امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1041
نظر قرآن كريم، در مورد مرتاض و اعتماد به نفسي كه به خودشان دارند چيست؟ آيا مي‎شود از راه صحيح مرتاض شد يا نه؟

سؤال در دو عرصه قابل بررسي و جواب است: 1. مرتاض شدن 2. اعتماد به نفس داشتن.
1. امّا مرتاض شدن از نظر قرآن كريم: مرتاض كسي است كه براي تهذيب نفس رياضت كشد. مرتاض شدن يعني رياضت كشيدن و خلوت گزيني.[1] قرآن كريم، از آن به «رُهبان» ياد مي‎كند. «رَهْب» يعني ترس و يا ترس همراه با اضطراب. «رهبانيه» در عرف آن است كه انسان از مردم بريده و در اثر خوف از خدا مشغول عبادت خدا شود. راغب گويد: آن افراط در تعبّد است از فرط خوف و ترس.[2]
آن­چه در اين راستا قابل بيان است اين است كه: عرفان و معنويّت در اسلام، با پشمينه پوشي و گوشه نشيني توأم با بي‎تفاوتي و بي‎مسؤوليّتي، به طور كلّي متفاوت است. معنويّت اسلام، رُهبانيّت از نوع بودايي و مسيحي نيست؛ بلكه رياضت در صحنه ي جهاد در عين متن زندگي است.[3] قرآن كريم، مشتمل بر همه چيز است، يعني يك كتاب آدم سازي است، همين طور كه آدم همه چيز است، معنويّت دارد، ماديّت دارد، ظاهر دارد، باطن دارد. قرآن كريم هم كه آمده است اين انسان را بسازد، همه ابعاد انسان را مي‎سازد، يعني كليّه ي احتياجاتي كه انسان دارد. روابط بين شخص و خالق تبارك و تعالي و مسائل توحيد، مسائل صفات حق تعالي، مسائل قيامت، مسائل سياسي و اجتماعي و قضيه جنگ با كفّار و اين ها. در قرآن كريم، پر از اين آيات است.[4]
استاد جوادي آملي مي‎فرمايد: اگر مي‎خواهيد بهره‎هاي بزرگ نصيب شما گردد، برويد در اجتماعات بزرگ و شلوغي‎ها. در اجتماعات بزرگ معنوي، اگر انسان اهل دل باشد بهره مي‎دهد و اگر اهل دل نباشد بهره‎ها مي‎گيرد. هنگامي كه حرم حضرت معصومه ـ عليها السّلام ـ و امام هشتم ـ عليه السّلام ـ شلوغ است به زيارت برويد.[5]
قرآن كريم مي‎فرمايد: «آنگاه از پي آن ها رسولان ديگر خود را فرستاديم و بعد از آنان عيسي پسر مريم را آورديم و انجيل را به او عطا كرديم و در دل كساني كه از او پيروي كردند رأفت و رحمت نهاديم ولي «رهبانيّتي» كه به بدعت آوردند، ما بر آن ها مقرّر نداشته بوديم، گر چه هدفشان جلب خوشنودي خدا بود، ولي حقّ آن را رعايت نكردند، لذا ما به آنان كه ايمان آوردند پاداش داديم ولي بسياري از آن ها فاسقند.[6]»
اين آيه جان مطلب را پيرامون رهبانيّت و سؤال مورد نظر بيان مي‎كند. علامه طباطبايي مي‎فرمايند: رهبانيّت از «رهبه» است كه به معناي خشيت و ترس مي‎باشد و در عرف به انقطاع و گوشه‎گيري انسان از مردم و اجتماع اطلاق مي‎شود كه به خاطر عبادت و ترس از خدا صورت مي‎گيرد. بدعت بودن رهبانيّت از آن جهت بوده است كه عدّه‎اي خودسرانه به چنين كاري دست زده‎اند در حالي كه چنين كاري منشأ ديني و شرعي نداشته است.
در روايت آمده، بني اسرائيل «اَحْدثوا رُهْبانيه». يعني بني اسرائيل رهبانيّت را بدون آن كه پشتوانه ديني و شرعي داشته باشد به وجود آوردند و آن را بدعت‎گذاري كرده‎اند.[7]
خودشناسي از منظر قرآن كريم، اين است كه انسان مقام واقعي خويش را در عالم وجود درك كند؛ بداند خاكي محض نيست، پرتوي از روح الهي در او هست؛ بداند كه در معرفت مي‎تواند بر فرشتگان پيشي بگيرد؛ بداند كه او آزاد و مختار و مسؤول افراد ديگر و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن جهان است؛ بداند كه او امانتدار الهي است؛ بداند كه برحسب تصادف، برتري نيافته است.[8]
فردي به نام علاء از برادر خويش عاصم بن زياد، پيش حضرت امير ـ عليه السّلام ـ شكايت برده، حضرت فرمود چرا؟ گفت: «جامه‎اي پشمين به تن كرده و از دنيا روي برگردانده.» امام فرمود: او را نزد من آريد. چون نزد وي آمد بدو گفت: اي دشمنك خويش! شيطان سرگشته‎ات كرده و از راهت بدر برده. به زن و فرزندانت رحمت نمي‎آوري، و چنين مي‎پنداري كه خدا آن چه را پاكيزه است، بر تو روا فرموده.[9]
چه طور امام علي ـ عليه السّلام ـ بر پشمينه پوشي و پشمينه پوشان توأم با گوشه گيري و بي‎مسؤوليّتي و بي‎تفاوتي كه نتيجه آن «سربار جامعه شدن است مي‎تازد؟! فاصله گرفتن از جامعه و جماعت[10]، و در عين حال مزاحمت ايجاد كردن براي جامعه و كَلّ بر جامعه شدن از نظر قرآن مجيد منفور و منفي است.
البتّه مسأله ي زُهد، خودشناسي، خودسازي، تزكيه و طهارت نفس با پشمينه پوشي، صوفي‎گري و درويشي‎گري و مرتاض شدن، به طور كاملً متفاوت است. امام علي ـ عليه السّلام ـ در تعريف زُهد مي‎فرمايد: « اَلزُّهدُ كُلُّه بين كَلِمتينِ مِنَ الْقرآنِ[11].» زهد در دو جمله قرآن بيان شد. يعني زهد، اين خشكه مقدس بازي‎ها و تحجّر نيست، زهد به روح انسان مربوط است. آنجا كه در سوره حديد مي‎فرمايد: « به خاطر چيزي كه از دستتان رفته است افسوس نخوريد و براي آن چه به شما داده است شادي زده نشويد.[12] به عبارت ديگر اگر تمام دنيا در دست شماست، چنان چه آن را از شما بگيرند تو همان آدم باشي كه هيچ چيز نداشته باشي، و همه دنيا را هم به تو بدهند تو همان آدم باشي.[13] زهد واقعي يعني اين. نه تحجّر، پشمينه پوشي، درويش‎گري و بي‎تفاوتي و بي‎مسؤوليّتي...
2. امّا اعتماد به نفس داشتن: خود اعتماد به نفس يكي از شاخه‎هاي بحث اخلاقي و خودشناسي است كه در ابعاد مختلف زندگي، بروز و ظهور مي‎كند. اعتماد به نفس يعني اعتماد به خدا و ارزش‎ها. انسان با تكيه بر خدا و خدا محوري كردن زندگي، مي‎تواند خودش، راه سعادت و هدايت را در پيش گيرد و يك زندگي سرافرازانه و عزتمندانه داشته باشد.
 امام علي ـ عليه السّلام ـ در اين راستا بسيار نيكو مي‎فرمايند: «ايمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدان­چه در دست خداست بيش از اعتماد وي بدان­چه در دست خود اوست بُوَد.[14]
با ديده ي دقيق و عميق، اعتماد به نفس يعني نوعي خودگردانيِ زندگي است، با تكيه بر توحيد. و اين درست مقابل مرتاض شدن و درويش‎گري است كه نوعي «كَلّ» بر جامعه شدن است. اعتماد به خدا و ارزش‎ها، اميد به وعده‎هاي خدا، اعتماد به راه پيامبران و رهبران، حفظ اعتماد ديگران، همان اعتماد به نفس است كه سر از خودشناسي و خودسازي در مي‎آورد. «مَن عَرَفَ نفسه فقد عَرف رَبّه». اعتماد به نفس در روابط خانوادگي، اعتماد به نفس در مسايل اجتماعي، و سياسي، اعتماد به نفس هنگام مشكلات و مسايل اقتصادي و... بدست نمي‎آيد مگر از راه خودشناسي و خودسازي به معناي درست.
قرآن كريم، كتاب انسان ساز و اخلاق محور است. خداوند از رسول خدا در قرآن به «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[15] ياد مي‎كند. قرآن كريم، زمينه‎ها و عوامل خودسازي را عبارت از: 1. پرستش خدا[16] 2. نماز و روزه 3. معاد باوري[17] 4. علم الهي 5. تهجد[18] 6. تسبيح، توسل و توكل 7. خشيت پروردگار و... مي‎داند. اعتماد به نفس هم كه يكي از شاخه‎هاي بحث اخلاقي است مورد تأييد و مورد تأكيد قرآن كريم است.
امّا مرتاض شدن و اعتماد به نفسي كه مرتاض‎ها به خودشان دارند، مورد تأييد قرآن كريم نيست و از نظر آن منفي و منفور است. البتّه ممكن است انسان در اثر پشت‎كاري كه دارد، عملي را تمرين بكند و با تمرين مداوم و ورزش روحي به مراتبي دست يابد و دست به كارهاي خاصي هم بزند، ولي دليل بر تأييد قرآن و يا اسلام نيست. همان طوري كه يك ورزشكار با تمرين و اعتماد به نفسي كه دارد بر حركات مهمي تسلط پيدا مي‎كند، يك مرتاض هم ممكن است با پشتكار و تمرين مداومي كه دارد دست به حركات و كارهاي غير مترقبه بزند ولي اين نمي‎تواند دليل تأييد قرآن باشد. صرف اينكه يك صوفي كارهاي عجيب و غريب مي‎كند و اداء و اطوار در مي‎آورد نمي‎تواند يك چيز مثبتي باشد. بلي خلقت وجودي و ساختار انسان طوري است كه با تمرينِ مداوم و پشتكار مي‎تواند به مراحل و مراتب خاصي دست يابد. حال آن مراحل و مراتب كار چه است و به چه درجه‎اي از درجات انساني دست يافته است و از چه راهي به آن مراحل دسترسي پيدا كرده است، در جاي خودش بايد بررسي شود، ممكن است مثبت و مورد تأييد قرآن كريم، باشد و ممكن است منفي و منفور باشد. به هر حال رهبانيّت، پشمينه پوشي، درويش‎گري، و بريدن از جامعه و جماعت همراه با بي‎تفاوتي و بي‎مسؤوليّتي در اسلام راه ندارد و مرتاض شدن، مرتاض شدن است. راه صحيح براي مرتاض شدن تصوّر چنداني ندارد. راه صحيح خودسازي همان است كه اشاره شد يعني حركت در مسير حق، سرعت در حركت، سبقت در كار خير و، سپس راهبري و خدمت به خلق راه صحيح و درست خودسازي است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. چهل حديث حضرت امام.
2. تفاسير ذيل آيه 27 از سوره حديد.
3. نگاهي دوباره به تربيت اسلامي، نوشته خسرو باقري.
4. اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني (ره).

پي نوشت ها:
[1] . معين، محمّد، فرهنگ فارسي، ج 3، تهران: امير كبير، چاپ هشتم، 1371، ص 3989.
[2] . قاموس قرآن، ج 3، ص 125.
[3] . رحيم پور، حسن، حسين ـ عليه السّلام ـ عقل سرخ، تهران: سروش، سوّم، 1381، ص 11.
[4] . موسوي خميني، سيّد روح الله، اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني، تهران: مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، دوّم، 1374، ص 49.
[5] . درس تفسير در مسجد اعظم، 1381.
[6] . حديد: 57/ 27.
[7] . طباطبايي، سيّد محمّد حسين، تفسير الميزان، ج 19، بيروت: مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، صص 173 ـ 175.
[8] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 2، تهران، صدرا،سوّم، 1372، ، ص 283.
[9] . نهج البلاغه، خطبه 209.
[10] . مجمع البيان، عربي، چاپ قديم، ج 5، ص 244، ذيل آيه 27، از سوره حديد.
[11] . نهج البلاغه، حكمت 439.
[12] . حديد: 57/ 23.
[13] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 16، تهران، صدرا، چهارم، 1380، ص 70.
[14] . نهج البلاغه، حكمت 310.
[15] . قلم: 68/ 4.
[16] . بقره: 2/ 21 و 22.
[17] . كهف: 18/ 110.
[18] . اسراء: 17/ 79.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :