امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
723
شنبه روز عيد يهوديان است، يكشنبه روز عيد مسيحيان است آيا اين دو روز از طرف خدا براي آنها عيد حساب شده يا خودشان درست كرده اند مثل مسلمانان كه خدا جمعه را عيد براي آنها قرار داده و اگر خدا انتخاب كرده چرا جمعه را انتخاب نكرده؟

براي بيان بهتر مطلب بهتر است آنرا به دو بخش تقسيم كنيم يكي عيد مسيحيان و ديگري عيد يهوديان.
و اما عيد مسيحيان
همة مسيحيان جهان همه ساله دو عيد بزرگ را جشن مي گيرند عيد كريسمس و عيد پاك.
الف. كريسمس
كريسمس همان جشن ميلاد حضرت مسيح ـ عليه‎ السلام ـ است كه به عيد نوئل هم معروف است. روز ميلاد حضرت مسيح ـ عليه‎ السلام ـ 25 دسامبر يعني يك هفته قبل از شروع سال نو ميلادي در نظر گرفته شده است.
اين عيد كه امروزه مهم ترين عيد مسيحيان بشمار مي آيد در آغاز جزو اعياد مسيحي بشمار نمي آمد. اما پس از برگزاري شوراي نيقيه (325 م) توافق شد كه روز 25 دسامبر كه در ميان بت پرستان امپراتوري، روز تولد خداي خورشيد خوانده مي شد روز تولد عيسي ـ عليه‎ السلام ـ اعلام شود.[1]
و امروزه بابا نوئل كه شكل عاميانة نيكولاي قديس، اسقف قرن چهارمي مسيحي است نمادي از عيد كريسمس شده است.
ب. عيد پاك
عيد پاك كه دومين عيد بزرگ مسيحيان است همه هفته در روز  يكشنبه به مناسبت برخاستن مسيح به  گمان مسیحیان از ميان مردگان برگزار مي شود.
مراسم عيد پاك از غروب شنبه آغاز مي شد و تا صبح يكشنبه ادامه داشت اما امروزه زمان برگزاري آن به 2 تا 4 ساعت تقليل يافته است.[2]
فلذا نتيجه اين مي شود كه مسيحيان خود روز يكشنبه را به عنوان عيد قرار داده اند و آن انتخابي از طرف خداوند متعال براي آنها نبوده است.
و اما عيد يهوديان
عيدهاي يهوديان را مي توان به سه قسم تقسيم كرد:
1. سبت و عيد سر ماه و عيد سال هفتم و سال يوبيل.
2. عيد فصح و عيد پنجاهم و يا عيد هفته ها و عيد سايبانها يا جمع.
3. عيد فوريم و عيد التجديد.[3]
يهوديان ادعا مي كنند كه دو قسم اول به دست حضرت موسي ـ عليه‎ السلام ـ يعني شارع دين موسوي براي قوم بني اسرائيل وضع شده است.[4]
آنها براي اثبات اين ادعاي خود به آيات اول سفر پيدايش يا تكوين استدلال مي كنند.
در اين آيات، مراحل خلقت آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است توسط خالق متعال بيان شده، و در آخر گفته شده كه خداوند در روز ششم خلقت را به پايان رسانيد و روز هفتم را به استراحت پرداخت.[5]
بر اين استدلال يهوديان اشكالاتي وارد است.
اول آنكه در اين آيات كلمه سبت ذكر نشده است.
دوم آنكه مگر خداوند متعال خسته مي شود و آيا نياز به استراحت دارد.
سوم آنكه چه دليلي وجود دارد كه روز هفتم همان روز سبت است.
البته در آيات ديگري از عهد عتيق دستوراتي دربارة حرمت قائل شدن براي روز هفتم بدين صورت كه دست از كار بكشيد و به استراحت و دعا بپردازيد بيان شده است.[6]
اما همانطور كه گفته شد دليلي بر اينكه آن روز هفتم روز سبت باشد وجود ندارد. ولي با اين همه در جاي ديگري از تورات چنين آمده است كه: «سبت را ياد كن تا ان را تقديس نمايي»[7] فلذا شايد بتوان اين آيه را دليلي بر مقدس شمردن روز سبت توسط حضرت موسي ـ عليه‎ السلام ـ دانست.
فلذا شايد بتوان بااستناد به برخي آيات عهد عتيق قداست روز سبت را شرعي دانست اما نه آن آياتي كه خود يهوديان به آن استدلال مي كنند.[8]
و اما در مورد اينكه چرا خداوند جمعه را براي آنها عيد معرفي نكرده است بايد گفت كه:
اولاً: خداوند هر قومي را براساس ظرفيت و تواني كه دارد مكلف به اموري مي كند بدين توضيح كه احكام شرايع و قوانين الهي مطابق توان و ظرفيت اقوام بشري وضع شده اند. فلذا احكام شرايع مختلف در برخي موارد (بخاطر تفاوت ظرفيت اقوام) با هم فرق دارند. مثال بارز آن قرار دادن مكه معظمه بعنوان قبله براي مسلمانان و مسجدالاقصي براي يهوديان است.
بهمين خاطر نمي توان گفت: چرا خداوند براي آنها فلان روز را عيد قرار داده و براي مسلمانان فلان روز را چرا كه او حكيم و دانا است و به نيازهاي افراد از هر كس ديگري آگاه تر است.
علامه طباطبائي مفسر بزرگ جهان تشيع در اين باره مي فرمايد:
حرمت سبت، حرمت تشريعي بوده است و به منظور آزمايش بني اسرائيل، اين روز به عبادت اختصاص يافت و كار در آن حرام شد. سپس بني اسرائيل در آن اختلاف كردند، برخي حرمت آن را محترم شمردند و برخي به حرمت آن وقعي ننهادند. و برخي ديگر در ظاهر به حرمت آن قائل بودند ولي با حيله هاي مختلف، تحريم آن را شكستند.[9]
ثانياً. برخي مفسران (برخلاف علامه طباطبائي) ذيل آيات 163 تا 166 سورة اعراف در مورد حرمت روز سبت براي يهوديان معتقدند خداوند روز جمعه را جهت عبادت و استراحت يهود قرار داده بود، ولي آنان روز شنبه را انتخاب كردند و خداوند نيز آنان را عقوبت و روز شنبه را برايشان حرام كرد.[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مسيحيت، هاروي كاكس، ترجمة عبدالرحيم سليماني.
2. مسيحيت مقايسه اي، محمدرضا زيبايي نژاد.

پي نوشت ها:
[1] . مسيحيت شناسي مقايسه اي، محمدرضا زيبايي نژاد، سروش، تهران، 1382، ص 329.
[2] . همان، ص 331.
[3] . قاموس كتاب مقدس، مستر هاكس، اساطير، ط اول، 1377، ص 626.
[4] . همان.
[5] . تكوين، 2:1.
[6] . خروج، 16: 21-30.
[7] . خروج، 8:20.
[8] . مراد آيات اول سفر تكوين يا سفر پيدايش است.
[9] . الميزان، محمدحسين طباطبائي، ج 12، ص 371، ذيل آية 112 سوره نحل.
[10] . يهودشناخت، سهيلا جلالي كندري، نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1380، ص 59.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :