امروز:
يکشنبه 30 مهر 1396
بازدید :
739
مراروشن نمایید که دین یهود یا دین مسیحیت دیگر به درد نمی خورد؟

معنای لغوی دین، خضوع، انقیاد، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزاست اما در معنای اصطلاحی: «دین عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند.»[1]
بدین ترتیب دین عبارت خواهد بود از روش خاصی در زندگی دنیا که با تنظیم سه جهت اخلاق، عقاید و احکام هم مصالح دنیوی آدمی را تأمین می کند و هم موجب کمال اخروی و حیات ابدی و حقیقی وی در آخرت می شود.
همانگونه که مرحوم علامه طباطبائی نیز بیان داشته اند، دین نزد خدای متعال یکی است و تمام بندگان به پیروی از همان یک دین یعنی اسلام دعوت شده اند. اما شرایع الهی برای پنج پیامبر بزرگ الهی یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ متفاوت بوده و به تناسب حال و استعداد امتها به تدریج جامعیت و گستردگی یافته است تا این که به شریعت کامل و خاتم یعنی اسلام منتهی گردید.
بنابراین، در ذیل دين واحدی بنام اسلام، شرایع مختلفي را در ادوار گوناگون داشته ایم که هر شریعت در عصر خود حق بوده و نیز پله ای است برای ظهور شریعت بعد، به طوری که اگر این مراتب پایین تر وجود نداشته باشند، زمینه بروز مرتبه اعلی و اشرف فراهم نمی آید. شریعت اسلام به جهت تطابق کاملی که با فطرت ویژه انسان ها داشته و تمام نیازمندی های واقعی او را پاسخ می دهد، آخرین شریعت معرفی شده و همه انسان ها پس از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مکلف به تبعیت از آن می باشند. اما چرا با آمدن این شریعت خاتم دیگر نمی توان از شریعت های گذشته مثل یهودیت و یا مسیحیت پیروی کرد؟ در پاسخ به این سؤال چند علت را می توان ذکر نمود که به برخی از آنها اشاره می شود:
الف) تحریف کتب مقدس
در قرآن کریم، بارها و بارها به تحریف کتاب های مقدس یهودیان و مسیحیان و ورود آموزه های اشتباه در شریعت آنها اشاره شده و بدین ترتیب از همة پیروان آنها خواسته شده که به شریعت کامل پیامبر اسلام روی بیاورند. آیاتي که بطور عام تحریف کتب یهودیت و مسیحیت را بیان می دارد عبارتند از: آل عمران، 78 ـ بقره، 75 و 79 ـ نساء، 46 ـ مائده، 13 و 41 و 44 آیاتی که عقیده تثلیث را در مسیحیت رد می کنند عبارتند از مائده، 17 و 73 ـ نساء، 171 ـ مریم، 34، 35.
بنابراین در جایی که خود اهل کتاب تحت تأثیر امیال نفسانی خویش دست در تورات و انجیل برده و در موارد متعددی آیات آن را به تناسب مقاصد و اهدافی که در نظر داشتند تغییر دادند، دیگر امکان بازشناسی تعالیم صحیح از آموزه های ناصحیح برای تودة مردم وجود نخواهد داشت و در نتیجه دین کارآیی خود را از دست خواهد داد.
همچنین این عقاید تحریف شده و باطل در بسیاری از موارد با مباني عقلی در تعارض قرار می گیرد بطور مثال خدایی که در تورات معرفی شده، خدایی است که در کُشتی با حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ از او شکست می خورد.[2]خدایی که به بسیاری از امور آگاهی ندارد[3] و نیز بارها از کار خود پشیمان می گردد.[4] مسلماً این چنین خدایی با آن تفکر عقلانی مسلمانان که خدا را موجودی عقلانی می دانند که خیر مطلق بوده و در نتیجه به همة امور آگاهی و اشراف دارد، سازگاری ندارد و نیز پیامبری که به بیان عهد عتیق مرتکب زنای محصنه می گردد!!![5] محققاً در سخنان خود دیگر برای انسان ها قابل اعتماد نخواهد بود.
ب) نسخ و حذف آموزه های کتب مقدس گذشته
از دیگر شواهدی که حاکی از برتری اسلام و غیرقابل استفاده بودن شرایع گذشته می باشد. نسخ پاره ای از تعالیم جاری در آیین های پیشین می باشد. قرآن کریم نیز با بیان «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »[6] بر ناکارآمدی برخی آموزه های شریعت های پیشین تأکید می کند.
مرحوم علامه طباطبائی در ذیل تفسیر آیة 48 سورة مائده می فرمایند: «قرآن قبول دارد که تورات و انجیل و معارف و احکامش از ناحیة خدا نازل شده بود و مناسب با حال انسان های قبل از این بوده، پس منافات ندارد که در عین اين که از ناحیة خدا بوده، امروز نسخ و تکمیل شود، چیزی از آنها حذف و چیز دیگری اضافه شود، همانطور که مسیح ـ علیه السلام ـ و یا انجیل مسیح ـ علیه السلام ـ مصدق تورات بوده و در عین حال بعضی از محرمات تورات را حذف نموده آنها را حلال کرد.»[7]
پس تعالیم تحریف نشده تورات و انجیل اگر چه کاملاً حق می باشند، اما فقط در یک مدت زمانی خاص جاری بوده اند و پس از آن جای خود را به حکمی داده اند که انطباق بیشتری با طبیعت آدمی دارد.
ج) اکمال اسلام نسبت به شرایع پیشین
کاملتر بودن شریعت خاتم نیز از دیگر عواملی است که ما را از رجوع به کتب یهودیت و مسیحیت باز می دارد. اسلام به تناسب نهایت توان بشری، کاملترین و شاملترین معارف الهی را عرضه داشته و از تبیین کوچکترین اعمال فردی و اجتماعی وی نیز فروگذار ننموده است این شریعت خیر دنیا و آخرت انسان ها را تأمین و اصلاح معاش و معاد او را تضمین نموده است و دقیقاً به همین جهت است که قرآن آن را راه اقوم[8]معرفی نموده و مسلط تر از هر طریق و آیین دیگری برای ادارة امور آدمی تلقی می کند.
د) برخی از آیات قرآن اهل کتاب یعنی مسیحیان و یهودیان را ملزم به پذیرش شریعت اسلام می داند و مسلماً در صورتی که شریعت خود آنها قابل استفاده و صحیح باشد، چنین اجباری درست و عقلایی نمی باشد. به طور مثال بعضی آیات، اسلام را شرط هدایت اهل کتاب بر می شمرد (اعراف، 158ـ مائده، 65 ـ بقره، 137) و یا برخی آیات صراحتاً اهل کتاب را به اسلام فرا می خوانند و به آنها اجازه نمی دهند که به دین سابق خود بسنده نمایند (بقره، 41 ـ آل عمران، 70 و....) و یا آیاتی نیز بیانگر اخذ میثاق از امت های پیشین است که بر اساس آن متعهد شده اند که با نبوت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ به شریعت وی ایمان آورند. (آل عمران، 81 و 82).
بنابراین با آمدن شریعت کامل یعنی اسلام، انسان ها از نظر عقلی نیز این اجازه را ندارند که به شریعت های ناقص و تحریف شده گذشته مراجعه نمایند.

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ دین شناسی، آیت الله جوادی آملی.
2ـ شریعت در آیینة معرفت، آیت الله جوادی آملی.
3ـ سید محمد حسین طباطبایی، بررسی های اسلامی، به کوشش سید هادی خسرو شاهی.
4ـ مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج1.
 
پي نوشت ها:
[1] . سید محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج3، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ نوزدهم، 1383، ص 188، 189 با تلخیص و تغییر.
[2] . تورات، سفر پیدایش، باب 32، ش 24 و 32.
[3] . همان، باب3، ش 8 و 12.
[4] . همان، باب 6، ش 6.
[5] . عهد قدیم، کتاب دوم سموئیل، باب 11.
[6] . توبه، 33.
[7] . سید محمد حسین طباطبایی، همان، ج5، 571.
[8] . اسراء، 90.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :