقات الكبير، ابن سعد، 3/255؛ امتاع الاسماع، مقريزي، 4/510؛ الغدير، اميني، 1/9؛ سيره ابن هشام، 2/601؛ السيرة الحلبية، حلبي، 3/283؛ درر الفوائد، جزايري، 73).

خطبه غدير:
در راه بازگشت به مدينه (روز 18 ذيحجه سال دهم هجرت) وقتي رسول خدا (ص) به منزل غدير خم رسيد فرشته خداي بر او نازل گشت و اين آيت را در شأن اميرالمؤمنين علي (ع) ابلاغ نمود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس... (مائده، 67) يعني: اي پيغامبر فرستاده، برسان آن چه فرو فرستاده شده است به تو از خداي تو اگر نرساني چنان است كه هيچ يك از پيغامهاي خدا را نرسانيده باشي. خدا ترا از مردمان نگاه مي دارد... براي اجراي امر الهي رسول خدا دستور داد حاجياني را كه از پيش رفته بودند و آنان كه هنوز حركت نكرده بودند توقف كنند سپس فرمود در محل غدير خم، محوطه اي را كه پنج درخت سمره (خارين) در اطراف آن بود از خس و خاشاك ستردند و روي درختها سايبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذي حجة رسول الله (ص) ، نماز ظهر را پيشاپيش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به قدري سوزنده بود كه مردم قسمتي از رداي خود را زير پا مي افكندند و قسمتي را روي سر مي كشيدند. بعد از نماز بر منبري از جهاز شتران كه در وسط جمعيت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطي در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بيت ايراد نمود متن كامل اين خطبه را سپهر در ناسخ التواريخ (1/495) نقل كرده است. در پايان خطبه، رسول الله (ص) دو بازوي علي را گرفته برافراشت به طوري كه زير بغل هر دو پيدا شد. آن گاه فرمود: ايها الناس من اولي الناس بالمؤمنين من انفسهم؟ اي مردم چه كسي از جان مردمان به ايشان از خودشان (نزديكتر) و سزاوارتر است؟ همه گفتند : خداي و رسول او بهتر مي دانند. پيغمبر فرمود: ان الله مولاي و انا مولي المؤمنين و انا اولي بهم من انفسهم، فمن كنت مولاه فعلي مولاه (يقولها ثلاث مرات و في لفظ احمد اربع مرات) ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابعض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حيث دار. الا فيبلع الشاهد الغايب» يعني خداي مولي و سرور من است و من مولي و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان به ايشان سزاوارترم. هر كه را من مولي و سرورم پس علي نيز مولي و سرور او است (اين سخن را سه بار و به قول امام احمد بن حنبل چهار بار مكرر فرمود) سپس گفت: خدايا طرفدار كسي باش كه طرفدار علي باشد و خصم آن باش كه با او بستيزد. دوست بدار هر كه او را دوست دارد. و دشمن بدار هر كه او را دشمن دارد و ياري كن هر كه او را ياري كند و خوار بدار هر كه او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا كه او مي گردد به هوش باشيد بايد هر كس در اينجا حاضر است اين سخن را به غايبان برساند (اسباب النزول، واحدي، 150؛ فضائل الخمسة، فيروزآبادي، 1/388؛ تفسير كشف الاسرار، ميبدي، 3/181؛ و عموم تفاسير شيعه مانند تفسير ابوالفتوح و مجمع البيان، وافي، مجمع الزوائد، هيثمي، 9/156؛ ثمار القلوب، ثعالبي، 511). به محض اين كه خطبه و ابلاغ رسول الله (ص) به پايان رسيد هنوز مردم متفرق نشده بودند كه اين آيت نازل گشت: «... اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا...» يعني: امروز دين شما را براي شما به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و از اين كه اسلام دين شما است خشنود گشتم (مائده، 3). پيغمبر (ص) پس از دريافت اين وحي فرمود: «الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمة و رضي الرب برسالتي و الولاية لعلي بعدي» از همه بزرگتر است آن خدايي كه دين را كامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولايت علي بعد از من خشنود است. سپس سراپرده ويژه اي برافراشتند و به امر رسول الله (ص) مردان و زنان، از جمله زنان پيغمبر (ص) در محضر او با علي بيعت كردند. بعد از اين مراسم به دست خود عمامه اي بر سر علي نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب كرد. اين تكريم را كه در موارد استثنائي و هنگام انتصاب به امارت انجام مي شد «تتويج» يا تاجگذاري مي گفتند. بعد از اين مراسم، بزرگان صحابه به تهنيت علي پيش آمدند. مقدم بر همه ابوبكر و عمر بودند كه گفتند: «هنيئا لك (به قولي بخ بخ لك) يا ابن ابي طالب، اصحبت مولي كل مؤمن و مومنة» گوارا باد ترا اي پسر ابوطالب. به به از اين نعمت صبح مي كني و شام مي كني در حالي كه مولاي همه مردان و زنان با ايمان شده اي. ابن عباس گفت: به خدا سوگند كه اكنون پيمان تو بر گردن همه واجب گرديد. حسان بن ثابت شاعر خاص رسول الله (ص) نيز قصيده اي در تهنيت مراسم غدير از جايگاهي رفيع با صداي بلند انشاء نمود كه مورد تحسين و استقبال آن حضرت واقع شد. شش بيت ذيل از آن قصيده است:
يناديهم يوم الغدير نبيهم
بخم و اسمع بالنبي مناديا
فقال: «فمن مولاكم و نبيكم»
فقالوا: و لم يبدوا هناك تعاميا
«الهك مولانا و انت نبينا
و لم تلق منا في الولاية عاصيا
فقال له: «قم يا علي فانني
رضيتك من بعدي اماما و هاديا
فمن كنت مولاه فهذا وليه
فكونوا له اتباع صدق مواليا»
هناك دعا: اللهم وال وليه
و كن للذي عادي عليا معاديا
پيامبر مسلمانان روز غدير با صداي بلند ايشان را مخاطب ساخت
نداي پيغمبر را بايد با گوش جان شنيد
پس گفت: مولي و پيامبر شما كيست؟
آنان گفتند و ابهامي در سخن ظاهر ننمودند:
خداي تو مولاي ماست و تو پيامبر مايي
و هيچ يك از ما را در ولايت خود نافرمان نخواهي ديد
پس بدو گفت: برخيز اي علي كه من
بعد از خود ترا به راهنمايي و امامت پسنديدم (برگزيدم)
هر كه را من مولي و سرورم اين علي نيز ولي او است
بايد كه همه پيرو راستين و دوستدار و طرفدار او باشيد
در آن جا دعا كرد و گفت: خدايا طرفدار ياران علي باش
و هر كس با علي دشمني كند تو دشمن او باش
(فيض القدير، 6/217؛ كنزالعمال، 8/60؛ الرياض النضرة، 2/170، 217؛ المسند، احمد بن حنبل، 4/281؛ ذخائر العقبي، طبري، 68؛ تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، 8/290؛ اعيان الشيعه، 1/290 به بعد؛ الغدير، 2/43 به روايت از مرزباني و ابن مردويه اصفهاني و ابونعيم اصفهاني و جلال الدين سيوطي و هشت محدث ديگر سني و بيست و شش محدث شيعي).

دلايل اهميت حديث:
بعضي دلائل اهميت حديث غدير به شرح ذيل است: 1) هيچ يك از احاديث نبوي در صحت و تواتر به پايه حديث غدير نمي رسد. سخنان رسول الله (ص) و بيعت مسلمانان با علي در بزرگترين اجتماع اسلامي كه تا آن روز نظير نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگذار گرديد. اميرالمؤمنين (ع) در دوران خلافت واقعه غدير را مكررا در محاجه با مخالفان و ياغيان در محضر مسلمانان يادآوري كرد و هر بار جمعي از صحابه كه در غدير حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند (المستدرك علي الصحيحين، حاكم نيشابوري، 3/371؛ مسند، ابن حنبل، 1/118، 5/366؛ خصائص اميرالمؤمنين (ع) ، نسائي، 93؛ البداية و النهاية، ابن كثير شامي، 5/208) ؛ 2) حديث غدير بزرگترين حجت و مستند شيعه اماميه بر ولايت مطلقه علي (ع) است. به استناد همين حديث است كه خلافت را موهبتي الهي مي دانند نه مقامي كه مردم انتخاب كنند؛ 3) به شهادت دو آيه سوره مائده كه گذشت تشكيل كنگره اسلامي غدير بزرگترين و مهمترين و حساس ترين قسمت از وظائف رسالت پيامبر (ص) بود. به دستور او همه مسلمانان كه توانايي سفر داشتند در حجة الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمي در پيش است كه بايد در آن كنگره اجرا شود. زمان و مكان آن نيز بهترين و مناسبترين بود چون بعد از حج همه از جحفه مي گذشتند و با اشاراتي كه پيغمبر فرموده بود براي بيشتر آنان آخرين فرصتي بود كه سعادت ديدار رسول الله (ص) دست مي داد. نزول وحي در آن محل و وصيت رسول الله (ص) در آخر خطبه كه بايد اين پيام را حاضران به غايبان و نسلها به يكديگر ابلاغ نمايند همه شاهد اهميت فوق العاده حديث غدير است؛ 4) اسناد حديث غدير نيز بر ساير احاديث نبوي برتري و امتياز دارد. بيش از صد و ده تن از اصحاب پيغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعين و سيصد و شصت تن از ثقات محدثين آن را روايت كرده اند (الغدير، 1/14). راويان مشهور غدير از صحابه: اميرالمؤمنين علي، فاطمه زهرا، حسن بن علي، حسين بن علي، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عايشه و ام سلمه همسران پيغمبر، اسماء بنت عميس همسر ابوبكر و سپس علي، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف (عشرة مبشرة) ابوهريره، اسامة بن زيد، ابي بن كعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاري، سلمان فارسي، خالد بن الوليد، عمار بن ياسر و عمر بن العاص... بودند. نام تمامي ايشان و نام تابعين و راوياني كه حديث غدير را روايت كرده اند با ترجمه احوال و روايات ايشان در دو مجلد كتاب عبقات الانوار، تأليف محققانه مير حامد حسين لكنهويي نيشابوري در 1008 صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثين و علماي مشهور كه اين حديث را روايت كرده اند مسطور است. منهج اول و منهج دوم اين اثر بي نظير و مجلدات دوازده گانه منهج دوم كه در شرح حديث غدير و يازده حديث متواتر ديگر شيعه تأليف شده است اثر بي نظيري است كه اهميت حديث غدير را نشان مي دهد (الذريعة الي تصانيف الشيعة، آقا بزرگ تهراني، 15/214) ؛ 5) علاوه بر علماي شيعي كه از عهد شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسي گرفته تا زمان حاضر كتب بسيار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولايت و خلافت علي تأليف كرده اند بسياري از علماي اهل سنت نيز كتب و رسالات ويژه اي به مسأله ولايت و حديث غدير اختصاص داده اند كه اميني در الغدير از بيست و شش تن ايشان نام برده است (1/152) مشهورترين ايشان عبارتند از: ابوجعفر محمد بن جرير بن يزيد طبري (م 310 ق) مفسر و مورخ مشهور كه كتاب الولايه في طريق حديث الغدير را در دو مجلد تأليف و طرق و الفاظ اين حديث را جمع آورده است (ابن كثير شامي، البداية و النهاية، 5/208؛ شيخ ابوجعفر طوسي در الفهرست به نقل الغدير، 1/153). ابن عقده احمد بن سعيد همداني (م 333 ق) كتاب الولاية في طريق حديث الغدير را تأليف و حديث غدير را از صد و پنج طريق روايت كرده است. ابن اثير در الاصابة في تمييز الصحابه و ابن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب از آن بسيار نقل كرده اند. در تهذيب التهذيب (7/337) آمده است كه ابن عقده حديث غدير را از هفتاد صحابي روايت كرده و آن را صحيح مي داند. ابوبكر جغاني (م 355 ق) كتاب من روي حديث غدير خم را تأليف كرده است. (مناقب، ابن شهر آشوب، 1/529) وي حديث غدير را از 125 طريق روايت كرده است. ابوطالب عبيدالله بن احمد انباري واسطي (م 356 ق) كتاب طريق حديث الغدير را تأليف كرده است (رجال نجاشي، 368 به روايت الغدير، 1/154) ؛ ابوالفضل محمد بن عبدالله شيباني (م 372 ق) كتاب من روي حديث غدير خم را تأليف كرده است (همان مآخذ) ؛ حافظ گنجي در كتاب كفاية الطالب (15) آورده است كه علي بن عمر دارقطني بغدادي (م 385 ق) حديث غدير را در جزوه اي جمع آورده است. به روايت شيخ سليمان حنفي در كتاب ينابيع المودة، امام الحرمين ابوالمعالي جويني استاد غزالي گفته است: در بغداد بيست و هشتمين جلد كتابي را در دست صحافي ديدم كه روايات حديث غدير را در لفظ من كنت مولاه فعلي مولاه جمع آورده و در انتهاي آن نوشته شده بود: بقيه در جزء بيست و نهم خواهد آمد. علوي الهدار الحداد در كتاب القول الفصل (1/445 به روايت الغدير، 1/158) آورده است كه حافظ ابوالعلاء عطار همداني گفت: حديث غدير را به دويست و پنجاه طريق روايت مي كنم.

عيد غدير خم:
تعظيم روز غدير و برگزاري مراسم عيد در آن از دير باز شعار تشيع است. به علاوه چون به موجب بعض احاديث (زادالمعاد مجلسي، حديث مقلي بن خنيس) روز غدير مصادف با نوروز بوده شيعيان افغانستان و هند و پاكستان روز اول فروردين را به احترام روز غدير عيد مي گيرند (يادداشتهاي مأموريت نويسنده در هند و پاكستان) در مصر خلفاي فاطمي عيد غدير را رسميت دادند (المعز لدين الله، حسن ابراهيم و طه شرف، 285) ، در ايران نيز از سال 907 ق كه شاه اسماعيل صفوي به سلطنت رسيد و مذهب تشيع را رسميت و رواج داد تا امروز عيد غدير از اعياد رسمي كشوري است. در نجف هر سال در اين روز مراسم باشكوهي در صحن علوي منعقد مي شود و رجال و علماي شيعه و سفراي بلاد اسلامي در آن حضور يافته خطابه ها و قصايد غديريه القاء مي شود (يادداشتهاي مأموريت نويسنده در عراق) در احساء و قطيف كه موطن شيعيان اثني عشري است و در يمن كه شيعيان زيدي به سر مي برند نيز روز غدير با جشن و چراغاني برگذار مي شود و در مجامع مذهبي حديث غدير روايت مي گردد؛

ادبيات غدير و غديريه ها:
واقعه غدير خم علاوه بر آن كه سرفصل كتب تفسير و حديث و كلام و فقه و تاريخ شيعه است در ادبيات و هنر و عادات و آداب اجتماعي و سنن ملي شيعه نيز تأثير سازنده داشته است و مخصوصا در شعر عربي و بعد فارسي جاي ممتازي دارد. علاوه بر حسان بن ثابت كه نخستين شاعر غديريه سرا بود ساير صحابه مانند اميرالمؤمنين علي (ع) ، عمرو بن العاص و قيس بن سعد بن عباده اين حديث را در اشعار خود جاويدان ساختند. بعد از ايشان فحول شعراي عرب مانند كميت بن زيد اسدي، سيد اسماعيل حميري، ابوتمام، دعبل خزاعي، شريف رضي، شريف مرتضي، مهيار ديلمي، صاحب بن عباد، ابوفراس، حسين بن حجاج، كشاجم، ابن منير طرابلسي، و صفي الدين حلي... غديريه هاي پرمغز و عالي سرودند و اين هنر را در ادب عرب و بين شيعيان رايج ساختند. نمونه اشعار ايشان در كتاب اعيان الشيعة و الغدير به چاپ رسيده است. شرح احوال شاعران شيعي عرب در كتاب اخبار شعراء الشيعة تأليف ابوعبدالله مرزباني و ادب الطف تأليف سيد جواد شبر و ساير تراجم شعراء و تواريخ ادب عرب مسطور است.
در زبان فارسي قديمي ترين غديريه از منوچهري دامغاني (م 432 ق) در دست است. از آن پس شاعران شيعي در ايران و ساير بلاد آسيا به غديريه سازي پرداختند و از عهد صفويه رسم شد كه در مجالس رسمي عيد غدير قصائد غديريه خوانده شود. از مشاهير شاعران پارسي غدير بايد از ناصر خسرو قبادياني، سنائي غزنوي، ابن يمين فريومدي، وحشي بافقي، قأآني شيرازي، شمس الشعراء سروش، ملك الشعراء صبوري، غالب دهلوي، اديب الممالك فراهاني، شيخ الرئيس حيرت و ملك الشعراء بهار... نام برد (يادنامه علامه اميني، 1/414 تا 430 مقاله دكتر سجادي، تهران 1352 ش) به علاوه مثنويها و حماسه هاي بسيار در اطراف حديث غدير سروده شده و موضوع را از جنبه هاي مختلف مورد بحث قرار داده اند. مشهورترين مثنويهاي عرفاني كه به نام ولايت نامه معروف است، اثر طبع هاشم ذهبي، محمد هاشم درويش زنجاني، صدر كاشف دزفولي، ضمير حلوايي، عبدالواحد ناظم، فارغ گيلاني، آخوند ملا سلطان علي گنابادي و سليم توني است. (الذريعة، 25/144 و 145).

ايرادات بر حديث غدير و پاسخ آنها:
غالب علماي اهل سنت مانند شيعيان در صحت حديث غدير ترديد نمي كنند. نام چهل تن از ايشان را اميني در الغدير (1/294) با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت كرده است. ولي به دلايلي كه در كتب خود آورده و بيشتر آنها تقليدي است اين حديث را براي اثبات ولايت مطلقه و خلافت بلافصل كافي نمي دانند براي روشن شدن موارد اختلاف توضيحات ذيل نوشته مي شود: 1) از قرن پنجم هجري كه تعصبات وصف آرائي هاي مذهبي شدت يافت بعضي مانند ابن حزم اندلسي (م 438 ق) و بعد از او ابن تيميه (م 622 ق) به دليل آنكه حديث غدير در صحيح بخاري و صحيح مسلم مذكور نيست و از طرق اهل سنت روايت نشده و جز در مسند ابن حنبل در ساير صحاح نيامده است آن را ضعيف شمردند. ملا سعد تفتازاني و قاضي عضد ايجي و ملا علي قوشچي و مير سيد شريف جرجاني و نظاير ايشان نيز همين سخنان را تكرار و براي نظر خود شاهد آوردند كه ابوداوود و ابوحاتم سجستاني نيز صحت اين حديث را مورد طعن قرار داده اند. شيعيان در پاسخ ايشان مي گويند: اولا) احاديث صحيح به مندرجات دو كتاب بخاري و مسلم منحصر نيست. به همين سبب حاكم نيشابوري (م 405 ق) كتاب المستدرك علي الصحيحين را نوشته بود تا احاديث صحيح از قلم افتاده را در آن جمع كند و حديث غدير از آن جمله است؛ ثانيا) حديث غدير در صحيح ترمذي و سنن ابن ماجه و سنن دارقطني و مسند ابن حنبل كه هر چهار از اصول موفق اهل سنت به شمار مي رود مسطور است (فضائل الخمسه، 349) ؛ ثالثا) در طرق حديث غدير سي تن از مشايخ بخاري و مسلم (الغدير، 1/320) مذكورند كه اگر در اعتبار ايشان شكي باشد اعتبار احاديث بخاري و مسلم نيز زير سؤال مي رود؛ رابعا) حديث غدير را صد و ده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعين و سيصد و ده محدث روايت كرده اند. چنين حديث متواتري را ضعيف چگونه توان گفت؛ خامسا) حديث من كنت مولاه فعلي مولاه كه در حديث غدير آمده در ساير احاديث صحيح نيز آمده است. مانند حديث بريدة بن الحصيب و حديث اعمش و حديث ابن عباس (المستدرك علي الصحيحين، 3/110؛ فيض القدير، 6/218؛ حلية الاولياء، 6/4 و 23؛ مسند، ابن حنبل، 5/358؛ كنز العمال، 6/152؛ ذخائر العقبي، 1، 86؛ مجمع الزوائد، 9/119) ؛ 2) در دلالت حديث غدير بر ولايت و امارت علي بر همه مؤمنان و امامت و خلافت او همه علماي شيعي اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسيار از كلام فحول شعراء و لغويين عرب كه قولشان در عربيت حجت است ثابت مي كند كه مولي به معني «اولي به نفس» و ولي واجب الاطاعة است و چنانكه گذشت ابوبكر و عمر علي را «مولي كل مؤمن و مؤمنه» خواندند كه معلوم است به معني ولي واجب الاطاعة است؛ 3) در فرهنگهاي عربي مولي به بيست و هفت معني آمده است: پروردگار، انعام دهنده، انعام داده شده، آزاد كننده، آزاد شده، پسر، عمو، پسر عمو، خواهرزاده، شريك، بنده، مالك بنده، هم سوگند، يار، تابع، همسايه، مهمان، ولي، ناصر، داماد، عهده دار امر، سزاوارتر، خويشاوند، آقا، متولي، فقيد و دوستدار. علماي اهل سنت به دلائلي كه در كتب حديث و كلام ذكر كرده اند مولي را در حديث غدير دوستدار و ياور معني مي كنند. مولانا جلال الدين رومي حديث غدير را در مثنوي معنوي چنين ترجمه كرده است:
زين سبب پيغمبر با اجتهاد
نام خود وان علي مولي نهاد
گفت هر كس را منم مولي و دوست
ابن عم من علي مولاي اوست
و مي گويند مولي به معني اولي يا ولي نيست چون وزن مفعل در زبان عرب به معني افعل يا فعيل نيامده است. بنابراين به اين حديث بر ولايت مطلقه و خلافت علي نمي شود استناد كرد. شيعيان اين استدلال را نادرست مي دانند و شواهد بسيار اقامه مي كنند كه مفعل به معني افعل و فعيل هر دو آمده است (فضائل الخمسة، 1/391 به بعد؛ الغدير، 1/344 به بعد). به علاوه ياري كردن و دوست داشتن پيغمبر به حكم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصيه ياري كردن و محبت علي هم مسأله چنان مهمي نبود كه به خاطر آن كنگره اسلامي تشكيل شود اين امر در ده ها حديث ديگر ابلاغ شده بود و تشريفات و بيعت كردن و تاج پوشي لازم نداشت؛ 4) احمد بن حنبل و ساير ائمه حديث آورده اند كه چند تن از انصار از جمله ابو ايوب انصاري در رحبه (كوفه) نزد علي آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولي خطاب كردند. علي فرمود چرا به من مولي مي گوييد شما عربيد و من مولاي شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدير خم حضور داشتيم و شنيديم كه رسول الله ترا مولاي ما خواند از اين رو بر خود لازم مي بينيم ترا مولي خطاب كنيم (الغدير، 1/187). اين حديث دليل است بر آنكه معني مولي در حديث غدير بالاتر از دوست و ياور و به معني ولي امر است؛ 5) بعض علماي اهل سنت آورده اند كه حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» را رسول الله (ص) به اسامة بن زيد فرمود. او ضمن گفتگو با علي گفت: مولاي من رسول الله است. تو كه مرا آزاد نكرده اي. پيغمبر به اسامه فرمود: هر كرا من آزاد كننده ام علي آزاد كننده اوست. بعضي هم گويند مخاطب اين حديث در روز غدير زيد بن حارثه پدر اسامه بوده است. شيعيان اين قول را به هر دو احتمال باطل مي دانند زيرا اسامة بن زيد آزاد كرده پيغمبر نبود بلكه پدرش را رسول الله (ص) آزاد كرده بود و او آزاد به دنيا آمد. در مورد زيد بن حارثه نيز اين سخن صادق نيست چون او در جمادي الاولي سال هفتم در جنگ موته شهيد شده بود و طبعا نمي توانست در روز غدير حضور داشته باشد. مأمون عباسي با همين استدلال چهل تن از محدثين اهل سنت را مجاب نمود (اعيان الشيعة، 1/363) ؛ 6) ابن كثير شامي در تاريخ دمشق (به روايت اعيان الشيعة) آورده است كه اجتماع غدير خم و حديث غدير در شأن علي بدان سبب بود كه پس از بازگشت وي از فتح يمن چند تن از ناراضيان نسبت خشونت و عدم رعايت عدالت در تقسيم غنايم به او دادند، آن حضرت براي اثبات برائت ساحت علي و رفع شبهه، اجتماع غدير را ترتيب داد و آن سخنان را در فضائل علي بيان نمود. علماي شيعي اين قصه را نيز نامناسب و بي دليل مي دانند زيرا به اتفاق مورخين شكايت ناراضيان و پاسخ قاطع رسول الله در مكه در حضور حاجيان بود و حديث غدير مربوط به روز هجدهم ذيحجه بعد از خروج از مكه و بعد از مناسك حج است. با توجه به اين كه سبب خاصي پيش نيامد كه در فاصله چند روز شاكيان تجديد شكايت كنند و لازم باشد رسول الله (ص) چنان كنگره عظيمي را براي پاسخگويي ترتيب دهد.

مشايخ فريدني - دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 180
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :